ادبیات فارسی سال اوّل دبیرستان


ادبیات فارسی سال اوّل دبیرستان
شرح ادبیات اول


درس اول
ابتر : بی دنباله ، ناقص / از دیرباز : از قدیم ،از مدتی پیش از این/ بخشایندگی:چشم پوشی از گناه ، عفو،ترحم / سر بر آستان کسی نهادن :نیاز خود را از کسی خواستن (کنایه) / بهترین سرآغاز :بهترین شروع یا مقدمه ؛برگرفته از لیلی و مجنون نظامی: ای نام تو بهترین سرآغاز – بی نام تو نامه کی کنم باز  / فصل:اینجا یعنی بخشی از کتاب ،معمولا کوچک تر از باب / خداوند جان و خرد: آفریننده ی جان و عقل ، برگرفته از بیت سرآغاز شاهنامه ی فردوسی : به نام خداوند جان و خرد – کزین برتر اندیشه برنگذرد / در هیچ گنجی از حکمت و معرفت گشوده نمی شود :هیچ کتابی آغاز نمی شود؛ گنج حکمت استعاره از کتاب ؛اشاره به بیت سرآغاز مخزن الاسرار نظامی : بسم الله الرحمن الرحیم – هست کلید در گنج حکیم / نعت :ستایش،وصف کردن کسی یا چیزی به خاطر خوبی هایی که دارد / منقبت : هنر و کار نیک ،مدح و ستایش پیامبر و اهل بیت / شیوا : خوب ،نیکو،فصیح ،بلیغ/ ستایش خدا و پیغمبر حمد و ستایش مخصوص خداوند آفریننده ی جهان است .[۱] کسی که ستارگان درخشان به نور روشنی و پاکی او می تابند و آسمان گردنده به اراده و حکم او پایدار است .[۲] خالقی که فقط پرستش او شایسته است . بخشنده ای که خواهش جز از او گوارا نیست .[۳] به وجود آورنده از نیستی،میراننده پس از زندگی[۴] ،عزیز کننده ی بندگان از ذلت و پستی ،ذلیل کننده ی متکبران پس از سروری[۵] ،پادشاهی فقط برازنده ی اوست ،خدایی فقط شایسته ی اوست .[۶] بزرگی و بالاتری از آستان او جست و جو کن و بس .[۷] هر کس که از سر نادانی او را انتخاب نکرد ،آسیب و زیان انتخابش ناگزیر به خودش رسید .[۸] وجود هرچه نشان هستی دارد(همه ی موجودات) به واسطه ی اوست [۹].  بیت: بلندی و پستی جهان از توست – نمی دانم چیستی ،هرچیز که هستی می دانم که  هستی[۱۰] (یا همه ی هستی تویی) سلام بر پیامبر آخر ،پیش آهنگ پیامبران گذشته، حل کننده ی همه ی مشکل ها،آموزش دهنده ی همه ی پندها [۱۱]، نشان دهنده ی راه به گمراهان ،آگاه کننده ی مردم به نیک و بد ،نام او در همه ی زبان ها ستایش شده و گوش شنوندگان پند سخن او را شنیده و درک کرده[۱۲] ،نیز سلام بر اصحاب برگزیده و خاندان نیک او باد[۱۳] تا زمانی که باد و آب و آتش و خاک در آفرینش به کار می رود و گل بر شاخه هم نشین خار است . [۱۴] با تو یاد هیچ کس نبود روا [۱۵] ۱٫     ای خدا که بخشش تو برآورنده ی نیاز ماست / با وجود تو، یاد کردن از هیچ کس دیگر شایسته نیست[۱۶] ۲٫     قطره ی  دانشی را که از نزد خودت به ما بخشیدی /به دریاهای علم خود وصل کن[۱۷] ۳٫     قطره ای از دانش در جان من است / آن را از هوا و غبار بدن رها کن [۱۸] ۴٫     ای خدا دام و دانه های زیادی بر سر راه است / و ما مانند پرندگان طمعکار گرسنه ای هستیم[۱۹] ۵٫     اگر در هر قدم دام های بسیار باشد / وقتی تو با ما هستی غمی نیست ۶٫     از خدا می خواهیم ما را به رعایت ادب موفق کند / چرا که بی ادب از لطف خدا بی بهره می ماند [۲۰] ۷٫     بی ادب نه تنها خود را به رنج می اندازد / بلکه آتش به همه ی جهان می زند[۲۱] ادبیات چیست؟ در : مروارید / درهایی از دریای ادب : استعاره از نظم و نثر/ دریای ادب : تشبیه ادبیات به دریا شعر : مانند فریاد رعد غران که در کوه بپیچد / جهان از آواز عاشقانه ی ما پر شده است[۲۲] آواز دلنشین نی به خاطر نفس گرمی است که در آن روان می شود / گرمی و تأثیر شعر ما نیز به خاطر سوز برخاسته از دل ماست[۲۳]     درآمدی بر انواع  ادبی  اساس تقسیم بندی آثار ادبی در میان گذشتگان بر صورت و شکل ظاهری  بود. گذشتگان ، شعر را بر اساس شکل به این انواع  تقسیم می کردند :رباعی ، دوبیتی ،مثنوی ،قطعه و… اما قصیده و غزل  را بر اساس محتوا از هم جدا می کردند . نثر را نیز بر اساس شکل به این انواع تقسیم می کردند : ۱-    نثر ساده :نثری که سجع و آرایه های لفظی یا اصطلاحات دشوار ندارد. مثال: قابوس نامه ۲-     نثر مسجع و فنی: نثری که در آن سجع و آرایه ها به صورت معتدل به کار می رود . مثال: کلیله و دمنه ۳-     نثر مصنوع و متکلف :نثری که سجع و آرایه ها به صورت افراطی در آن به کار می رود. مثال: جهانگشای جوینی سجع : به یکسان بودن ِ  ۱- حرف های پایانی ۲- وزن ۳- هم حرف های پایانی و هم وزن ِ دو واژه در نثر سجع گفته می شود. به نوع اول مطرف به  نوع دوم متوازن به نوع سوم متوازی می گویند . مثال : مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب تقسیم بندی آثار ادبی در ادبیات جهان بر اساس اندیشه و محتوا ست انواع ادبی در ادبیات جهان عبارت اند از : ۱- حماسی ۲- غنایی ۳- نمایشی ۴- تعلیمی ادبیات حماسی: معنای لغوی حماسه : دلاوری ،شجاعت معنای اصطلاحی حماسه: روایتی است داستانی از تاریخ تخیلی یک ملت که با قهرمانی ها و اعمال و حوادث خارق العاده در می آمیزد. ویژگی های حماسه : ۱- شکل داستانی (زمینه داستانی )۲-  وجود انسان های آرمانی و برتر(زمینه قهرمانی ) ۳- رویدادهای غیرطبیعی و خلاف عادت(زمینه ی خرق عادت )  ۴- تاریخ تخیلی یک ملت (زمینه ملی) ویژگی اصلی حماسه : تخیلی بودن و شکل داستانی رویدادها غیر طبیعی در حماسه بیانگرچیست؟نشانگرآرمان ها و آرزوهای بزرگ یک ملت در زمینه های مذهبی ،اخلاقی ونظام  اجتماعی و بیانگر عقاید کلی آن ملت در باره مسائلی مانند آفرینش ،زندگی ،مرگ و …است نمونه اعلای حماسه در ادب فارسی : شاهنمامه فردوسی آغاز نظم شاهنامه : ۳۷۰ ه. ق مدت نظم شاهنامه از زبان فردوسی: بسی رنج بردم در این سال سی – عجم زنده کردم بدین پارسی بخش های شاهنامه : ۱- اساطیری ۲- حماسی ۳- تاریخی رزم   رستم و سهراب ۱ ۱٫     حالا به ]داستان [جنگ سهراب و رستم گوش کن / دیگر ]داستان ها[ را شنیده ای این را هم گوش کن نخجیر : شکار / نخجیرگاه :شکارگاه / توران :در شاهنامه نام کشوری است که با ایران همیشه در جنگ است ./ روی نهاد : به سویی روی نهادن یعنی به سمت چیزی رفتن ،متوجه سویی شدن /رخش : نام اسب رستم / سمنگان : شهری در تورا . امروز در افغانستان است / تهمینه : مادر سهراب ۲٫     ]مهره را [به او داد و به او گفت که این را نگه دار / اگر روزگار برای تو  دختر بیاورد  (اگر دختر قسمت تو شد ) ۳٫     ]مهره را  [بگیر و بر گیسوی اوبدوز / با طالع خوب  و فال روشنی بخش  (با فرخندگی و مبارکی ) ·        به گیسوی او بر : بر گیسوی او ؛در قدیم گاهی علاوه بر پیش ، پس از  متمم هم حرف اضافه می آمد : حرف اضافه مضاعف/نیک اختر : اختر نیک ،ستاره ی خوب، / فال :اینجا یعنی بخت ،طالع ؛ طالع بینی،علمی قدیمی که به وسیله ی آن  از وضع ستارگان در آسمان یا گشودن کتاب و ...سرنوشت افراد را پیش بینی می کردند / گیتی فروز : روشن کننده ی جهان ۴٫     و اگر چنانچه از ستاره ]ها[ پسر بیاید(پسر قسمتت شود) / نشان پدر را به بازوی او ببند ۵٫     وقتی نه ماه بر دختر شاه گذشت / پسری مانند ماه درخشان  برایش آمد.(صاحب پسری مانند ماه درخشان شد) ·        در مصراع دوم تشبیه به کار رفته است .مشبه : پور   - مشبه به:ماه ۶٫     وقتی خندان شد  و چهره را شاداب کرد / نام او را  تهمینه ،سهراب گذاشت چهره شاداب کرد : چهره شاداب نشان داد/ ورا : او را = وی را/ ورا نام : نام او / ۷٫     ] پسر  [ وقتی یک ماهه شد مانند یک ساله بود / سینه اش مانند سینه ی رستم پسر زال بود ·        این که یک ماهه مثل یک ساله باشد غیر طبیعی یعنی خارق عادت(خارق العاده) است ،جواب خودآزمایی ۱ ۸٫     وقتی ده ساله شد در آن دیار کسی نبود / که بتواند با وی زور آزمایی کند ۹٫     این که کسی حریف ده ساله نباشد غیر طبیعی یعنی خارق عادت(خارق العاده)  است ،جواب خودآزمایی ۱ ۱۰٫                        تو پسر پهلوان فیل پیکر رستم هستی / از ]نسل [دستان پسر سام و از ]نسل [نریمان هستی پور : پسر / گو : پهلوان / پیلتن : دارای تن پیل ،تشبیه / دستان (زال) ،سام و نیرم اجداد رستم اند. بعضی آن را صفت رستم دانسته اند. ۱۱٫                        آفریننده ی جهان از زمانی که جهان را آفرید / سوار ی مانند رستم  ] تاکنون  [پیدا نشد از تخت برداشتن و از تخت به زیر کشیدن  : از پادشاهی برکنار کردن / کاووس : شاه افسانه ای ایران / افراسیاب : شاه افسانه ای توران  . ۱۲٫                        وقتی رستم پدر باشد و من پسر ]باشم[  / لازم نیست در جهان کسی ]جزما [پادشاه باشد ۱۳٫                        فرمانده (افراسیاب) به دلاوران لشکر گفت / که این راز باید پنهان بماند ۱۴٫                        پسر نباید پدر را بشناسد / زیرا به مهر پدر دل می بندد (محبت پدر در دلش نفوذ می کند) ۱۵٫                        شاید  آن پهلوان دلاور سالخورده / به دست این مرد دلیر  کشته شود ۱۶٫                        پس از آن برای سهراب چاره ای کنید / یک شب در خواب او را بکشید هماورد :هم +آورد(جنگ)، حریف ،هم نبرد/ بی درنگ : بی توقف ،بی مکث ،بلافاصله/ فراخواند: احضار کرد / برآشفت: عصبانی شد ،خشمگین شد/ گیو : از پهلوانان شاهنامه ۱۷٫                        ]رستم را [دستگیر کن و ببر زنده به دار بکش / و از او  دیگر با من سخن نگو منصرف: پشیمان / گران(سپاه گران) : انبوه ، بسیار ،پرشمار /کار پیش نبردن : کار را روبراه کردن ،پیشرفت کردن ،اینجا یعنی پیروز شدن ۱۸٫                        این گرزو شمشیر جنگ را از دست رها کن / جنگ و بیداد را بر زمین بزن (از تصمیم جنگ منصرف شو) ۱۹٫                        دل من به تو مهر می آورد (نسبت به تو احساس محبت می کنم )/] جنگیدن با تو [ عرق شرم بر چهره ام می آورد ۲۰٫                        دیشب سخن از کشتی گرفتن بود / فریب تو را نمی خورم در این باره نکوش ۲۱٫                        بجنگیم پایان کار آن است / که فرمان وتقدیر نگهبان جهان (خداوند) است. رزم رستم و سهراب۲ ۱٫     با کشتی گرفتن  به جنگ پرداختند  / خون و عرق را از تن ریختند (=خون و عرق از تنشان می ریخت ) ۲٫     سهراب مانند فیل مست دست  دراز کرد / او(= رستم) را از جا بلند کرد و بر زمین پست افکند ·        بزد دست : دست دراز کرد ،اقدام کرد/از جا برآوردش: ازجا او را بلند کرد / بنهاد پست : به زمین افکند ۳٫     خنجری آبدار و درخشان را بیرون آورد / می خواست سرش را از تن جدا کند ·        آبگون : آبدار ،درخشان / برکشید: بیرون آورد / همی خواست برید :می خواست ببرد ۴٫     رستم به سهراب گفت ای پهلوان شیرشکار / کمندانداز و دلاور و شمشیرزن ۵٫     روش ما متفاوت است / رسم دین ما غیر از این است ·        دگرگونه تر : متفاوت / آیین : روش ،رسم ،شیوه / آرایش : ترتیب ،رسم ،نهاد ۶٫     کسی که با کشتی گرفتن جنگ کند / سر بزرگی را به زیر گرد بیاورد (بزرگی را بر زمین زند و شکست دهد) ·        کاو : که او / نبرد آورد : بجنگد / مهتر : بزرگ /سر ِ... زیر ِگرد آورد: شکست دهد ،به خاک افکند ۷٫     بار اول که پشتش را به زمین برساند / سرش را نمی برد اگرچه به انتقام باشد ۸٫     دلاور جوان به سخن پیرمرد سر داد(=سخن پیرمرد  را پذیرفت) /  و این سخن  برایش دل پذیر بود ·        سر داد : پذیرفت ؛اما معنی دیگری را نیز می رساند:جان داد ۹٫     [سهراب] دست از او رها کرد (= دست از او برداشت)و به دشت آمد / مانند شیری که از مقابل آهو عبور کرد ·        در مصراع دوم تشبیه به کار رفته است . ۱۰٫                        شکار می کرد و یادش نبود  / از آن کس که با او جنگ آزمایی کرد ۱۱٫                        وقتی رستم از دست او رها شد / مانند یک شمشیر فولادی شد ·        در مصراع دوم تشبیه به کار رفته است . مشبه : رستم ؛مشبه به : تیغ فولاد ۱۲٫                        آهسته به سوی آب روان رفت / هم چنان که مرده  جان بیابد ·        در مصراع دوم تشبیه به کار رفته است . ۱۳٫                        آب خورد و رو و سر و تن را شست / به نزد خدای آفریننده ی جهان رفت ۱۴٫                        پیروزی و قدرت می خواست / از قسمت خورشید وماه آگاه نبود  ۱۵٫                        و ازکنار  آن آب وقتی به نبردگاه رفت / دلش پرترس و چهره اش زرد بود (=هراسناک بود) ·        شد : در قدیم به معنای رفت به کار می رفت . امروزه در بعضی لهجه ها به معنای رفت است ./ جای نبرد:نبردگاه /اندیشه : در گذشته به معنای ترس هم به کار می رفت / روی زرد : زردرو ،اینجا کنایه از ترسان و هراسناک ۱۶٫                        وقتی سهراب شیر افکن او را دید / از باد جوانی دلش شکفت(= از غرور جوانی به هیجان آمد ) ·        اوژن : از فعل کهن اوژنیدن به معنی افکندن و انداختن / باد : غرور ،کبر خودبینی . در مازندران به همین معنا به کار می رود . ۱۷٫                        این گونه گفت که ای رها شده از چنگال شیر / و ای که از ضربه ی شیر دلاور کنار مانده ای ·        شیر : استعاره از سهراب / زخم : ضربه ،امروزه به معنای جراحت است ۱۸٫                        [سهراب]غمگین شد رستم دست دراز کرد / تن و گردن پلنگ جنگجو را گرفت ۱۹٫                        پشت دلاور جوان خم شد / مرگ آمد؛[سهراب] توانایی نداشت ۲۰٫                        [رستم ]مانند شیر او را بر زمین زد / فهمید که او هم در زیر نمی ماند ·        بر زمین بر : بر زمین ، در قدیم گاهی علاوه بر پیش ، پس از  متمم هم حرف اضافه می آمد : حرف اضافه مضاعف/ شیر مشبه به است برای رستم ۲۱٫                        سریع شمشیر تیز را از غلاف در آورد / پهلوی شیر آگاه دل را شکافت ·        شیر : استعاره از سهراب ۲۲٫                        [سهراب] پیچید و پس از آن آهی کشید / اندیشه ی خود را از خوب و بد کوتاه کرد(به خوب و بد فکر نکرد) ۲۳٫                        به او گفت که این بر من از من رسید / روزگار کلیدم را به دست تو داد (تقدیر این بود که مرگم به دست تو باشد) ·        مصراع اول یادآور ضرب المثل از ماست که بر ماست ۲۴٫                        حالا اگر تو در آب ماهی بشوی / ویا مانند شب در تاریکی بروی ۲۵٫                        ویا مانند ستاره به آسمان بروی / از روی زمین مهر خود را کامل ببری(از زمین قطع علاقه کنی)[۲۴] ۲۶٫                        پدر انتقام مرا از تو خواهد خواست / وقتی ببیند که خاک بالین من  است(وقتی ببیند کشته شده ام ) ۲۷٫                        از این نام آوران جنگ جو / کسی هم به سوی رستم خبر می برد ۲۸٫                        که سهراب کشته  و به خواری افکنده شده است / در حالی که تو را می خواست ۲۹٫                        وقتی رستم شنید سرگشته شد / جهان در پیش چشمش  سیاه شد ۳۰٫                        پرسید پس از آن که به هوش آمد / و با ناله و فریاد به او گفت ۳۱٫                        که حالا از رستم چه نشانی داری / که نام او از میان دلیران محو باد ۳۲٫                        به او گفت اگر چنانچه رستم تو هستی / بیهوده مرا از روی لج بازی کشتی ۳۳٫                        به هر نوعی راه نمای تو بودم / مهرت یک ذره از جا نجنبید (= احساس محبت نکردی) ۳۴٫                        حالا بند جوشن مرا باز کن / این تن روشن مرا برهنه ببین ۳۵٫                        رستم وقتی زره را باز کرد و آن نشان را دید / لباس را کاملا بر تن خود چاک زد ۳۶٫                        اشک می ریخت و مو را می کند / سرش پر از خاک و چهره اش پر از اشک بود ۳۷٫                        سهراب به او گفت  که این کار بدتر است / به اشک چشمان نباید گریه کرد ۳۸٫                        حالا از این خودکشی چه سود می بری؟ / این گونه پیش رفت و این کار شدنی بود (آنچه بایست بشود شد ،این کار مقدر بود) درس چهارم    ادبیات نمایشی:ادبیّات  نمایشی گونه ای از ادبیّات است که در قالب نمایش بر روی صحنه می آید.    خاستگاه ادبیات نمایشی:  یونان باستان وروم   موضوع اصلی ادبیات نمایشی: پیوند انسان بازندگی وطبیعت   وظیفه ی اساسی ادبیات نمایشی :تحلیل روحیات انسان و نحوه ی برخورد او با حوادث زندگی است.   انواع  ادبیات نمایشی در غرب:    ۱٫    تراژدی: تصویر نا کا می اشخاص بر جسته است .   ۲٫    کمدی: تجسم عیوت ورذیلت های اخلاقی است به  گونه ای که مایه ی خنده باشد .   ۳٫    درام :کوششی است برای نشان دادن شکل عادی زندگی با همه ی تضا د ها وتعارض های آن.   درون مایه ومحتوای نمایش نامه ها : دینی ،ملّی،سیاسی واجتماعی.   سابقه ی نمایش به شیوه ی امروزی در ایران: به صدسال نمی رسد    سابقه ی نمایش به شیوه ی بومی در ایران : از دیرباز   مهم ترین نمونه هنر دینی و نمایش مذهبی: تعزیه (شبیه خوانی )   نمونه های دیگر نمایش در ایران:  نقا لی نمایش روحوضی سیاه بازی و…    زمان  رواج تعزیه: از قرن های اوّل و دوّم اسلامی    زمان رواج تعزیه با آیین و تشریفات : از زمان آل بویه    زمان آمیختن تعزیه با جلوه هایی از نمایش های محلّی و موسیقی :  دوره ی صفویه   علت ضعف های زبانی در متن تعزیه : معمولا در حین اجرا متن تعزیه دستخوش تغییر تحول می شد و تغییرات وزنی در ان راه می یافت.   میر علمدار   کمر بر میان بستن : کنایه از اقدام به کاری کردن ،عزم کاری کردن ، اهتمام نمودن در کاری و عازم شدن در کاری. (ناظم الاطباء). مهیا شدن. آماده گشتن. (فرهنگ فارسی معین). آماده شدن   ۱٫    ای عمو تن ضعیفم فدایت شود /من تحمل  تشنگی را ندارم   ۲٫    ببین که غمگین و دل سوخته ام  / برای قطره ای آب  بی طاقتم[۲۵]   ۳٫    به یتیمی من بیچاره رحم کن  / جز تو من سرپرستی ندارم   ۴٫    ای سکینه، تاب و طاقت را از من گرفتی  / اکنون جز اشک چشم ، آبی سراغ ندارم   ۵٫    ای گل باغ حسین در این بیابان جز اشک دو چشم ،آبی ندارم   [۲۶]   ۶٫    ای فرمانده پرچمدار من، ای بینایی دو چشم من / ای قدرت بازوی من و ای برادر بهتر از جانم   ۷٫    مشکی را بردار و به سوی میدان برو  [۲۷]   ۸٫    ای ابن سعد که سنگدلی شعار توست /  و پرچم ظلم به دست تو استوار شده است [۲۸]   ۹٫    حسین ،آن شاه عالی مرتبه  فرزند بهترین انسانها چنین گفت [۲۹]   ۱۰٫                       به گمان شما اگرچه این گناهکار / طومارعصیان را سیاه کرده است(شورش کرده) [۳۰]   ۱۱٫                       کودکان من چه گناهی کرده اند / که باید در کنار آب روان از تشنگی جان بدهند [۳۱]   ۱۲٫                       روی  سخنم به تو است ای عباس ای دلاور جهان / برو به حسین ،آن امام تشنه لبان بگو[۳۲]   ۱۳٫                       اگر آب تمام روی جهان  را هم بگیرد / به شما جز نوک نیزه ی برنده چیزی  نمی دهم   ۱۴٫                       مگر آن که بیعت یزید را قبول کنی /  تا در این میدان به کودکان تو آب دهیم   ۱۵٫                       خدایا  چه کنم ؟ ازخجالت چه بگویم /  به کنار آب رفتم اما گلویم از تشنگی  خشک است    ۱۶٫                       خدایا  به برادر چگونه  بگویم  / به آن سرور چه بگویم ؟زبانم لال است .   ۱۷٫                       عباس ،ای نور چشم من  غم مخور / جان برادر ،چرا چشمت پراشک است   ۱۸٫                       خدای دو جهان انتقام مرا می گیرد  / تو ای جان از حسین خجالت نکش [۳۳]   ۱۹٫                       برادر،وقتش شد که هر دو درخون خود غوطه بزنیم  / از این صحرا وبیابان به سوی بهشت بالایی همسفر شویم [۳۴]   ۲۰٫                       با شمشیر تیز و خون ریز یهود و این گروه کافر  / از ستم دشمنان در خاک و خون بغلتیم و دست و سرمان از تن جدا شود [۳۵]   ۲۱٫                       ای تو غم خوار برادر  و ای فرمانده شجاع من  / ای که چشم ستارگان مثل تو را ندید   ۲۲٫                       هنگام قربان شدن دیر شد / نمی توانم صبر کنم شهادت دیر شد   ۲۳٫                       ای برادر جان، پرچم را مردانه پشت برادر بالا بگیر   ۲۴٫                       وقتی پرچم بزرگی من برافراخته شود در میدان جنگ مرا همراهی کن   ۲۵٫                       از خون دشمن دست و شمشیر خود را رنگین کن و پشت برادر بجنگ   ۲۶٫                       از تو جدا نمی شوم تا جان در بدن دارم / اگر جان را فدای تو کردم خوش به اقبالی که دارم   ۲۷٫                       وقتی ازمن دور افتادی ، پس به سویم بیا/ ازمیان لشکر بیرون برو و  نزدیک خیمه ها جست وجو یم کن   ۲۸٫                       وقتی  من از تو جدا شوم ، این پستان را به  شمشیر بزن / این دشت را زیرورو کن  ،شاید مرا پیدا کنی   ۲۹٫                       وقتی  جست وجو کردی شاید مرا درخاک وخون پیدا کنی / از سر لطف یک لحظه بر بالین من بایست[۳۶]   ۳۰٫                       بگذار مانند ابر ِدر هنگام بهار گریه کنیم / که روز وداع یاران از سنگ هم  ناله برمی خیزد [۳۷]   ۳۱٫                       ای فرقه ی آسوده  از آبرو(بی آبرو) /    بر کفر ، نام اسلام نهادید[۳۸]   ۳۲٫                       شما در عالم ذر شرک یزدان و کینه ی رسول را  قبول کردید[۳۹]   ۳۳٫                       من ، ای قوم ، فرزند پیغمبرم /     حسین  سرور است و من نوکرم   ۳۴٫                       یک ذره از کشته شدن ترس ندارم  /    شهادت ارث اجداد من است   ۳۵٫                       در این میدان جنگ چنان خون بریزم  /     که آفریننده ی جهان  آفرین بگوید   ۳۶٫                       ای  مظهر شگفتی ها ، ای والی ولی  / ای پدر  تاج دار  من، ای مرتضی علی[۴۰]   ۳۷٫                       ای ابن سعد ستمگر  امان از دست تو /  قیامت بزرگ بر مردم آشکار شد [۴۱]   ۳۸٫                       مطلع دو نور عباس و حسین از دو جانب به جنگ با تاریکی راهی شدند [۴۲]   ۳۹٫                       ای سالار جهان پرهیز کن  / از عباس آن شیر خشمگین پرهیز کن[۴۳]   ۴۰٫                       به داد لشکر برس که از دست رفت / جهان تاریک شد پرهیز کن   ۴۱٫                       سپاهیان یک بار دیگر جنگجویانه حمله کنید  / میان این دو برادر جدایی بیندازید   ۴۲٫                       به رودخانه پا گذاشت اما لب تشنه از آن بیرون آمد / جوانمردی و مردانگی و غیرت را تماشا کن   رایج ترین نوع ادبی در میان ملت ها : افسانه و قصه معنای وسیع تر افسانه و قصه : داستان شرایط مکانی و زمانی در قصه چگونه تصویر می شود ؟ ۱- گاه به طور واقعی ۲- گاه آمیخته با تخیل مفاهیمی که در قصه ها نمایانده شده است : عشق انسان به انسان ، انسان به خدا ، خدا به انسان ، جنگ ها ، اخلاق ، فضیلت های مشترک ،تجربیات و… چرا ادبیات داستانی هنری ترین نوع ادبیات مردمی نامیده شده است؟ چون مردم شرایط خود را به طور واقعی یا تخیلی در قصه ها تصویر کرده اند. ادبیات داستانی گذشته ی ایران چه ابعادی از زندگی ملت ایران  را نشان می دهد؟ باورها ،معاشرت ها ،مهرورزی ها ،مبارزات و در یک کلام راه و روش زندگی ملت ایران نمونه ای ادبیات داستانی گذشته ی ایران: شاهنامه فردوسی ، سمک عیار ، کلیله و دمنه و هزار و یک شب علاوه بر آثار منظوم و منثور در کدام متون دیگر قطعات داستانی به یادگار مانده است؟ کتاب های تاریخ و تفسیر و تذکره ها قصه برای بزرگان فرهنگ ما وسیله بوده است یا هدف؟ وسیله هدف در قصه چیست؟  هدف متعالی ، راه گشایی ، راه یابی و راه نمایی مولوی برای روشن شدن نسبت قصه و معنی چه چیزی را مثال می زند ؟ نسبت قصه و معنی مثل نسبت پیمانه و دانه است .همان طوری که برای کشاورز  دانه مهم شمرده می شود نه  پیمانه ؛برای عاقلان  رساندن معنی اصل است نه شکل قصه .  نقالی چیست؟ از سرگرمی های مفید گذشتگان که گوینده ای در میان جمع با بیانی جذاب به روایت افسانه ها و داستان ها می پرداخته است . مانند نقالی شاهنامه نویسنده سمک عیار: فرامرز بن خداداد ارجانی سمک عیار در چه قرنی نوشته شد؟ احتمالا ً قرن ششم یا هفتم چه چیزی ثابت می کند سمک عیار داستانی کاملا ً ایرانی است؟ ۱- اشاره به آداب و رسوم گوناگون ایرانی ۲- وجود نام های ایرانی بسیار سمک در داستان سمک عیار چگونه مردی است؟ مردی است عیار از میان مردم که با وجود کوچکی اندام مایه ی شگفتی بسیار است و مظهر دلیری و شجاعت چرا داستان سمک عیار مردمی است ؟ ۱- بیشتر قهرمانان آن از میان عموم مردم برخاسته اند ۲- دوستداران و روایت کنندگان این داستان از عموم مردم بوده اند . سمک و قطران سمک پیش خورشید شاه ایستاده بود و تعظیم می کرد و گفت :« ای بزرگوار به فرخندگی بخت تو امشب قطران را دربند می آورم ». این را گفت و به راه افتاد و همچنان می رفت تا از مقدمه ی سپاه گذشت . از  بی راهه می رفت[۴۴] که ناگهان یک نفر را دید که به سمت لشکرگاه آن ها می رفت . وقتی سمک را دید، گودالی بود ، در آن گودال رفت و کمین کرد. سمک پیش خود گفت :« نقشه ای  از پیش برای این کار کشیده شده است .[۴۵] این فرد مانند من [که به لشکرگاه دشمن می روم] به نظر می رسد که به لشکرگاه ما می رود» . خود را به بی خبری زد به این معنی که از او اطلاع ندارم ؛ناگهان خود را بر سر آن مرد انداخت و او را دستگیر کرد و خنجر را بیرون آورد تا او را بکشد . آن فرد گفت : «ای جوانمرد تو کی هستی و من چه کار کرده ام که می خواهی مرا بکشی؟» سمک جوانمرد گفت: ای بی مقدار مرا نمی شناسی ؟ من سمک عیارم . راست بگو که تو کی هستی و از کجا می آیی و به کجا می روی ؟ اگر زنده ماندن را می خواهی آسان است ». آن فرد گفت:«  ای سمک قسم بخور به من امان می دهی و آزاری به من نمی رسانی تا راست را بگویم». سمک قسم خورد که تو را آزار نمی دهم و به جان امان می دهم اگر به من خیانت نکنی و راست را بگویی. آن فرد گفت : «نام من آتشک است .[۴۶] خدمتکار قطران هستم . آمده ام که تو را دست بسته پیش او ببرم» . سمک گفت :« این دشمنی به چه خاطر ایجادشد ؟ تو چه کینه ای از من در دل داری؟» آتشک گفت :« ای سمک جوانمرد و ای پهلوان روزگار . دیروز نزد قطران ایستاده بودم . او را نگران دیدم . گفتم :«ای پهلوان چرا ناراحتی ؟»  حال تو را برای من گفت که چگونه بودی و با او چه کار کردی و او را می خواستی ببری. آن گاه گفت: « ای آتشک تو در شب گردی و جوانمردی مهارت داری ؛ می توانی بروی که سمک را دست بسته پیش من بیاوری ؟» من گفتم : «ای پهلوان درخواستی دارم؛ اگر خواسته ی مرا برآورده کنی ،سمک را دست بسته پیش تومی آورم» . قطران گفت : «خواسته ی تو چیست؟ »من گفتم : ای پهلوان دنیا زنی هست از وابستگان پادشاه چین بزرگ که نام او دلارام است [۴۷]. او را از شاه خواستگاری کن و به عنوان همسر به من ببخش . قطران قول داد که این کار را بکند و دلارام را به عنوان همسر به من بدهد و انگشتری به من داد تا وقتی تو را پیش او ببرم به تعهد خود عمل کند»[۴۸]. سمک عیار گفت: « ای آتشک با من پیمان ببند و قسم بخور که یار من باشی و هرچه بگویم انجام دهی و رازدار من باشی و به خیانت فکر نکنی و خیانت نکنی و از تعهد  به من خارج نشوی تا من دلارام را بدون زحمتی در کنار تو بیاورم و خوب می دانی که از دست من بهتر بر می آید تا از دست قطران ». آتشک شاد شد و به دست و پای سمک افتاد . گفت : «چاکرم تو چه دستور می دهی ؟» قسم خورد  به خداوند آفریننده و به حق نان و نمک مردان و به حق دوستی جوان مردان که آتشک بی وفایی نکند و به خیانت فکر نکند و همان کند که سمک دستور دهد و با دوست سمک دوست و با دشمن او دشمن باشد. سمک او را در آغوش گرفت و گفت :« تو برادر منی »[۴۹] .آن گاه  گفت : «ای برادر دست مرا ببند و بند به گردن بینداز و کشان کشان پیش قطران ببر . وقتی قطران مرا ببیند می گوید گردن او را بزنید [۵۰]. تو بگو ای پهلوان کشتن چنین مردی بجا نیست اجازه بده تا فردا داری در میدان برپا کنیم و او را به دار بکشیم تا نشانه ای باشد و مردم جهان بدانند که ما با سمک چه کار کردیم و با دیگران چه خواهیم کرد. قطران خواهد گفت یک نفر لازم است از او نگهداری کند . تو عهده دار کار من شو و بگو که من توانستم او را بیاورم نگهداری هم می توانم بکنم . از آن جا مرا به خیمه ی خود ببر تا از آن جا چاره کار کنیم طوری که لازم است ». هر دو با هم قرار گذاشتند. آن گاه آتشک دست سمک را به پشت بست و بند به گردن او انداخت و می آورد تا به لشکرگاه رسید . وقتی آتشک را دیدند که بند در گردن یک نفر کرده گفتند گفتند :«این کیست ؟»آتشک با شادی و خوش حالی می گفت سمک است . هرکس این را می شنید می گفت :«عجب دستبرد جانانه ای زده است!» او را پس گردنی می زدند . سمک نگران شد گفت :«ای آتشک اجازه مده که با سیلی مرا بکشند».  آتشک فریاد بر آن ها زد و همه را دور کرد و آمد به خیمه قطران و در برابر او تعظیم کرد در حالی که بند در گردن و دست سمک کرده بود . قطران گفت:« ای آتشک موفق شدی یا شکست خوردی ؟»[۵۱]  آتشک گفت :«به فرخندگی بخت تو موفق شدم و سمک را دست بسته آوردم ». قطران نگاه کرد و سمک را دید گفت:« ای بی مقدار من بهتر تو را دستگیر کردم یا تو . کیست که با حیله وتدبیر دست مرا ببندد ؟[۵۲]زود گردن او را بزنید ». آتشک تعظیم کرد و گفت :«ای پهلوان جای این سخن نیست .[۵۳] فردا در میدان داری برپا می کنیم و او را به دار می کشیم تا دیگران عبرت بگیرند و ما از این کار به شهرت برسیم ». قطران گفت :«خود دانی».  آتشک دست سمک عیار را گرفت و به خیمه ی خود برد و دست او را باز کرد و نشستند. قطران گفت تا به شادی این کار شراب بنوشیم . فورا شراب آوردند . قطران به خوردن شراب مشغول شد و شراب زیاد خورد تا مست شد و خوابید. سمک و آتشک صبر کردند تا قطران خوابید. هر دو برخاستند و به خیمه ی قطران آمدند . قطران را دیدند که بی هوش افتاده است . سمک گفت:« ای آتشک او را چگونه ببریم؟» آتشک گفت:« ای پهلوان خود می دانی من این کار را نمی توانم». سمک فکر کرد و گفت :« ای برادر محملی می توانی به دست آوری ؟» آتشک گفت :«ای پهلوان بر در خیمه ی قطران دو محمل قرار دارد» . سمک از خیمه بیرون آمد و آن دو محمل را دید گفت:« ای آتشک دو قاطر به دست بیاور که تو با اینجا آشنایی تا من کار بردن قطران را مرتب کنم»[۵۴]. آتشک به خیمه رفت که قاطر بیاورد . سمک قطران را در محمل خواباند و هرچه پیداکرد از طلا و نقره همه را در محمل گذاشت که در همان زمان آتشک رسید و دو قاطر آورد و محمل را بر قاطرها گذاشت . سمک گفت «ای آتشک سی غلام را احضار کن همه زره پوش با شمشیرهای برهنه و دورادور محمل را بگیرند و نگهبان قطران باشند تا به لشکرگاه ببریم .اگر غلامان بپرسند که موضوع چیست و چرا باید این کار را کرد؟ بگو پهلوان به من گفت وقتی مست شوم مرا به کنار لشکرگاه ببرید و غلامان از من مراقبت کنند که اگر لشکر دشمن به حمله ی ناگهانی دست بزند من در میان لشکر نباشم». آتشک به خیمه ی غلامان آمد . سی غلام را دستور داد که سلاح [۵۵]بپوشند و شمشیرها را بیرون بیاورند و موضوع را گفت که پهلوان این گونه دستور داد. آن گاه غلامان را آورد و اطراف محمل نگه داشت[۵۶] و غلامان باهم می گفتند این چه حالت است ؟ تا از لشکرگاه بیرون ر فتند. از سمت راست مقدمه سپاه گذشتند . غلامان بی خبر تا نزدیک لشکرگاه خورشیدشاه آمدند. «سیاه گیل» فرمانده مقدمه ی سپاه بود . نگاه کرد . گروهی را دید که می آمدند شمشیرها کشیده و دور محملی را گرفته و یک نفر مهار قاطرها را گرفته . سیاه گیل پیش آن ها آمد؛ نگاه کرد ؛سمک را دید آن مهار گرفته و پرده به روی محمل انداخته و سی غلام دور محمل . وقتی سیاه گیل را دید جلو آمد و تعظیم کرد . گفت:« ای پهلوان قطران است که او را با عزت و احترام [۵۷]کامل در محمل خوابانده ام و سی غلام را نگهبان او کرده تا سمک او رانبرد . حالا شما غلامان را دستگیر کنید». سیاه گیل بر لشکریان فریاد زد که این غلامان را دستگیر کنید . لشکر دور غلامان را گرفتند و آن ها را دستگیر کردند. به سمک گفتند:« این فرد دیگر کیست؟ »گفت:« او برادر من است ». پس هم چنان با محمل می آمدند تا به خیمه گاه رسیدند و روز روشن شده بود و خورشید شاه به تخت نشسته بود . سمک وارد شد و تعظیم کرد . شاه گفت :«ای پهلوان دیشب چگونه بودی؟» گفت:« دیشب به حضور قطران رفتم و قطران را با احترام کامل آوردم طوری که پادشاهان را می آورند در محمل خوابانده و غلامان را نگهبان او کرده ». شاه گفت:« کجاست ؟» سمک بیرون رفت و همان طور قاطر را با محمل به کاخ آورد پیش تخت شاه و پرده محمل را انداخت . قطران مثل فیل بزرگ مستی خوابیده بود. آن گاه حال آوردن قطران را که با آتشک چه کرد و چه کاری برایش پیش آمد همه را تعریف کرد و پهلوانان همه می خندیدند از کار سمک و به وی آفرین می گفتند . سمک وارد شد و دو سبیل قطران را گرفت و کند . قطران از ترس [۵۸]چشم باز کرد . دست به سبیل خود کشید نگاه کرد که چه بود که ناگهان سمک پس گردنی به او زد . طوری که از ضربه ی پس گردنی از جا تکان خورد. چشم خوب باز کرد . چشمش به خورشیدشاه افتاد . متعجب شد . با خود گفت من کجا هستم؟  آن گاه صدا زد و نوکران را احضار کرد . سمک عیار گفت :«ای بی مقدار نوکران تو با عصبانیت رفتند چون تو می خواستی گردن مرا بزنی . من هم از لج[۵۹] این که مرا پس گردنی زدند تو را آوردم تا به جای آن ها از تو انتقام بگیرم[۶۰]». داستان خیر و شر   داستان خیر وشر از کدام کتاب گرفته شده است؟ داستان های دل انگیز ادبیات فارسی اصل داستان خیر وشر از کدام منظومه است؟ منظومه ی هفت پیکر نظامی موضوع اصلی داستان خیر وشر چیست؟ کشاکش همیشگی خوبی و بدی پیام نهایی داستان خیر وشر چیست؟ سرانجام  نیک اندیشی و خوبی ، پیروزی و رستگاری است    آهنگ: قصد،عزم ،نیت  /  توشه: آذوقه ،زاد راه،غذایی که مسافر با خود دارد /  مشک: خیک ،آب دان،ظرف چرمی آب/ به بیابانی رسیدند که ازگرما چون تنورى تافته بود و آهن در آن از تابش خورشید نرم می شد: تشبیه بیابان به تنور ، اغراق /دم نمی زد: سخن نمی گفت، حرف نمی زد /  بى تاب : بی طاقت،بی قرار  / دیده اش تار گشت: چشمش سیاه شد / لعل: سنگ قیمتی /  واگذاشت : سپرد / خبث : پلیدی / طینت :سرشت ،مایه / خبث طینت: بد ذاتی ، بدجنسی / باز مى ستانى : پس می گیری    فوراً آن دو گوهر درخشان را از لباسش درآورد / و دربرابر آن سنگدل که باخود آب به همراه داشت نهاد   گفت :من از شدت تشنگی درحال مرگ هستم،کمکم کن / و آتش تشنگی مرا با کمی آب، خاموش کن[۶۱]   جرعه ای از آن آب زلال شیرین را / یا از روی جوانمردی به من ببخش و یا این که آن را به من بفروش   خیر گفت: بلندشو برو و شمشیر و خنجر بیاور / و جرعه ای آب را برای من تشنه بیاور   چشمان مرا که ازشدت تشنگی سرخ شده است بیرون بیاور / و با دادن آبی آتش تشنگی مرا خاموش کن[۶۲]   شر که این شرایط را دید خنجرش را بیرون کشید / و باسرعت مثل باد پیش خیر که بسیارتشنه بودرفت[۶۳]   شمشیر را درچشمان خیر که مانند چراغی درخشان بود فروکرد / و از کورکردن چشمان خیر ناراحت نشد[۶۴]   شر که چشمان خیر را نابود کرده بود / بدون اینکه به او آبی بدهد به راه افتاد   شر لباسها و وسایل و جواهرات خیر را برداشت / و خیر را که نابینا شده بود تنها در بیابان رها کرد   از قضا: اتفاقا ً / گذارش به آب بیابا ن افتاد : از آن بیابان عبور کرد /    بر اثر: به دنبال / صرعیان: بیماران صرعی ،غشی   پس از مدتی که چشمان خیر نابینا شده بود /  مانند روز اولش سالم شد      برخوردار : بهره مند / منال : ثروت /  به مفلسی : گدا ،بی چیز / اندوخته : سپرده ،سرمایه /  جمال: زیبایی /  : هنر /  خوان: سفره / بسی : بسیار / آسودم: بهره گرفتم/ عزیمت کنم.: سفر کنم   من به غیر از این دختر که برایم بسیار عزیز است / فرزند دیگری ندارم ولی از مال و ثروت چیزهای بسیاری دارم   اگر تو به ما و دختر من علاقه مند ی / بدان که برای ما از جان هم عزیزتر و باارزش تر خواهی شد   من تو را با آزادی و اختیار برای دخترم / به عنوان داماد انتخاب می کنم   و تمام گوسفندان و شترانم را / به تو می دهم تا از ثروت بی نیاز شوی    چشم پوشید: پشیمان شد صرف نظر کرد / انبان :کیسه /  شوکت: شکوه / سرخویش به باد دادند: جان خود را از دست دادند / عاقبت خیر باد چون نامت:سرانجامت مثل نامت خیر و نیکو باشد / خلعت: لباس / تباه: اینجا نابینا / ملازمان: همراهان     من  آن تشنه ای هستم که جواهراتش را  ازدست داده است / من خوشبخت شده ام و تو بدبخت و بیچاره هستی   تو قصد کشتن من را داشتی ولی خدا نخواست که من بمیرم / خوشبخت کسی است که توکلش فقط به خداوند باشد   چون خدا پشتیبان من شد / به من تاج و تخت و عزت و پادشاهی داده است   وای به حال تو که بدذات هستی / تو قصد کشتن من را داشتی ولی بدان که خودت نیز جان سالم به در نخواهی برد   شر گفت: به من امان بده / اگرچه من بد کرده ام تو به بدی های من توجه نکن که من هرچه بدی کردم به خود کردم   چوپان به شر گفت: اگرچه خیر نیک اندیش است /اما تو بدذات هستی و از تو جز بدی نمی توان انتظاری داشت   چوپان لباسهای شر را گشت و آن دو جواهر را/ که در میان کمر لباسش جاسازی شده بود پیدا کرد   چوپان نزد خیر آمد و به او گفت: / جواهرات دزدیده شده به دست صاحب اصلی آن که وجودش مانند گوهر باارزش است بازگشت[۶۵]   طوطی و بقال مثنوی معنوی از کیست؟ مولانا جلال الدین بلخی  مثنوی معنوی چند بیت دارد؟ ۲۶۰۰۰ بیت مثنوی معنوی شامل چند دفتر است ؟ شش دفتر در مثنوی از چه شیوه ای استفاده شده است ؟ تمثیل و حکایت پردازی داستان طوطی و بقال از کدام دفتر مثنوی است ؟ دفتر اول پیام و هدف داستان طوطی و بقال چیست؟۱- نشان دادن ضرر و زیان داوری غیر منطقی ۲- پرهیز از اشتباه در قضاوت هنگام مشاهده ی تشابه دو چیز   بقالی بود که یک  طوطی داشت  / یک طوطی خوش صدا و سبز و سخنگو[۶۶]    طوطی نگهبان مغازه بود/ و با مشتری ها شوخی می کرد[۶۷]   طوطی هم مثل آدم سخن گو بود /  و هم در آوازخوانی به شیوه ی طوطی ها ماهر بود[۶۸]   طوطی پر زد  و از بالای مغازه به سوی دیگر فرار کرد /  و شیشه های روغن گل را ریخت[۶۹]   صاحبش از خانه آمد / و با خیال آسوده  مثل بزرگان در مغازه اش نشست[۷۰]   دید مغازه پر از روغن و لباسها چرب است / برسر طوطی زد و طوطی با ضربه ی او کچل شد   چند روزی گذشت و طوطی حرف نزد /  و مرد بقال  از پشیمانی آه می کشید   ریش خود را می کند و می گفت : افسوس /  که آفتاب نعمت من به زیر ابر سیاه رفت[۷۱]   کاش دست من می شکست آن زمان    / وقتی  برسر آن طوطی خوش زبان زدم   صاحب مغازه هدیه های بسیاری به گدایان می داد / تا نطق طوطی را به دست بیاورد[۷۲]   بعد از سه روز و سه شب سرگشته و گریان  / ناامید کنار مغازه اش نشسته بود   برای طوطی کارهای شگفت آمیز نشان می داد / تا شاید او به سخن بیاید   گدایی بی کلاه  از آنجا می گذشت / و سربی مویش مانند پشت کاسه و طشت ، صاف بود[۷۳]   طوطی تا او را دید شروع به حرف زدن کرد / و گدا را صداکرد و گفت: ای فلانی   ای کچل برای چه تو از کچلان شده ای /   تو هم مگر از ظرف، روغن را ریخته ای؟   از مقایسه اش مردم خندیدند  / که طوطی آن ژنده پوش را همانند خود تصور کرد[۷۴]   کار و عمل مردان حق را با خود مقایسه نکن / هرچند دوکلمه شیرجانور و شیر خوردنی در نوشتن به هم می مانند .   مردم جهان از چنین مقایسه های ناروایی به گمراهی افتاده اند /  کمترکسی است که مردان حق را بشناسد [۷۵]   [دو نوع زنبور وجود دارد ]هرچند که دو نوع زنبور از یک جا غذا خوردند / [ولی]  از یکی نیش و از دیگری عسل حاصل می شود   [دو نوع آهو وجود دارد ]اگرچه دو نوع آهو از یک جا آب و گیاه خوردند / [ولی]  از یکی سرگین و از یکی مشک ناب حاصل می شود   [دو نوع نی وجود دارد ]هردونوع  نی از یک جا آب خوردند / [ولی]  یکی خالی و یکی از نی ها پر از شکر می شود   صدهزاران چیزهای شبیه هم را در نظر بگیر / [ولی] فرق بین آن ها را به اندازه هفتاد سال راه در نظر بگیر[۷۶]   چون شیطان های بسیاری هستند که چهره ی آدم دارند  /  پس شایسته نیست به هر کسی به نشانه ی دوستی و اعتماد ،دست داد   شاعر ِ کتاب ِ « مثل چشمه مثل رود »: قیصر امین پور موضوع شعر ِ « خط خورشید » : ترسیم فضای تاریک قبل از انقلاب منظور از تعبیر « تابش نور از شرق »: بازگشت امام خمینی قالب شعر خط خورشید: نو   خط خورشید   حکومت ظلم  مانند شبی بی پایان بود/ آسمان ِخوبی ها مانند دفتری پاره پاره بود. /مردم ،چون برگ هایی زرد و غمزده بودند / [ زیرا ] پاییز ظلم و ستم بود[۷۷] /  هر ستاره(هر مبارز)  / مانند حرف خط خورده ی مبهمی / در دفتر آسمان پیدا بود[۷۸]                                               *** اگرچه گاهی مبارزی مانند شهاب[ می درخشید] / و مشق تاریکی   را در دفتر  آسمان / با نور خود زود خط خطی می کرد و می رفت  /اما باز در آن هوای مبهم/ ابرهای سیاه مانند پاک کن هایی /خط نور را از آسمان پاک می کردند .[۷۹]                                                *** ناگهان نوری ازمشرق درخشید/  و سرخی  خورشید / آسمان غروب را انگار  به آتش کشید / مردی از مشرق زمین ظهور کرد  / دفتر آسمان را ورق زد [۸۰] [۱] – سپاس :  حمد وشکر نعمت    / آفرین : شکر و سپاس،ستایش و مدح   / راست : را + است= مخصوص ؛خدا راست = مخصوص خداست [۲] -اختر:ستاره ،کوکب / رخشان: درخشان ،فروزان ،تابان / چرخ : آسمان ،فلک،به اعتقاد قدما آسمان کره ای گردنده بود که به دور زمین ،مرکز عالم ،می گشته است ! اولین بار  گالیله این عقیده را نادرست خواند. / خواست : اراده ،مشیت / فرمان :حکم ،امر ،دستور/  پاینده :پایدار ،استوار،باقی ،جاوید/ پاینده و تابنده سجع اند [۳] – آفریننده : خالق،آفریدگار / سزاوار :شایسته ،درخور،مستحق / دهنده : بخشنده/ خوش گوار : گوارا،مفرح،ملایم،سازگار/ سزاوار و خوش گوار سجع اند   [۴] – نیستی: عدم ،نابودی ،فنا،متضاد هستی ،در اعتقاد دینی خدا جهان را از عدم آفرید / هستی :وجود ،بودن ،زندگی ،حیات [۵] – ارجمند:عزیز ،گرامی،بزرگوار،بلندمرتبه/ خواری:پستی ،حقارت،ذلت،متضاد عزت / درپای افکننده:صفت فاعلی در پای افکندن : جلوی پا انداختن ،کنایه از ذلیل کردن ،خوار کردن،از بین بردن / گردن کش:کنایه از مغرور، متکبر،نافرمان طاغی، عاصی ،شجاع ،دلیر،اشاره دارد به مضمون آیه شریفه ی تعز من تشاء و تذل من تشاء (خودآزمایی ۲) همچنین اشاره دارد به پیروزی  قوم بی تمدن مغول بر شاهان متکبر خوارزمشاهی [۶] – زیبنده :برازنده ،شایسته ،لایق،زیبا / درخورنده : سزاوار ،شایسته ،شکل دیگر درخور/ زیبنده و درخورنده سجع اند [۷] – بلندی :بزرگی ،عظمت ،بالایی  / برتری :بالاتری،بزرگی،رفعت،فضل [۸] – گزید:انتخاب کرد ،برگزید، اینجا فعل نگزید (= انتخاب نکرد)است اما علامت منفی از فعل جدا شده است: نه او را گزید / گزند:آسیب ،آفت،رنج/  ناچا ر:ناگزیر،لابد،لاجرم،جبرا ً/ گزید و رسید سجع اند [۹] – بدو :شکل تاریخی به او [۱۰] – را:در دستور تاریخی مثل نقش نمای اضافه به کار می رفت :(جهان را بلندی = بلندی ِ جهان) به این نوع رای فک اضافه می گویند/ منظور از بلندی، آسمان  و منظور از پستی زمین است ./ بیت از فردوسی است که نظامی نیز با تصرف از آن استفاده کرده است [۱۱] – بازپسین:واپسین،آخرین  /پیشین: منسوب به پیش ،گذشته ،سابق ،قبلی / گره گشا:گشاینده گره ،کنایه از آسان کننده کار ،گشاینده مشکل / بندی و پند ی سجع اند [۱۲] – راه نماینده:راهنما،نشان دهنده ی راه / آگاهاننده : آگاه کننده ،نبی/ نیوشان : شنونده ،شنوا ، صفت فاعلی از نیوشیدن ، امروزه این فعل کاربرد ندارد / پند نیوشان: شنوندگان پند ،پندپذیران/ شنوده : شنیده ، از فعل شنودن /ستوده و شنوده سجع اند [۱۳] – یاران:دوستان ،یاوران ،اینجا یعنی اصحاب / خویشان  : نزدیکان ،اقارب ،اقوام ،آل ،اینجا اهل بیت منظور است / گزیده : برگزیده ،خالص / پسندیده : مقبول ،نیک ،خوب ،منتخب،ممتاز. [۱۴] – باد و آب و آتش و خاک: چهار عنصر یا عناصر اربعه  که به عقیده ی قدما در آفرینش جهان به کار رفته اند./ جمله ی آخر  نوعی دعا است که در آن برقراری اسلام و سلام و صلوات به پیامبر را برای همیشه و تا دنیا باقی است از خدا طلب می کند . به این نوع دعا شریطه یا دعای تأبید می گویند . [۱۵] – قالب این شعر مثنوی است . مثنوی شعری است که هر بیت آن قافیه ای جداگانه داشته باشد . به خاطر همین قافیه های جداگانه مثنوی مناسب مطالب و داستان های طولانی است . مثنوی معنوی معروف ترین مثنوی عرفانی درشش دفتر و۲۶ هزار بیت  است که سراینده آن مولانا جلال الدین بلخی است . [۱۶] – حاجت روا : حاجت رواکننده که مولانا آن را بر خلاف معمول کوتاه کرده است ،برآورنده ی نیاز / روا : جایز ،سزاوار/ فضل : بخشش و لطفی که در برابر خدمت نباشد و در واقع بیش از شایستگی شخص به او دهند /در بیت صحبت از این است که اگر حاجات ما روا شود فضل خداوند است نه شایستگی ما [۱۷] – دانش به قطره تشبیه شده است / دریاها استعاره از علم بی پایان خداوند است / منظور آگاهی محدود انسان است که در برابر دریاهای علم حق مثل قطره ای است و مولانا از اتصال علم جزوی خود به علم کلی حق سخن می گوید که برای مردان کامل امکان دارد . [۱۸] – علم به قطره تشبیه شده است / هوا: هوس ،میل ،خواهش نفس،آرزو ؛ باتوجه به خاک و قطره(آب)معنی معمولی هوا(جو میان زمین و آسمان) را نیز به ذهن می آورد .بعدا ً می خوانید که به این کاربرد ایهام می گویند / خاک : یکی از عناصر اربعه اما اینجا منظور چیز بی قدر و قیمت و به کار نیامدنی  است . در عرفان تن و امور جسمی را چون خاک بی اهمیت می  دانند .  / در بیت صحبت از این است که پیوستن علم جزوی ما به علم کلی حق مشروط به ترک امور نفسانی و نیازهای تن خاکی است و همین را هم از فضل خداوند انتظار دارد . این سه بیت از تفسیر ماشاءالله کان از دفتر اول مثنوی است [۱۹] – دام و دانه استعاره از موجبات فریب و گمراهی است / ما چو مرغان … تشبیه است . مشبه آن (ما) و مشبه به آن (مرغان) است/ حریص: طمعکار ،آزمند ،زیاده طلب/ بی نوا : بی قوت و غذا ،بی چیز ،تهیدست ./ این بیت و بیت بعدی از داستان پادشاه جهود که.. است [۲۰] – توفیق: موفق کردن ،کامیاب گردانیدن ،موافق گردانیدن ،قرار دادن خدا کارهای بندگان را موافق آنچه دوست دارد ،انجام موافق میل ،قدرت دادن کسی را به کاری خیر [۲۱] – بد داشتن : به رنج افکندن ، آسیب رساندن / آفاق : جمع افق ، یعنی جهان ،مردم جهان / آتش زدن در جهان : آسیب زدن ،به عذاب افکندن جهان / جواب خودآزمایی ۵/ دو بیت آخر از داستان پادشاه و کنیزک در دفتر اول است [۲۲] – بانگ و  گلبانگ: فریاد ،آواز بلند [۲۳] – نوا : آواز ،نغمه ،آهنگ / نوای گرم : آواز دلنشین و مؤثر . نوا شنیدنی است و گرم لمس کردنی . در این تعبیر دو حس با هم آمیخته اند . به این کاربرد حس آمیزی گفته می شود . / فیض : روان شدن ،پر شدن ،بسیار شدن ،لطف/ آتشین نفسی : دم گرمی ،دم گرم ، سخن گیرا و مؤثر / شعر از شاعر معاصر رهی معیری است [۲۴] – منظور کلی  دو بیت: به هر کجا فرار کنی یا مخفی شوی … [۲۵] – حزین: محزون،غمگین ،اندوهگین / دل کباب : کنایه از تأثر شدید به سبب غم و اندوه یا مصیبت سخت [۲۶] – عین : چشم / گل باغ حسین : استعاره از سکینه / باغ حسین : استعاره از خانواده ی حسین [۲۷] – مشک : خیک ،ظرف چرمی آب [۲۸] – شقاوت: سنگدلی ،سخت دلی،قساوت قلب،دشمنی / لوا:پرچم ، رایت ،علم ، درفش، بیرق  [۲۹] – خیرالانام : بهترین از مردم ،لقب پیمبر «ص» [۳۰] – زعم : گمان بردن ،گفتن سخنی که حجتی ندارد/ طومار عصیان: تشبیه عصیان به طومار /عصیان : نافرمانی ،شورش [۳۱] – قافیه شدن «من» و «دهند» درست نیست چون «دهند» در آخر یک حرف بیشتر دارد؛در حالی که حروف آخر قافیه باید کاملا ً یکسان باشد. [۳۲] – در تعزیه گاه چهره های منفی در وصف امام توصیفات مثبتب دارند .مثل تعبیر امام تشنه لبان [۳۳] – عالمین : تثنیه عالم است،دو عالم؛همچنین اند : نورین ،جانبین / [۳۴] – غوطه ور: فرورونده در آب ،غواص ،شناور/ برین :بالایی ،برترین،اعلی  / [۳۵] – جهود : یهود،اسرائیلی ، در اینجا دشمن را به خاطر قساوت یهود نامیده است [۳۶] – مأوا کردن  :اقامت کردن،جای گرفتن ،اینجا یعنی مکث کردن وایستادن / [۳۷] – این بیت از سعدی است . اگر شاعری بیت یا مصراعی از شاعر دیگر در شعر خود بیاورد به این کار تضمین می گویند [۳۸] – فارغ : آسوده ،دست از کار کشیده ،بی خبر/ ننگ ونام : آبرو،اعتبار ،خوش نامی [۳۹] – زمانی  که فرزندان بشر چون ذرات از پشت آدم بیرون شده و خدای تعالی آنان را به اقرار و اعتراف وجود خویش وا داشت. جماعتی مفسران سلف و اصحاب حدیث گفتند معنی آیه آن است که خدای پشت آدم رامالید و جمله فرزندان او را بیرون آورد بر صورت  ذره ای یعنی مورچه خرد و خلاف کردند که این کجا بود. [۴۰] – مظهر: محل ظهور ، بیشتر به معنی نشانگر و نماینده به کار می رود / عجایب: جمع عجیب ،شگفت،خوشایند/ باب : پدر به فارسی مقابل مام همچنین به معنی مناسب در ترکیباتی چون باب میل ؛ در عربی به معنی در ، قسمتی از قسمت های کتاب است/ تاجدار: نگاه دار تاج ،کنایه از شاه ، در گذشته امامان را شاه ولایت می دانستند و از این رو در متون دینی صفت تاجدار برای آنان استفاده می شد [۴۱] – محشر:جای گرد آمدن،رستخیز،قیامت/ کبری:مؤنث اکبر ،بزرگتر/ محشر کبری :روز قیامت ،گاهی نیز کنایه از جای پرازدحام و شلوغ / عیان: یقین در دیدار ،معلوم ،آشکار / ملا:آشکارا،پری ،گاهی نیز مردم/ برملا:فاش، آشکار،ظاهر ،هویدا [۴۲] – ظلمت استعاره از سپاه کوفه / جانبین :تثنیه جانب ،دو سمت / مطلع :محل طلوع، مشرق ،آغاز / نورین : تثنیه نور، دو نور / در تعزیه گاه چهره های منفی در وصف امام توصیفات مثبتب دارند .مثل تعبیر مطلع نورین برای عباس و حسین [۴۳] – ژیان :خشم آلود ، خشمگین،درنده /  در تعزیه گاه چهره های منفی در وصف امام توصیفات مثبت دارند .مثل تعبیر شیر ژیان [۴۴] – بی راهه در اینجا بیشتر به معنی امروزی راه میانبر است [۴۵] – امروزه بیشتر کلمه ی توطئه به کار می رود یا کار از پیش طراحی شده [۴۶] – مرا نام = نام من [۴۷] – او را نام = نام او [۴۸] – امروزه به این کار ضمانت دادن یا تضمین می گویند. [۴۹] – مرا برادر= برادر من [۵۰] = او را گردن = گردن او [۵۱] – معنی ضرب المثل «شیر آمدی یا روباه؟ » که امروز نیز به کار می رود [۵۲] – یعنی هیچ کس نمی تواند دست مرا ببندد. [۵۳] – این کار لازم نیست [۵۴] – ترتیب بردنش را بدهم یا چاره ای برای بردنش بیندیشم [۵۵] – سلیح فارسی شده ی سلاح است . [۵۶] – به نگهبانی گماشت [۵۷] – اعزاز : گرامی داشتن ،عزت نهادن / اکرام : بزگ داشت ،احترام [۵۸] – نهیب: ترس ،هیبت . در اینجا به معنی گزند و آسیب نیز می تواند باشد [۵۹] – ستیزه :دشمنی ،جدال . اما اینجا بیشتر به معنی امروزی لج است. [۶۰] – داد خواستن : انتقام گرفتن [۶۱] – آتش استعاره از تشنگی است . [۶۲] – آتش استعاره از تشنگی است . [۶۳] – منظور از خاک تشنه خیر است / شر به باد تشبیه شده است [۶۴] – در مصراع اول چشم به چراغ تشبیه شده است اما در مصراع دوم چراغ استعاره از چشم است . [۶۵] – گوهر اول همان سنگ گرانبها اما گوهر دوم استعاره از خیر است . [۶۶] – اورا طوطی بود= او طوطی داشت ( او را چیزی بود = او چیزی داشت) [۶۷] – سوداگر : فروشنده یا خریدار / نکته : سخن کوتاه و نغز اما  اینجا به معنی شوخی/ گفتی : می گفت [۶۸] – ناطق : سخنگو / بدی : می بود ؛بود / حاذق: ماهر [۶۹] – صدر : بالا [۷۰] – خواجه : در مصراع اول به معنی صاحب اما در مصراع دوم به معنی بزرگ است/ وش: مانند ، چون [۷۱] – میغ : ابر / نعمت به آفتاب تشبیه شد : مشبه(نعمت)و مشبه به (آفتاب) [۷۲] – طوطی دوباره حرف بزند [۷۳] – جولقی :ژنده پوش و گدا / طاس : تاس ،کاسه [۷۴] دلق : جامه پاره پاره / صاحب دلق : ژنده پوش [۷۵] – ابدال :مردان کامل ، مردان حق [۷۶] – اشباه : جمع شبه ؛ به معنی شبیه ها ،مانندها [۷۷] – شب استعاره از حکومت ظالم/ آسمان استعاره از خوبی ها و پاکی ها / آسمان خود به دفتر تشبیه شده است/بین آسمان ، شب و ستاره  مراعات نظیر وجود دارد /  برگ ها استعاره از مردم/ خزان به معنی پاییز  استعاره از حکومت ظلم [۷۸] – ستاره استعاره از آزادی خواه ،مبارز/ ستاره به حرف خط خورده تشبیه شده است/ صفحه ی آسمان : آسمان به دفتر تشبیه شده است که دارای صفحه های مختلف است . صفحه ی دفتر آسمان / بین دفتر ،خط خورده و حرف مراعات نظیر وجود دارد. [۷۹] – شهاب استعاره از مبارز / مشق استعاره از سیاهی و تاریکی / آسمان استعاره از جامعه / هوای مه آلود استعاره از شرایط مبهم/ ابر تیره  استعاره از جلادان / ابرهای تیره خود به پاک کن تشبیه شده اند / خورشید استعاره از انقلاب / خط خورشید منظور اثر نور خورشید است که این جمله خود تشخیص دارد/ بین مشق شب ،خط زدن  ،پاک کن مراعات نظیر وجود دارد /منظور این است : اگرچه گاهی مبارزان مانند شهاب هایی می درخشیدند و با حکومت ظلم مبارزه می کردند   اما به زودی آنها را خاموش می کردند [۸۰] – منظور از شرق ،آسیا و به طور خاص خاورمیانه است/ منظور از نور شرق امام خمینی است / خون خورشید تشخیص دارد و منظور اثر خون شهیدان است / آتش زدن شفق استعاره از به رنگ سرخ درآوردن است / ورق زدن آسمان منظور پیروز ی انقلاب و تغییر شرایط است
از کعبه گشاده گردد این در  
۱٫   وقتی پرچم  عشق مجنون  که [ آوازه اش] جهان را گرفت /  چون ماه [چهره ی]  لیلی   آسمان ها  را گرفت[۱]   ۲٫     بخت هم از چاره ی کار او دل کند /  پدر ِ [مجنون]  در چاره ی کار او  سخت درمانده شد   ۳٫     همه ی خویشاوندان برای او در نذر و نیاز بودند  / هرکس برای او چاره ای پیشنهاد می کرد   ۴٫     وقتی درماندگی او را دیدند  / برای چاره جویی به گفتگو پرداختند   ۵٫     همگی یکصدا گفتند  / که  این مشکل فقط از طریق توسل به کعبه حل می شود   ۶٫     جایی که همه ی جهانیان نیاز خود را آنجا از خدا می خواهند / و قبله و سجده گاه [موجوداتِ] زمین و آسمان کعبه است   ۷٫     وقتی که هنگام حج رسید برخاست /  شتر خواست و کجاوه ای آماده کرد   ۸٫     با کوشش بسیار فرزند عزیز را / که مانند ماه زیبا بود، در کجاوه نشاند   ۹٫     پدر مجنون در حالی که دلی پردرد داشت  / چون غلامی به خانه ی خدا متوسّل شد   ۱۰٫                        پدر به مجنون گفت : ای پسر این جا ،جای بازی و غفلت نیست/  عجله کن که اینجا جای  شفاخواهی و درمان پذیری است   ۱۱٫                        بگو، ای خدا از این بیهوده کاری  /  توفیق رهایی به من بده   ۱۲٫                        به من کمک کن که گرفتار عشق شده ام  /  و مرا از بلای عشق آزاد کن   ۱۳٫                        وقتی مجنون سخن از عشق شنید    /اوّل گریه کرد و بعد خندید   ۱۴٫                        مانند ماری حلقه زده ازجا جهید/  و حلقه  ی کعبه را که چون زلف آویزان بود  با توسل به دست گرفت   ۱۵٫                        در حالی که  که حلقه را در آغوش داشت می گفت: /  امروز مانند حلقه به درگاه تو متوسّل شده ام   ۱۶٫                        به من می گویند که از عشق دوری کن / امّا این راه و رسم آشنایی نیست   ۱۷٫                        طبیعت و خمیره ی من با عشق پرورش یافته است /نکند  جز عشق سرنوشت من باشد   ۱۸٫                        خدایا تو را به مقام خداوندی ات /  همین طور به تمامیت سروری ات قسم می دهم     ۱۹٫                        که ازعشق  مرا به آن حد نهایی برسان /  که او بماند اگرچه من زنده نمانم   ۲۰٫                        هرچند که از شراب عشق سرمست شده ام  / مرا از این که هستم  عاشق تر کن   ۲۱٫                        هرچه از عمر من باقی است   /  بگیر و به عمر لیلی اضافه کن   ۲۲٫                        پدر مجنون به سخنان او گوش می کرد   / وقتی این حرف ها را شنید ساکت شد   ۲۳٫                       فهمید که مجنون ، دل گرفتار دارد   / و  درد ی درمان شدنی ندارد   در امواج سند ۱٫    خورشید که مانند قرص گرد بود ، از سمت مغرب  سینه خیز /  پشت کوهستان پنهان می شد. ۲٫    گردی زرد رنگ مثل زعفران  روی نیزه ها و سربازان نیزه دار از بالا به پایین می ریخت. ۳٫    چهره ی روشن روز زیر دامن شب در سیاهی  پنهان می شد . ۴٫    درآن شب سیاه ،روشنایی لشکرگاه خوارزمشاهیان هم پنهان می شد      ۵٫    اگر امشب پادشاه یک لحظه دیر بجنبد/ صبحگاه جهان در خون می نشیند ۶٫    از ظلم مغول که آتش سوزان است  و خون ایرانی ها،/ از  رود سند تا  جیحون  در خون  می نشیند. ۷٫    جلال الدین در سرخی پس از غروب در کناره ی شب / تصویر  ایران کهن سال را  آلوده به خون دید ۸٫    در سرخی غروب که مانند دریایی از خون بود ، / در قرص خورشید ،غروب آفتاب حکومت خود را دید . ۹٫    کسی نفهمید که جلال الدین در آن لحظه با خودش چه فکری کرد/ که مژه هایش با  اشک خیس شد . ۱۰٫                       مانند آتش به سپاه دشمن حمله ور شد  و حتی از آتش هم سوزنده ترشد ۱۱٫                       جلال الدین در میدانی که تیرها و شمشیرهای فولادی مانند باران بر او می باریدند / انگار درمیان شب رستاخیزمی گشت . ۱۲٫                       در آن دشت تاریک که  دریایی ازخون شده بود / به دنبال سر چنگیز می گشت [ تا آن را از تنش جدا کند ] ۱۳٫                       جلال الدین با شمشیر برّنده و کشنده اش / در میان سپاه انبوه مغول کار مرگ را می کرد (مغول ها را می کشت) ۱۴٫                       ولی هر یک سرباز مغول که کشته می شد / دوبرابر  جای او   را می گرفتند . ۱۵٫                       ستارگان بی شمار بر آب های پرموج  سند چنان می لغزیدند /  که انگار رقص مرگ می کردند . ۱۶٫                       در میان رود سند ، موج ها ی بزرگ مانند کوه ها ،پی در پی روی هم می غلتیدند . ۱۷٫                       رود سند در حالی که می خروشید و بسیار عمیق و وسیع و کف آلود  بود / دل شب را می شکافت و به راهش ادامه می داد. ۱۸٫                       از هر موج رود که مانند سدّ رونده ای بود / هزاران نیش بر چشم شاه فرو می رفت. ۱۹٫                       اشکی از گونه اش  به زمین می ریخت /   زندگی خود را  چون ساختمانی   بر آب می دید ۲۰٫                       در آن موج های  جیوه ای رنگ و  نا آرام / فکر  تازه ای  را در سر می پروراند . ۲۱٫                       شبی رسیده است که باید /  در  راه کشور فرزند و زن را قربانی کرد ۲۲٫                       باید در مقابل دشمنان ایستادگی کرد و جنگید  / و کشور را از اسارت  اهریمن(راهنمای بدی ها)  رها کرد ۲۳٫                       سپس فرزندانش را یکی یکی صدا کرد  / و  از شدت خشم و  ناراحتی به آسمان نگاه کرد. ۲۴٫                       جلال الدین از آن شب تا شب بعد همراه یاران اندک خود /  سر  از  تن ها  و کلاه خود از سرهای مغولان جدا  کرد (آنها  را کشت) ۲۵٫                       وقتی سپاهیان مغول دورادور او  را گرفتند    / اسب  چون باد تندروی خود  را مانند کشتی به دریا  انداخت. ۲۶٫                       چون  جلال الدین ، پس  از آن جنگ سخت / به آسانی از آن رودخانه ی  بی گدار گذشت. ۲۷٫                       چنگیز به فرزندان و  یاران خود گفت:  /  اگر فرزند نیاز است ، باید این گونه  باشد. ۲۸٫                       [شاعر می گوید]بله آن ها که قبل از ما در این سرزمپن زندگی می کردند/  این گونه در برابر دشمنان مغول و عرب ایستادگی کردند. ۲۹٫                       به این دلیل این داستان را برای شما می گویم که امروز / قدر  وطن  را بدانی و   آن  را خوار  و  کوچک نشماری. ۳۰٫                       برای حفظ  و پاسداری هر  وجب  از خاک  این کشور / چه بسیار انسان های بزرگی  کشته شده اند. ۳۱٫                       از مستی بر سر هر تکه از این سرزمین    / خدا  می داند که چه  تاج ها از دست رفته است . هنر و سخن آگاه باش که انسان بی فضیلت، همیشه بی منفعت است ،مانند[ درخت] مغیلان که تنه دارد اما سایه ندارد ،؛[پس] نه برای خود فایده دارد و نه برای جز خود ؛ تلاش کن که اگرچه با اصل و نسب باشی اصالت اکتسابی نیز داشته باشی که اصالت اکتسابی از اصالت نژادی بهتر است ؛ به طوری که گفته اند : بزرگی به خاطر عقل و دانش است نه به خاطر اصل و نژاد ، اگر انسان با اصالت موروثی فضیلت نداشته باشد، به کار همنشینی هیچ کس نمی آید و در هر کس که این دو ارزش را پیدا کنی، به او متوسل شو و رها مکن که او به کار همه می آید[۲] . و آگاه باش که از همه ی فضیلت ها بهترین فضیلت سخن گفتن است زیرا خالق ما – که بزرگ است قدر او  – از همه ی مخلوقات خود انسان را بهتر آفرید و انسان به خاطر ده مرتبه(حس) که در تن اوست : پنج حس درونی و پنج حس بیرونی ،بر جانوران دیگر برتری یافت . اما پنج حس درونی انسان عبارت است از تفکر ،حافظه ،خیال،تشخیص و گفتار و پنج حس ظاهری عبارت است از شنوایی و بینایی و بویایی و لامسه و چشایی و از این همه آن چه جانوران دیگر دارند این گونه که انسان دارد نیست . پس انسان به این خاطر بر جانوران دیگر برتری یافت . و حال که این را فهمیدی ، زبان را به آموختن خوبی و فضیلت عادت بده  و جز به خوبی زبان را به چیز دیگری عادت نده که زبان تو همیشه همان را می گوید که تو او را به آن وادار کرده باشی و عادت بدهی . زیرا گفته اند هرکس زبان خوشی داشته باشد دوستداران بیشتری دارد و با همه ی فضیلت ها تلاش کن که سخن بجا بگویی زیرا سخن نابجا اگرچه زیبا باشد زشت به نظر می آید و از سخن بیهوده دوری کن که سخن بیهوده سراسر زیان است و نگفتن سخنی که از آن بوی دروغ بیاید و در آن نشانی از فضیلت نباشد، بهتر است . کدام قبله ؟ ۱٫     شنیدم که صبح زود/ طمع کاری پیش شاه ِخوارزم رفت. ۲٫     هنگامی که پادشاه را دید برای تعظیم  خم و راست شد/  سپس به نشانه ی بندگی چهره بر خاک مالید و بلند شد. ۳٫     پسر [به پدرش] گفت:ای پدر عزیز  و جویای نام [۳]من/   مشکلی را از تو می پرسم، جوابم را بگو ۴٫     مگر خودت نگفته بودی که قبله به طرف مکّه است  /   پس چرا امروز به این طرف سجده و تعظیم کردی؟ ۵٫     ای انسان از نفس شهوت پرست خود اطاعت نکن/   چون هر لحظه ، قبله ای دیگر دارد . متاع جوانی ۱٫     روزی جوانی به پیری  این گونه گفت: / که با وجود پیری زندگی ات چگونه است؟ ۲٫     پیر به جوان گفت: در کتاب زندگانی من سخن مشکلی وجود دارد / که معنی آن را جزهنگام پیری نمی فهمی ۳٫     تو بهتر است که از توانایی خودت بگویی / چرا از دوره ی ناتوانی و پیری سوال می کنی؟ ۴٫     قدر دوره ی جوانی خود را بدان، چون جوانی مانند مرغ زیبایی است / و در جسم که مانند قفس استخوانی است باقی نمی ماند ۵٫     جوانی کالایی بود که  من مفت از دست دادم  / تو اگر می توانی مفت از دست نده[ و قدر آن را بدان] ۶٫     هر  قدر که من جوانی را در غرور و بی اعتنایی و تکبّر گذراندم  / دنیا بیشتر از آن به من بی اعتنایی کرد. ۷٫     به این خاطر دزد روزگار گنج جوانی مرا دزدید / که من هنگام نگه داری از آن در غفلت و بی خبری بودم. کلاس نقاّشی ·        ساعت نقاشی با آزادی و راحتی همراه بود. / خشک و خسته کننده نبود.  /  جدّی گرفته نمی شد.  /  بچّه ها اجازه خندیدن داشتند./معلّم صمیمی بود.   /  معلّم  صادق  بود .  /    « صاد »  معلّم  ما  بود. /    آدمی متواضع و ساده بود./  هنوز چهل سال نداشت./کارش کشیدن نقشه قالی بود./ در آن کار مهارت داشت./   نقشه هایی که می کشید شاد بود./ رنگ را به زیبایی و هنرمندانه به کار می برد./در نقشه هایش تصویر انسان وجود نداشت./ و همان بهتر که وجود نداشت./در نقاشی هایی که طرح هایی با پیچ و تاب، عرفان اسلامی را به یاد می آورد انسان نمی تواند جایی داشته باشد. ·        معلّم نقّاشی مرغ ها و پرنده ها را زیبا می کشید/ گوزن را خوش اندام نقّاشی می کرد/خرگوش را زیرک و باهوش می کشید . تصویر سگ را آسان و سریع می کشید./ امّا در کشیدن طرح اولیّه اسب مشکلی داشت./ و من خاطره ای از اسب کشیدن معلّم به یاد دارم./ ·        سال دوم دبیرستان بودیم/ اول وقت بود و  زنگ نقاشّی ما بود /  در  کلاس  منتظر  معلّم  نقّاشی  نشسته  بودیم./صاد آمد. برپا شدیم و نشستیم . لوله ای کاغذ زیر بغل داشت . لوله را روی میز گذاشت. نقشه ی قالی بود و حتما ً نیمه کاره بود/معلّم عادت داشت که نقشه ی ناتمامی را به کلاس بیاورد و کارش همیشه همین بود:  / روی تخته شکل حیوانی را می کشید./ و ما را به کشیدن از روی آن طرح موظّف می کرد./ و خود به کشیدن نقشه قالی اش مشغول می شد. ·        /…/ …/ …/ …/یکی از شاگردان به نشانه اعتراض و با صدای بلند گفت:/ …/ و باعث شیطنت و شلوغی دیگران شد./ …/ …/ …/ …/ …/معلّم آشفته و پریشان از روی مخالفت با صدای بلند گفت: /…/…/…/متوجّه شدیم که در این کار خودش نیز مهارت ندارد./ و این بار آنقدر صدای بچّه ها بلند بود که گویی اتاق از جا کنده شد./ همه تکرار کردیم ./ …/ …/ …/ …/ ·        صاد  همیشه  از  پهلو  جانور  را می کشید  ./   جانشین راستین اجداد و پدران هنرمند خود بود . /  کشیدن نیم رخ جانوران رازی داشت./ و به خاطر نیازی  بود./  کشیدن اسب از نیم رخ زیباتر است و تناسب اندام حیوان را بهتر نشان می دهد./ ·        دست معلّم از گودی چشم حیوان شروع کرد./ پایین آمد /  لب را با اشاره ای شکل داد و به سمت فک پایینی ادامه داد./و در انحنای گردن ماند/سپس دست معلّم بالا رفت./ چشم را کشید.    /   دو گوش حیوان را نیز نقّاشی کرد. / از یال و میان دوش های اسب پایین آمد/ازقسمت پایین پشت سر گذشت./بالای کمر را نقّاشی کرد / دم را کشید.  / سپس به گردن حیوان برگشت . /  دوباره به پایین رفت . /از خمیدگی کتف و سینه بالا رفت  /  و دو دست حیوان را تا بالای برآمدگی پشت پا آشکار کرد.سپس شکم حیوان را نقّاشی کرد  /        دوپایش را تا زیر زانو کشید  /  با شک و تردید ایستاده بود.شکل نقّاشی چیزی از او می خواست / می خواست که کامل شود.   /    برآمدگی پشت پاهای اسب و سم ها کشیده  نشده بود/و ما منتظر پایان کار نقّاشی بودیم /  و  از  مشکل «صاد» خبرداشتیم/ تمام وجود معلّم ناتوانی اش را در کشیدن بقیّه نقّاشی  نشان می داد./امّا معلّم این ناتوانی را نشان نداد./حرکتی زیرکانه انجام داد/ که به نفع اسب تمام شد/   با عجله خط هایی کشید/ و علفزاری را شکل دادبه طوری که تا ساق پای حیوان را در علف قرار داد. / شاگردی با  شیطنت گفت /و معلّم که از گرفتاری و مشکل رها شده بود/ با  آرامش گفت /…/ ·        به  معلّم نقاشی  من  بگویید   /   که شاگرد باوفای کوچک شما / هرجایی که در کار نقّاشی ناتوان می شود /مشکلش را  به روش  معلّم  خود  حل می کند./ ناله مرغ اسیر ۱٫    این همه ناله ی پرنده ی گرفتار  فقط برای وطن است/ روش پرنده ی گرفتار در قفس ، مانند من است. ۲٫    از باد سحرگاهی یاری می خواهم / که خبر مرا به دوستی که آزادانه در کنار چمنزار است   برساند. ۳٫    ای هم وطنان برای آزادی کشور  خود فکری کنید / که هرکس چنین نکند  عاقبتش مثل من است. ۴٫    کشوری که به دست بیگانگان آباد شود / با اشک آن را نابود کن زیرا آن جا، خانه ی غمها  است. ۵٫    لباسی را که برای وطن غرق خون نشود /  آن را پاره کن، که ننگ بدن و بی ارزش تر از کفن است . ۶٫    آن کسی را که در این سرزمین مانند سلیمان شاه خود کردیم  / امروز مردم به درستی می دانند که او خود شیطان است . مرغ گرفتار ۱٫    من نمی گویم که مرا از زندان آزاد کنید / لااقل  مرا به باغی ببرید و دلم را شاد کنید ۲٫    فصل بهار می گذرد ، ای دوستان به خاطر خدا / در باغی بنشینید و  از من یاد کنید ۳٫    ای دوستان، از من که مانند پرنده ای زندانی هستم یاد کنید / هنگامی که به تماشای گل و لاله و شمشاد می روید ۴٫    ازمیان  شما ،هر کس  پرنده ای درقفس زندانی دارد / آن را به باغ ببرید و به یاد و خاطره ی من آزادش کنید ۵٫    اگر زندگی من در زندان ویران گشت، باکی نیست / به فکر ویران کردن خانه دشمن باشید ۶٫    بیستون در نزدیکی راه فرهاد است. مبادا از شیرین / خبری ناراحت کننده به فرهاد بگویید و او را ناامید کنید ۷٫    ظلم، عمر جوانان را کوتاه می کند / ای بزرگان کشور ، به خاطر خدا، با عدالت رفتار کنید ۸٫    اگر به خاطر بی عدالتی شما حق ستم دیده ای پایمال شود / غیرممکن است که زندگی شاد و آرامی داشته باشید ۹٫    اگرچه سهم و نصیب «بهار» از دنیا گوشه ی زندان شد / به خاطر نعمت آزادی که گنج خدا داده است  شکر کنید لاله ی آزاد ۱٫    من لاله ی وحشی ام که به اختیار خود می رویم  و بویا می شوم/  در دشت زندگی می کنم و از این نظر همسرشت آهو هستم. ۲٫    آب من نم باران است و از آب جوی بی نیازم /  فضای باغ برای من کوچک است برای همین در آن جا نمی رویم . من لاله ی وحشی  هستم که به اختیار خودم می رویم  و بویا می شوم ۳٫    اگر چهره ی من سرخ است بخاطر خونی است که دررگهایم جاری است / برای زیبا شدن چهره ام به آرایشگر نیاز ندارد. ۴٫    روی پای خود ایستاده ام و  از کمک بی نیازم / نه  در جستجوی یاری هستم و نه در غم  بیگانگان. من لاله ی وحشی  هستم که به اختیار خودم می رویم  و بویا می شوم ۵٫    هرروز صبح نسیم به قصد زیارت من می آید /   و چشمان بچّه های آهو با دیدن من می درخشد. ۶٫    مانند چراغ روشنی هستم که درگوشه ای از این دشت روشنم /  و پروانه های بسیاری دارم که در  اطراف من سرگردان اند. من لاله ی وحشی  هستم که به اختیار خودم می رویم  و بویا می شوم ۷٫    با نشان دادن برگ و گل خود، آب و رنگی به چمن می بخشم/  و سراسر دشت ازبوی دلنشین من مانند ختن،خوشبو شده است. ۸٫    ایستادن و خم شدن من به خاطر مستی است   / و سر تا پای وجودم ناز و ادا است. من لاله ی وحشی  هستم که به اختیار خودم می رویم  و بویا می شوم ۹٫    چهره ی من از شراب عشق و حالت مستی سرخ است/ و داغ در سینه پُرخون من نشانه ی عشق  است. ۱۰٫                       من آزاد و سرخوشم و به زندگی  درصحرا عادت کرده ام / دیوانگی عشق  با جادو مرا از شهر،آواره ی صحرا کرده است . من لاله ی وحشی  هستم که به اختیار خودم می رویم  و بویا می شوم ۱۱٫                       از تلاش هیچ کس منت نمی پذیرم /  بند چمن و  باغ  را بر خود نمی پذیرم. ۱۲٫                       به سرشت خود  می نازم  باطنی آزاد دارم   /  آزاد به دنیا می آیم  و آزاد ازاین دنیا می روم. من لاله ی وحشی  هستم که به اختیار خودم می رویم  و بویا می شوم تا هست عالمی ، تا هست آدمی هر لحظه  رودررو  // دشمن من می گوید : // زبان فارسی دری تو  مانند دود  از بین می رود // نابود می شود  // باور نمی کنم// باور نمی کنم // باور نمی کنم . زبانی که الفاظ آن به لطافت جان است // زبان با آهنگ آن می رقصد و روشنی به چشم  می آید // زبانی که همانند لاله ی دامنه ی کوهستان چشم نواز است // مانند بار شکر است // و با ارزش تر و ارزشمندتر // از نصیحت مادر است. زبانی که زیبایی خود را از بنفشه و عطرش را از ریحان گرفته است//زبانی که زلالی خودرا از چشمه و شادابی خود را از  آب جوی گرفته است // // مانند سبزه های بهاری // پیوسته  طراوت و  تازگی دارد// زبانی که مانند آواز  بلبل خوشایند است و مانند نوای آبشار دل کش است// و با جوشش و حرکت خود// که مانند موج رود می باشد // با صدا و آهنگ زیبای خود // با شیرینی  خالص خود // دل را به سوی خود می کشاند // و آن را  شاداب می کند. زبانی که اعتقاد و هستی من است // زبانی که برای مفاهیم و اندیشه های من بسیار نرم و انعطاف پذیر است // زبانی که مانند خاک کشورم // زبانی که چون ذوق کودکی و هیجانات دوران کودکی // زبانی که مانند ابیات رودکی شاعر توانای ایرانی // زبانی که آن را مانند روشنایی چشمم می پرستم // و مانند پرتوهای لطیف خورشید در سحرگاه ستایش می کنم آیا امکان دارد که من زنده باشم و زبان فارسی دربرابر چشمانم // مانند دود بگذرد؟ // و نابود گردد// باور نمی کنم. وقتی نامش را بر زبان می آورم  از افتخار سرم به اوج آسمان می رسد // از اشتیاق به پرواز در می آیم // و بزرگان بسیاری از علم و ادب فارسی // پیش چشمم می آیند  // که آن را مانند  شعر و غزل // قرائت کرده ام  // با پندهای سعدی // با غزل های  حافظ // دنیایی همچون عشق را به جهانیان // هدیه کرده ام . ای دشمن ،سرگردان نباش  // بر من خُرده نگیر // زیرا عشق به  زبان فارسی در دل مردم صاحب ذوق // زنده و شاداب می ماند.  // تا زمانی که انسان باشد// تا زمانی که جهان باشد.   [۱] – پرچم عشق : عشق به پرچم تشبیه شده است / مه لیلی : استعاره از چهره ی لیلی [۲] – به کار آمدن : مفید بودن ،لازم بودن ،مناسب بودن [۳] – نام جوی : جویای نام ،شهرت طلب ،نامدار ، مشهور

پاسخ خود آزمایی های ادبیات اول
درس اول صفحه ی ۶
۱- سزاوار ، خوش گوار- نیستی ، هستی – خواری ، سروری – زیبنده ، درخورنده – گزید ، رسید – بازپسین ، پیشین – بندی ، پندی – راه نماینده ، آگاهاننده – ستوده ، شنوده –
کار ، خار .
۲- ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری ، درپای افکننده ی گردن کشان از سروری .
۳- دعا می کند تا دنیا برقرار است بر پیامبر و خاندانش درود باد.
۴- علم ناقص و جزیی ما را به دریای بی پایان علم و معرفت خود متصل کن .
۵- زیرا با گستاخی خود نشان می دهد معرفت حضور در بارگاه خداوندی را ندارد و از بین بردن غرور راکه لازمه بندگی است به جا نیاورده است .

درس دوم – ادبیات حماسی (رزم رستم وسهراب (۱) ) صفحه ی ۱۴
۱- بیت های : چویک ماه شد، همچو یک سال بود برش چون بر رستم زال بود
چوده سال شد زان زمین کس نبود که یارست با وی نبرد آزمود
۲- پسر پدر را بکشد و سپس سهراب نیز به دست فرستادگان مخصوصش کشته شود و به این طریق دشمنان جدی او از بین بروند.
۳- کاووس را از تخت بردارد و پدرش ، رستم را به جای او بنشاند و سپس به توران آمده افراسیاب را نیز از تخت به زیر کشد.
۴- افراسیاب

درس سوم – رزم رستم و سهراب (۲) صفحه ۲۰
۱- سرنوشت : زیرا از دید سازندگان داستان حکم سرنوشت تغییر ناپذیر است ، به گفته ی سهراب : چنین رفت و این بودنی کار بود.
افراسیاب : زیرا با فرستادن دوتن از فرماندهانش (هومان و بارمان ) مانع از شناسایی پدر وپسر شدند .
کاووس : به علت انتقام از رستم نوشدارو نمی فرستد .
رستم : زیرا با وجود اصرار وپافشاری سهراب ، نام خود را نمی گوید .
سهراب : به علت جوانی و خامی با ساده دلی از رستم فریب می خورد وخود را معرفی نمی کند .
۲- تکلیف دانش آموزی
۳- نوش دارو، داروی شفابخشی بود که کاووس آن را در اختیار داشت، بعد از این که رستم پهلوی سهراب را می درد گودرز را نزد کاووس می فرستد و از او نوشدارو طلب می کند اما کاووس از فرستادن دارو خودداری می کند زیرا با خود می گوید اگر سهراب بهبودی یابد پدر و پسر خطری جدی برای ما پیش می آورند – وقتی رستم از زابل فرا خوانده می شود در آمدن درنگ می کند و کاووس از این گستاخی برآشفته می شود و به گیو فرمان می دهد که رستم را بردار کند و رستم با شنیدن این سخنان خشمگین می شود و با پرخاش به او از درگاه بیرون می آید و عاقبت بزرگان با التماس او را برمی گردانند ، لذا کاووس با خود فکر می کند وقتی سهراب بهبودی یابد رستم بدو پشت گرم شده و دیگر بدو وقعی نمی نهد – رستم پس از شنیدن پاسخ منفی کاووس خود برای گرفتن دارو به راه می افتد اما هنوز راهی نرفته بود که خبر می دهند سهراب درگذشته است .

۴- صفحه ی ۱۷-مصراع اول بیت : زدش بر زمین بر به کردار شیر بدانست کاو هم نماند به زیر
ومصراع دوم بیت: چوبشنید رستم ، سرش خیره گشت جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
۵- چون اجل ومرگش فرا رسیده بود توانایی ایستادگی در مقابل رستم را نداشت .
۶- صفحه ی ۱۵ : به سهراب گفت ای یل شیر گیر کمند افکن و گرد و شمشیر گیر
دگرگونه تر باشد آییـــــن ما جز این باشـــد آرایش دین ما

وصفحه ۱۵و۱۶ کسی کاو به کشتی نبـــرد آورد سر مهتــــــری زیر گرد آورد
نخستین که پشتش نهد بر زمین نبرد سرش گرچه باشد به کین

صفحه ۱۷ : کنون گرتو درآب ماهی شوی وگرچون شب اندر سیاهی شوی
وگرچون ستاره شوی بر سپهر ببری ز روی زمین پاک مهــــــر
بخواهد هم از توپدر کین من چو بیند که خاک است بالیــن من

وصفحه ی ۱۷: از این نامداران گردن کشــــــــان کسی هم بــرد سوی رستم نشان
که سهراب کشته است و افکنده خوار تورا خواست کردن همی خواستار
ودو بیت پایانی همین صفحه (صفحه ۱۷) نیز موقوف المعانی اند.
۷- در مثنوی هر بیت قافیه ای مستقل دارد و برای سرودن مطالب طولانی و داستان مناسب است در حالی که قافیه درغزل در پایان مصراع اول و مصراع های زوج می آید و معمولاً ابیات غزل بین ((۵ تا۱۵)) است و محتوایی عاطفی دارد.
درس چهارم میر علم دار صفحه ۳۳
۱- ابیات زیر نارسایی قافیه دارد: صفحه ۲۶ بیت یازده چه تقصیر دارند طفلان من / که درپای آب روان جان دهند . صفحه ی ۲۷- بیت دو : مگر کنی به جهان بیعت یزید قبول / دهیم آب به طفلان تو دراین میدان
و بیت چهار = یارب به برادر به چه سان عرض نمایم گویم چه به آن شاه ؟ بود لال زبانم
صفحه ۲۸ بیت ۱(یک ) = برادر جان ، زجا برخیز وآور ذوالجناح امروز / که از بهر جهاد اهل کین گردم سوار امروز
صفحه ۲۹-بیت ده = خدا ناکرده گرما را ز یک دیگر جدا سازند / نه من روی تو را بینم ، نه تو روی مرا دیگر
صفحه ۳۱ بیت ۷و۸ امیر جهان الحذر ، الحذر / زعباس ، شیر ژیان ، الحذر
برس داد لشکر که از دست رفت / سیه شد جهان ، الحذر ، الحذر
و بیت ده : اگر به قطره ی آبی لبش کند سیراب / دگر به جنگ سپه کس نماند از اشرار
۲- صفحه ۳۱ بیت پنج : شمر حضرت عباس و امام حسین (ع) را ((مطلع نورین )) می داند و در همین صفحه عمرسعد در بیت شش ، امام حسین (ع) را ، امام زمان خویش می خواند و دربیت هفت حضرت عباس را شیر ژیان می داند.
۳- ۱- تفاوت در معنای لغوی تعزیه و نمایش است : تعزیه یعنی عزا داری و نمایش یعنی نمایش دادن یا نمود یافتن
کاری است . تعزیه ، گونه ای از نمایش مذهبی است .به ویژه نمایش وقایع کربلاست .
۲- فرم وشکل تعزیه ، برخلاف نمایش فاقد پیچیدگی است و از ساختی سطحی و تک بعدی برخــــوردار اسـت به
گونه ای که اجرای آن را بسیار ساده می سازد و به همین سبب صحنه را به سهولت می توان به وجود آورد یا
تغییر داد .
۳- درتعزیه شخصیت نمایشی وجود ندارد، بلکه شخصیت ها کاملاً شناخته شده هستند . لذا گفت و گوی نمایشی در تعزیه وجود ندارد. درواقع نوعی شبیه خوانی و نقالی است و به دلیل شناخته بودن ، تماشاگران با آنان به راحتی ارتباط برقرار می کنند.
۴- درتعزیه گریم یا اصلاً وجود ندارد یا درحدی بسیار ساده مطرح است .
۵- لباس ها در تعزیه معمولاً در دو رنگ قرمز وسبز است درحالی که در نمایش لباس ها بسیار متنوع است .
۶- زبان و بیان در نمایش تابع عوامل متعدد موجود در نمایش است ، درحالی که در تعزیه بیان ، محاوره ای و عامیانه است .

۴- تکلیف دانش آموزی

درس پنجم – سمک و قطران
۱- سوگند خوردن به نان و نمک مردان و به صحبت جوان مردان –
پای بندی به عهد وپیمان و سوگند
۲- شیر آمدی یا روباه ؟
۳- به عنوان ضمانت و پشتوانه ی عهد و پیمان و سوگند .
۴- آتشک
۵- صفحه ۳۸- بند دوم سطر چهارم : توکیستی و از کجا می آیی و به کجا می روی ؟
و بند پایانی سطر اول : او را دل تنگ دیدم . گفتم : ای پهلوان ، چرا دل تنگی ؟
صفحه ی ۳۹ سطر آخر : هردو باهم عهد کردند .
صفحه ی ۴۰ –
بند دوم : قطران گفت : ای آتشک ، شیر آمدی یا روباه ؟ سطر بعد : قطران نگاه کرد و سمک را دید.
بند آخر – سطر اول –
هردو برخاستند و به خیمه ی قطران آمدند. قطران را دیدند بی هوش افتاده . سمک گفت : ای آتشک او را چگونه ببریم ؟
صفحه ی ۴۲ سطر اول –
گفتند : این شخص دیگر کیست ؟ گفت : او برادر من است .
۶- سیاست بود . سمک و قطران دشمن هم بودند و نقشه کشیدن برضد دشمن سیاست است و سمک هیچگاه به قطران قولی نداده بود که بعد با پیمان شکنی به او خیانت کرده باشد.
۷- آتشک عاشق دلارام است و فردی فرصت طلب است که به محض این که متوجه می شود سمک می تواند او را به محبوبش برساند به راحتی به امیر خود خیانت می کند .
۸- فرو بریم : برپا کنیم . قفا زدن : سیلی زدن ، پس گردنی زدن .
۹- می گویند یک مرغابی در آب تصویر (نور) ستاره می دید ، خیال کرد ماهی است . قصد کرد آن را شکار کند ولی چیزی پیدا نکرد. وقتی چند بار امتحان کرد و نتیجه ای نگرفت ، (آن کار را ) رها کرد . روز دیگر هربار در آب ماهی می دید تصور می کرد همان روشنایی روز قبل است و شکار نمی کرد و نتیجه ی این تجربه آن بود که تمام روز گرسنه ماند.
۱۰- گو

درس ششم داستان خیر و شر صفحه ی ۵۰
۱- خیر .
۲- کشاکش همیشگی نیکی و بدی و حاکمیت خوبی ها و این که سرانجام نیکی رستگاری و عاقبت بدی تباهی و نابودی است .
۳- زیرا شر به سبب بدجنسی تصور می کرد که خیر مروارید خود را بعداً پس می گیرد لذا گفت باید چشم هایت را ببخشی که هرگز نتوانی آن را پس بگیری .
۴- هردو داستان کشاکش نیکی و بدی را نشان می دهد و مثل این داستان ، در آن جا نیز هابیل نماد خوبی و قابیل نماد شر و ستمگری است .
۵- گوهر اول : همان لعل و گوهر است که شر آن را از خیر می دزدد و گوهر دوم استعاره از خیر است .
۶- تکلیف دانش آموزی .
۷- داستان ((مرد ونامرد)) که اصل آن از کتاب هزار ویک شب است و آقای مهدی آذر یزدی آن را بازنویسی کرده است و داستان بینوایان رویارویی ژان والژن و ژاور و داستان هابیل و قابیل .
۸- سعی کن تا می توانی در پی کسب علم و دانش باشی زیرا این گوهر گرانقدر در انتظار تو نمی ماند.
آینه ات را جلا ببخش تا نور حق در آن تجلی کند. (آینه استعاره از دل )

درس هفتم طوطی و بقال صفحه ی ۵۴
۱- پیام این دو بیت با پیام درس یکسان است ، هردو به قیاس نابه جا اشاره دارند. مردان حق و انسان های معمولی ظاهری یکسان دارند درحالی که تفاوت آن دو بسیار است . همان طور که تلفظ شیر درنده با شیر خوردنی یکسان است ولی هرکدام ماهیتی جدا دارند.
پس نباید مردان حق رابا سایرین مقایسه کنیم وبامعیارهای خود،آنان رابسنجیم چون در آن صورت به خطا رفته ایم .
۲- دو بیت پایانی در حقیقت نتیجه ی تمثیلی است که مولوی از داستان خود گرفته است : هزاران پدیده ی همانند وجود دارد که تفاوتشان بسیار است ، بسیار آدم های ناپاک و زشت و شیطان صفت وجود دارند که به ظاهر عابد و زاهد جلوه می کنند و مردم فریب ظاهرشان را می خورند پس نباید دیدی سطحی داشت و انسان های وارسته را با آدم های ناپاک قیاس کرد.
۳- زیرا کار طوطی و مرد جولقی هیچ ارتباط و سنخیتی با هم نداشت و قیاسی نابه جا بود.
۴- الف ) قیاس کافران و جادوگران بارگاه فرعون که خود را با حضرت موسی (ع) مقایسه می کردند و می خواستند با او مقابله کنند درحالی که جادوگران با مکر وجادوگری توانستند ریسمان هایی را چون مار به حرکت درآورند ولی عصای موسی با اشاره و قدرت خداوند به اژدهایی تبدیل شد و همه بساط جادوگران را بلعید. گمراهان و غافلان بین معجزه ی پیامبران و سحر ساحران فرقی نمی نهند.
ب) قیاس مسیلمه ی کذاب که خود را با پیامبر برابر دانسته ادعای نبوت کرد درحالی که پیامبر به بالاترین مرحله رسید و در شمار بالاترین انسان ها قرار گرفت و مسیلمه در تاریخ به دلیل کثرت دروغگویی به صفت کذاب شهرت یافت .

درس هشتم (( گل هایی که در نسیم آزادی می شکفد )) صفحه ی ۶۴
۱- انقلاب اسلامی ایران و ایثار و از خود گذشتگی مردم در آن دوران .
۲- هردو یک پیام و مفهوم را می رساند. خون و ایمان دریک سو نماینده ی معنویت و تفنگ و شمشیر در سوی دیگر نشان خشونت ، بیانگر این مسئله است که معنویت ، شهادت و ایمان بر خشونت ، ظلم و استبداد و شمشیر پیروز است جمله ی اول مربوط به انقلاب اسلامی و عبارت دوم تصویر قیام عاشورای حسینی است با این که امام حسین (ع) به شهادت رسیدند اما پیروز حقیقی این میدان ایشان بودند .
۳- با فرا رسیدن آزادی ، هنر و ذوق و استعدادهای مردم شکوفا می شود.
۴- هنرمندان خود را با انقلاب مردم که چون قطاری سریع به جلو می رفت همراه و منطبق کردند.
۵- مردم را راهنمای هنرمندان می داند.

خودآزمایی درس خط خورشید صفحه ی ۶۷
۱- شب : نماد حکومت ظلم و ستم و استبداد ، آسمان : خوبی ها و پاکی ها ، فصل خزان : دوران ستم ، ستاره و شهاب : مبارزان راه آزادی ، هوای مه آلود: فضای شبهه ناک ستم ، پاک کن : مزدوران حکومت نور: امام خوشید : آزادی
۲- قالب نیمایی یا آزاد
۳- گاهی شهابی مشق های شب آسمان را خط می زد . پاک کن هایی از ابر تیره –
خط خورشید را پاک می کرد . خون خورشید آتشی در شفق زد.
( ممکن است تصور شود وقتی شهاب نماد مبارزان است دیگر نمی تواند تشخیص باشد . درحالی که وقتی کلمه ای نماد باشد دامنه ی گسترده ای را دربر می گیرد از جمله معنی واقعی خود عبارت نیز می تواند تعبیر شود و لذا می تواند تشخیص محسوب شود.)
۴- امام خمینی با رهبری مردم و انقلاب اسلامی ، سرنوشت وطن را دگرگون ساخت و مسیر تاریخ این سرزمین را متحول نمود.
۵- درشعر (( آب زنیدراه را )) از مولوی :
باغ سلام می کند، سروقیام می کند / سبزه پیاده می رود غنچه سوار می رسد کلمات باغ ، سرو ، سبزه و غنچه مراعات نظیر دارد. و بیت هفت بین کلمات شراب ، خراب و مست و خمار مراعات وجود دارد ودرشعر خط خورشید بین کلمات دفتر ، حرف ، صفحه و در صفحه ی بعد بین مشق شب و خط زدن و پاک کن و بین نور ، خورشید ، آتش ، شفق و شرق مراعات نظیر وجود دارد.

درس نهم دریادلان صف شکن صفحه ی ۷۴
۱- ازحاشیه ی اروندرودوبه دست جوانانی که درحاشیه ی اروندرودگرد آمده اند و آماده ی هجوم به دشمن اند.
۲- در جبهه ها همه ی چیزهای معمولی ، حقیقتی دیگر می یابند و اشیا گویی گنجینه هایی از رازهای شگفت خلقت هستند.
۳- تکلیف دانش آموزی .
۴- بعضی ها وضو می گیرند و بعضی دیگر پیشانی بندهایی را که رویشان نوشته اند ((زایران کربلا)) بر پیشانی می بندند . بعضی دیگر از بچه ها گوشه ی خلوتی یافته اند و گذشته خویش را با وسواس یک قاضی می کاوند.
- بچه های مهندسی آخرین کارهای مانده را راست و ریس می کنند و …

- بچه ها همان بچه های صمیمی وبی تکلف ومتواضعی هستندکه همیشه درمسجدونمازجمعه ومحل کارت می بینی.
- آن روستایی جوانی که گندم وبرنج و خربزه می کاشته ، امشب سربازی است درخدمت ولی امر و
.
۵- از کرخه تا راین ، خط آتش ، بوی پیراهن یوسف –
برج مینو ، سجاده ی آتش ، سریال(( لیلی با من است)) که به شکل فیلم سینمایی نیز در آمده است.
۶- صفحه ۷۳= در معرکه ی قلوب مجاهدان خدا ، آرامشی که حاصل ایمان است ، حکومت دارد.
و صفحه ی ۷۲- صف طویل رزمندگان تازه نفس –
با آرامش و اطمینانی که حاصل ایمان است- وسعت جبهه ی فتح را به سوی فتوحات آینده طی می کنند.
۷- امروزه به معنی پیشوا و جلودار و رهبر سردسته به کار می رود ، در گذشته ۱- در هیئت های مذهبی به کسی که بین نوحه خواندن یا سینه و زنجیر زدن با صدایی بلند یا حسین ، یا شهید و … می گوید. ۲- در فرهنگ معین آمده است:سردم :۱- محل اجتماع درویشان ،خانقاه۲- اتاقی چوبی که دردهه ی عاشورانزدیک مسجد یا تکیه برپا می کردند و آن را با شمایل ائمه و بزرگان و قالیچه ها و لوازم درویشی می آراستند و شب ها از واردین پذیرایی می کردند و …
۳- (زورخانه) محلی سکو مانند که مشرف بر گود است و مرشد بر آن قرار گیرد و همراه ضرب ، ورزش را رهبری کند .
می توان نتیجه گرفت که سردم دار به کسی گفته می شود که خانقاه دار و یا فردی باشد که مسؤول آماده کردن اتاق چوبی نزدیک مسجد یا تکیه باشد و یا کسی که در زورخانه آن محل را برای مرشد برپا می کرده است و با ظرف سردم که ظرفی برنجی بوده است انعام و پاداش مرشد را جمع آوری می کرده است .
خودآزمایی شعر پاسخ صفحه ی ۷۶
۱- این رسم ایرانی که به هنگام سفر مسافر را از زیر آیینه و قرآن عبور می دهند و مقداری آب نیز پشت سر او می ریزند .
۲- نهاد این مصراع ((مادر)) است . منظور این است که مادرم با آوردن قرآن و آیینه و آب صفا و پاکی و روشنایی معرفت و ایمان را در قلب من وارد می کند.
۳- چراغ نماد ایمان ، استقلال ، آزادی ، فرهنگ ، وطن و خلاصه ی همه ی خوبی ها باشد .
۴- با تمام دل خود می گویم .
۵- آماده شدن برای مبارزه با دشمن .
۶- شعر سنتی دارای وزن و قافیه است و طول مصراع ها با هم برابر است ولی در شعر نو ، تنها شاخه ی نیمایی آن وزن دارد (شاخه های دیگر آن مثل شعر سپیدو انواع دیگر آن وزن عروضی ندارد)
قافیه نیز در شعر نو جایگاه مشخصی ندارد و شاعر هرجا ضرورت شعر ایجاب کند از آن استفاده می کند و طول مصراع ها نیز کوتاه و بلند است و از همه مهم تر این که محتوای اشعار نو بسیار گسترده و متنوع است .

درس دهم هدیه ی نا تمام خودآزمایی صفحه ی ۸۴
۱- پدر نیک با چاره اندیشی و سخنان به موقع خود رابطه ی عاطفی بین مادر و فرزند را تشدید کرد آن جا که نیک به علت تحقیر شدن هدیه اش گریه می کرد سطل را از دست او گرفته مفید بودن آن را ستود و با تمیز کردن آشپزخانه ارزش استفاده از زمین شوی و سطل را نشان داد و با گفتن این که قسمت دیگر از هدیه ی نیک این است که از این به بعد او کف آشپزخانه را خواهد شست هدیه ی نیک را به هدیه ای واقعی و یک کمک مؤثر به مادر بدل کرد و با این تدابیر مادر را از دریافت هدیه اش خوش حال کرد.
۲- زیرا می دانست هدیه ی جو که شانه ای با نگین های کوچک است قطعاً مورد توجه مادر قرار می گیرد و ارزش هدیه ی اورا دوباره پایین می آورد.
۳- تا ارزش هدیه ی برادرش حفظ شود .
۴- جو (راوی داستان )
۵- تکلیف دانش آموزی .
درس یازدهم مسافر صفحه ی ۹۰
۱- آخر دنیا جایی که مرز آفرینش و دنیای خلقت است .
۲- عقل مصلحت اندیش
۳- تیمور لنگ
۴- مصلحان ، بهشتی و رستگارند و ستمگران ، بدفرجام و دوزخی .
۵- با بیت اول : نیرویی به من ده تا قدرت و توان خود را از روی کمال عشق و نهایت محبت ، تسلیم خواسته ها ورضای تو کنم .
بیت دوم : قدرتی به من بخشا تا روح خود را از تعلق به جنبه های ناچیز روزگار بی نیاز کنم و از هرچه رنگ تعلق پذیرد ، آزادش سازم .
۶- ارزشمندی اشک را می رساند زیرا اشک از دل برخاسته و مظهر احساسات و عواطف پاک انسانی است .
اظهار فروتنی می کند (من چیزی نیستم ) می گوید من ابتدا اشک شوق ، سپس اشک دوستی و اکنون اشک اندوهم چون اظهار فروتنی می کند لذا کمال می یابد.
۷- تکلیف دانش آموزی
۸- درشعر سعدی قطره در مقابل عظمت دریا اظهار فروتنی می کند و همین او را به کمال می رساند (به در تبدیل می شود ) و دراین جا نیز اظهار کوچکی قطره را به کمال می رساند.
در هردو تواضع و فروتنی قطره ها را به کمال می رساند.
۹- تکلیف دانش آموزی

خودآزمایی درس دوازدهم از کعبه گشاده گردد این در صفحه ی ۹۶
۱- حتی اگر خود بمیرد محبوبش (عشقش ) پایدار بماند و عاشق تر شود و خداوند از عمر او بکاهد و به عمر لیلی بیفزاید .
۲- بیت ۲۱- از عمر من آن چه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افزای
و بیت ۱۹ –
کــــز عشق به غایتی رسانـــــم کاو ماند اگر چه من نمانــم
۳- زبان نرم و لطیف و بیانگر احساسات و عواطف و آرزوهای انسانی .
۴- چون رایت عشق آن جهانگیر شد چون مه لیلی آسمان گیر
رایت عشق ، مه لیلی وجه : زیبایی
مشبه به مشبه مشبه به مشبه
رایت عشق مثل مه لیلی آسمان گیر شد
مشبه ادات مشبه به وجه شبه
فرزند عزیز را به صد جهد / بنشاند چو ماه در یکی مهد
مشبه ادات مشبه به
خودآزمایی درس سیزدهم در امواج سند صفحه ی ۱۰۲
۱- بیانگر زوال حکومت خوارزمشاهی . ( وقتی شاعر یا نویسنده با بیان کلماتی در آغاز نوشته ی خود فضای کلی آن را مشخص می کند به آن فضا سازی یا براعت استهلال می گویند )
۲- آتش های ترک : آتش افروزیهای مغولان ، خون تازیک : خون ایرانیان
۳- خون آلودگی ایران کهن و زوال حکومت خود را دید .
۴- در بیت ۱۰- درآن دریای خون در قرص خورشید / غروب آفتاب خویشتن دید : منظور آسمان خون رنگ غروب است .
در بیت ۱۴- درآن دریای خون در دشت تاریک / به دنبال سر چنگیز می گشت : منظور خون سربازان کشته شده (خون کشتگان ) که در دشت نبرد چون دریایی به راه افتاده بود.
۵- موج : به کوه گران (بیت هجده ) و به سیماب (بیت بیست و دو )
رود: به سد روان (بیت بیست ) ، اژدهای زندگی خوار (بیت سی و دو) و دریای بی پایاب (بیت سی و هفت )
۶- با بیانی حماسی آن را خروشان ، ژرف ، بی پهنا ، کف آلود مانند سدی روان و اژدهایی زندگی خوار و چون دریایی بی پایاب وصف می کند .
۷- از بیم بدنامی وبرای این که بتواند بدون دغدغه بجنگد ودرصورت لزوم بتواند برای تجدید قوا فرار کند.
۸- عبور از دریایی عمیق بعد از پشت سر گذاشتن جنگی سخت .
۹- حکومت وزندگی خود را از دست رفته می دید. از درد غرق شدن کودکان مانند موی خود به پیچ وتاب و پریشانی افتادند.
۱۰- چون به پاس هر وجب از خاک این سرزمین سرها و افسرهای بسیار فدا شده است ، پس باید قدر وطن را دانست و آن را کوچک و خوار نشمرد.
۱۱- نمونه ها بسیار است ، جانبازی رزمندگان در رها سازی خرمشهر و …
( تکلیف دانش آموزی )
۱۲-چهارپاره، ازچند بند هم وزن تشکیل شده است و هر بند شامل چهار مصراع که مصراع های زوج آن هم قافیه اند و پس از مشروطه در ایران ابداع شده است و شامل موضوعات غنایی و اجتماعی است .
ولی مثنوی : ابیاتی به هم پیوسته و طولانی است که هر بیت قافیه ای مستقل دارد و از دیر باز در ادبیات ما رواج داشته است و موضوعات بسیار متنوعی دارد .
نمونه های مثنوی : تکلیف دانش آموزی
خودآزمایی درس چهاردهم صفحه ی ۱۰۶
۱- مردم بی هنر
۲- مغیلان مخفف ام + غیلان (غولان ) = مادر غولان . مغیلان یا خار شتر درختچه ای است که در صحرا می روید، چون باد در لای بوته ی مغیلان صدای هوهویی تولید می کرد قدما فکر می کردند که این درختچه ماوای غولان است و غول در زیر آن ، بچه گذاشته و صدای زوزه باد صدای بچه های غول است . به همین دلیل مسافران از نزدیک شدن به این درختچه ها بخصوص در شب واهمه داشتند .
۳- از اصالت موروثی به گوهر اصل و از اصالت اکتسابی به گوهر تن و گوهر هنر نام برده شده است .
۴- خرد و دانش .
۵- ۱- زبان سرخ سر سبز را بر باد می دهد . ۲- تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
۳- زبان آید زیان آید ۴- زبان پاسبان سراست
۵- زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم / به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
۶- زبان بسته باید گشاده دودست / زبان بسته بهتر که گویا به شر ۷- زبان ترجمان دل است
۸- زبان ، بسیار سر برباد داده است ۹- زبان ، سر را عدوی خانه زاد است (وحشی)
۱۰- زبان بند کردن به صد قید و بند –
بسی به زگفتار ناسودمند (امیرخسرو)
۱۱- زبان چرب گویا و دل پر دروغ بر مرد دانا نگیرد فروغ (فردوسی)
۱۲- زبان چیره گردد چوشد دست چیر
۱۳- زبان خلق تازیانه ی خداست
۱۴- زبان خوش مار را از سوراخ بیرون آورد .
۱۵- زبان در دهان ای خردمند چیست –
کلید در گنج صاحب هنر
۱۶- چو دربسته باشد چه داند کسی –
که گوهر فروش است یا پیله ور (سعدی)
۱۷- زبان دردهان کسی گذاشتن
۱۸- زبان را بپای از بد اندیش و دوست –
که نزدیک تر دشمن سزت اوست (سعدی)
۱۹- در فتنه بستن دهان بستن است ( امیر خسرو )
۲۰- اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند بهتر که سخن گویی و خاموشت کنند (منسوب به سقراط)
۲۱- زبان گوشت است به هر طرف بگردانی ، می گردد . ۲۲- زبانم مو در آورد .
۲۳- زبان مرغان مرغان دانند ۲۴- زبانش با سرش بازی می کند .
۲۵- زبان و گوش دادت کلک نقاش که گاهی گوش شو گاهی زبان باش (وحشی ) (از امثال و حکم دهخدا)

۶- آدمی بردیگر جانوران به ده درجه که در تن اوست بر حیوان برتری یافت : پنج درجه ی درونی و پنج درجه ی بیرونی که پنج درجه درونی عبارتند از : اندیشه ، به خاطر سپردن ، تخیل و تشخیص و سخن گفتن و پنج درجه بیرونی : قوه ی شنوایی ، بینایی ، بویایی ، لامسه و چشایی و از این قوه ها و نیروها آن چه جانوران دیگر دارند به پای نیروهای آدمی نمی رسد.
۷- با بند اول درس ارتباط دارد.
۸- وقتی این را دانستی ، زبان را به خوبی و هنر آموختن عادت بده و زبان را جز به خوب گفتن عادت مده زیرا زبان تو دایم همان چیزی را می گوید که تو آن را بدان وادار کرده باشی زیرا گفته اند : هرکس زبان او خوش تر باشد ، طرف داران او بیشتر خواهند بود و با داشتن همه ی هنرها ، تلاش کن سخن را در جای خود بگویی زیرا سخن بیجا حتی اگر خوب باشد ، زشت به نظر می رسد و از سخن بی فایده دوری کن زیرا سخن بی فایده تماماً زیانکاری است و سخنی که از آن بوی دروغ بیاید و بوی هنر از آن به مشام نرسد ، نگفتنش بهتر است .
پنج مورد از تفاوت ها : ۱- زفان = زبان ۲- تو او را برآن داشته باشی : تو آن را بدان وادار کرده باشی
۳- سخن به جایگاه : سخن به موقع و بجا
۴- سخن نه بر جایگاه : سخن بیجا و بی موقع
۵- دوری گزین : دوری کن ۶- زشت نماید : زشت به نظر می رسد و …

۹- اصالت اکتسابی که انسان با عقل و خرد خود، آن را کسب می کند .

خودآزمایی درس کدام قبله صفحه ی ۱۰۷
۱- روی برخاک مالیدن و تعظیم کردن در برابر شاه .
۲- طمع
۳- انسان از نفس شهوت پرست اطاعت نکند.
۴- معنی : ای رسول ) آیا دیدی آن کسی که هوای نفسش را خدای خود قرار داده است ؟ با بیت پایانی تناسب معنایی دارد.
خودآزمایی درس متاع جوانی صفحه ی ۱۰۹
۱- مرغ زیبا ، متاع ، گنج
۲- زیرا می گوید معنی آن را فقط به هنگام پیری خواهد دانست پس سؤال کردن اکنون بی فایده است. اگرمی تواند اکنون قدر جوانی را بداند زیرا جوانی دیری نخواهد پایید .
۳- قطعه . زیرا چند بیت هم وزن است که مصراع های زوج آن هم قافیه است و وحدت موضوع دارد .
۴- پیام شعر این است که : انسان در جوانی مغرور نیرو و توان خود است وقتی پیر شد متوجه می شود که پیری ، قدرتمندان را نیز ناتوان می کند و پروین نیز همین مفهوم را درشعر خود بیان کرده است و البته پروین می خواهد قدر جوانی را بدانیم زیرا زود می گذرد و چنین نتیجه گیری ای در قطعه ی احمد مشکان طبسی نیامده است .
قطعه طبسی دو بیت است ولی ابیات قطعه ی پروین بیشتر است و در قالب مناظره نیز سروده شده است .

خودآزمایی درس پانزدهم صفحه ی ۱۱۸
۱- لباس را برای مصونیت و به عنوان حریمی قابل اطمینان در مقابل نگاه های پلید می پوشد .
۲- یعنی لباس نباید مثل پوست انسان را عریان و برهنه نشان دهد بلکه به عنوان خانه ای بایدحریم امن او در مقابل نامحرمان باشد و به او آرامش و امنیت ببخشد .
۳- فرهنگ و شخصیت و اعتقاد و ارزش های اعتقادی هرفرد در لباس پوشیدن او هویدا می شود.
۴- پوچی و دروغین بودن بخش هایی از تمدن غرب . (فرهنگ برهنگی غرب )
۵- برخی معتقدند حجاب محدودیتی برای فعالیت های اجتماعی است درحالی که چنین نیست . پوشش و حجاب به انسان آرامش و مصونیت می بخشد و باعث می شود به جای آراستن ظواهر با آسودگی به فعالیت بپردازد و به جای این که به زن و مرد بودن خود بیندیشدبه انسان بودن خود فکر کند و به عنوان قطره ای به دریای جامعه بپیوندد .
۶- فعالیت دانش آموزی به منابع زیر می توان مراجعه کرد:
۱- الجزایر مردان مجاهد از حسن صدر ۲- الجزایر و مسئله ی حجاب از فرانتس فانون
۳- زنده بادآزادی از علی وافی

خودآزمایی درس شانزدهم صفحه ی ۱۲۳
۱- در عهد پیغمبر مسجد جایی بود که مسلمانان آن جا جمع می شدند و پیامبر در همان جا کارهای امت را حل و فصل می کردند. در دوره های بعد اهل حدیث حلقه های خود را در آن جا بر پا می کردند و صوفیه برای اعتکاف در مسجد خلوت می گزیدند و حوزه هایی برای مقابله و تلاوت و تعلیم تجوید و قرائت قرآن در آن جا تشکیل می شد.
۲- ناشی از تنوع و اختلاف نژاد اقوامی که سرزمین آن ها به وسیله ی مسلمانان فتح می شد.
۳- زیرا تمام تصوری که از زیبایی در ذهن معماران و هنرمندان بوده است در مسجد مجال بروز یافته است . هنرهای مختلفی از قبیل : معماری در توازن اجزا‌ ، نقاشی در نقوش و الوان کاشی ها ، خوش نویسی در الواح و کتیبه ها ، شعر در موعظه ها ، موسیقی در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ و صنایع دستی برای تکمیل و تزیین این مجموعه ی الهی به میدان آمده اند .
۴- جلوه های گوناگون فرهنگ و هنر اسلامی در طی قرن های دراز در بنای مسجد مجال بروز یافته است پس یک مورخ می تواند با مطالعه در مساجد ، تصویر روشنی از تمدن و تاریخ اقوام مسلمان عالم را پیش چشم خود مجسم کند .
۵- احیای هنرهای قدیم برای ترمیم واصلاح آن چه ازاین ابنیه ی خدایی فرسوده شده است وتعیمرهرچه از آن جمله در حال ویرانی است .
۶- که مردم مساجد را خالی نگذارند و درمساجد شرکت داشته باشند .
۷- بر اساس شماره ی حروف ابجد عدل مظفر : ع = ۷۰ ، د = ۴ ، ل = ۳۰ ، م = ۴۰ ظ = ۹۰۰ ، ف = ۸۰ ، ر = ۲۰۰ این اعداد را جمع می کنیم :
۱۳۲۴ = ۲۰۰ + ۸۰ + ۹۰۰ + ۴۰ + ۳۰ + ۴ + ۷۰
سال ۱۳۲۴ هـ .ق به دست می آید که سال تأسیس مجلس شورای ملی سابق بوده است .

خودآزمایی درس هفدهم کلاس نقاشی صفح ی ۱۲۷
۱- اسلیمی : از طرح های اساسی و قراردادی هنرهای تزئینی ایرانی مرکب از پیچ و خم های متعدد که انواع مختلف آن با شباهت به عناصر طبیعت مشخص می گردد .(معین)
شکل تغییر یافته ی کلمه ی اسلامی .

۲- گرته برداری (گرده برداری ): با خاکه ی زغال و غیر آن ، تصویر چیزی را طراحی کردن (معین)
۳- بی رنگ : نمونه و طرحی که نقاش به صورت کم رنگ یا نقطه چین بر کاغذ می آورد و سپس آن را کامل رنگ آمیزی می کند ، طرح اولیه
۴- روزگاری : از روی طرحی نقاشی کردن ۵- نقطه چینی : خط یا سطحی را به وسیله ی نقطه های متعدد پرکردن .
صورتگری : نقاشی
۲- در دو بند اول درس که جملاتی شعر گونه به دنبال هم آورده است و همچنین در صفحه ی ۱۲۶ پاراگراف دوم دست معلم ازوقب حیوان روان شد ، فرود آمد …
به طور کلی نحوه بیان ادبی درکل متن ذوق شاعری نویسنده را به ما گوشزد می کند.
۳- ۱- ایجاز و کوتاهی جملات ۲- استفاده از کلمات هماهنگ و متناسب ۳- پرهیز از تکرار .
۴- مسلمانان معتقد بودند خداوند خالق انسان و طبیعت است و شبیه سازی از روی انسان در اسلام شرک به شمار می آمده است و اگر کسی انسانی را به تصویر می کشید ، می گفتند در آخرت باید درآن روح بدمد و مورد بازخواست قرار گیرد و کشیدن چهره ی انسان را نوعی شرک می دانستند و به خصوص در مسجد آن را حرام می دانستند و تاکنون نیز این عقیده وجود دارد که نصب عکس در مسجد کراهت دارد.
۵- حرفی به کارش بود (کنایه از مشکل داشت ) ، دستی نازک داشت (ظریف می کشید) ، صورتک به رو نداشت (تظاهر نمی کرد) و …
.
۶- سادگی و صمیمیت درآن حاکم بود، دل خواه و روان بود . خشک نبود و خندیدن در آن روا بود.
۷- برآمدگی پشت و سم ها ی اسب ، شتابان خط هایی در هم کشید و علفزاری ساخت و حیوان را تا ساق پا در علف نشاند .

خودآزمایی درس هجدهم – مشروطه ی خالی صفحه ی ۱۳۵
۱- یکی از راه های طنز استفاده از مسائل عادی زندگی و ارتباط دادن آن با مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی است و دهخدا با استفاده از مشاجره پدر ومادر خود می خواهد کلاهبرداری و دروغگویی وکلا را در زمان خود بیان کند.
۲- بسته شدن عقد دختر عمو ، پسرعمو در آسمان ، سی وسه بندم به تکان افتاد . (در پزشکی قدیم معتقد بودند که استخوان های بدن آدم با سی وسه بند به هم متصل شده است )
۳- بی سواد ، زیرا تفاوت عقد نامه و وکالت نامه را متوجه نمی شود .
۴- نویسنده خود نیز با دختر عمویش نامزد بوده و می دانسته که جدا کردن نامزد از نامزد چه ظلم عظیمی است .
۵- برای اعتراض به دخالتهای روسیه در امور داخلی ایران و اعتراض به محمد علی شاه عده ای از مبارزان مشروطه در سفارت انگلیس و عده ای در شاه عبدالعظیم دست به تحصن زدند.
۶- زیرا می داند مردم از وکیل خیر نخواهند دید همان طور که مادرش خیر ندیده بود .
۷- ننه ، جاپن ، پتل پورت .
۸- تکلیف دانش آموزی .
خودآزمایی درس نوزدهم –
حاکم و فراشان صفحه ی ۱۴۰
۱- یعنی آن وقت سروکارت با فراشان خواهد بود که با چوب دستی های خود حساب تو را می رسند و تو را کتک می زنند .
۲- نظام عریض و طویل تشریفاتی دربار در اواخر قرن سیزدهم هجری .
۳- توجهی نشان نداد ، اعتنایی نکرد ، خود را به نفهمیدن زد . امروزه ضرب المثل (( خودرا به کوچه علی چپ زد .)) را نیز درهمین معنا به کار می بریم .
۴- حکیم باشی ، آشپز باشی ، حاکم باشی ، قزاق باشی ، تفنگدار باشی و …

۵- سطرچهار : درپیشاپیش آنان یک نفر سرخ پوش دیوچهر و درپشت سرآن ، ده بیست نفر سوار با تیپ می آیند.
سطر پنجم : به ما گفت راست ایستاده هنگام عبور آن ، کرنش و تعظیم نمایید .
ودرسطر هفتم : آن هم ابداً به روی بزرگوار خود نیاورده .

خودآزمایی غزل مرغ گرفتار صفحه ی ۱۴۲
۱- بیت هشتم –
گر شد از جو شما خانه ی موری ویران خانه ی خویش محال است که آباد کنید
۲- بیت سوم بین گل ، لاله ، شمشاد و مرغ بیت ششم : بیستون ، شیرین و فرهاد
۳- آزادی
۴- از اشاره و تلمیح به این داستان می خواهد بگوید سختی های بسیار بر سرراه آزادی و آزادی خواهان قرار دارد ، مبادا با گفتن و بزرگ کردن این مشکلات ، آزادی خواهان را نا امید و مأیوس کنید .
اشارات و معنی بیت: (کوه بیستون : مشکلات و موانع راه مبارزه شیرین : آزادی فرهاد : آزادی خواهان
مشکلات بر سرراه آزادی قرار دارد مبادا با خبرهای ناگوار ازآزادی ، مبارزان را غمگین و مأیوس سازید .)
۵- مسائل اجتماعی از قبیل آزادی ، وطن ، بیزاری از ظلم و …

خودآزمایی درس بیستم سفر به بصره صفحه ی ۱۴۸
۱- می خواستم بروم ، سوار شو (سوار اسب شو) ، وارد شویم
۲- به دو دلیل ۱- فقر وبینوایی ۲- تا وزیر بداند که ناصر خسرو درفضل و دانایی مرتبه ی بالایی دارد و وقتی بر نوشته ی او آگاهی می یابد بداند که چه شخصیتی دارد و درچه مرتبه و موقعیت علمی ای قرار گرفته است تا وقتی نزد وزیر حاضر می شود شرمنده نشود .
۳- گهی زین به پشت : چون به بصره رسیدیم ، از برهنگی و عاجزی به دیوانگان مانند بودیم .
گهی پشت زین : بعد از آن که حال دنیاوی ما نیک شده بود و هریک لباسی پوشیدیم .
این هردو حال در مدت بیست روز بود .
۴- در پایان نتیجه می گیرد: من این فصل را آوردم تا مردم بدانند که به شدتی که از روزگار پیش آید نباید نالید و از فضل و رحمت کردگار ناامید نباید شد که او رحیم است .
۵- خورجین بی مقدار و بی ارزش . در مکی ، دمکی .

خودآزمایی پرستو درقاف صفحه ی ۱۵۲
۱- زیرا خود را به پرستویی تشبیه کرده که برای یافتن خدا به اوج قاف (مدینه و بقیع ) پر کشیده است مثل سفر پرندگان در منطق الطیر عطار که برای رسیدن به سیمرغ (خدا) به سوی قاف پرواز کردند .
۲- حدیثی است که درموسم حج شانزده هزارفرشته ازآسمان به زمین می آیند ، با توجه به این حدیث پس می توان عطر بال فرشتگان را حس کرد و علاوه بر این مدینه محل نزول وحی بوده است و عطر بال جبرئیل ، فرشته ی حامل وحی را هنوز هم می توان با مشام جان بویید .
۳- بوی مدینه می آید – شهری سپید پوش –
دوست دارم مدینه را بغل کنم .
۴- درآن زمان باران می باریده است و بوی خوش خاک مدینه از باریدن نم نم باران برخاسته بوده است .
۵- امام سجاد(ع) بعد از شهادت شهیدان کربلا هرگز در سایه نیاسود و بعد از وفاتش نیز برفراز مزارش گنبدی برپا نشد (گنبد ساخته شد ولی آن را خراب کردند ) اکنون نیز مزارش گنبدی ندارد تا او را از آفتاب و تابش داغ آن مصون بدارد ، گویی که پیمان امام تاکنون هم باقی است .
۶- یعنی آن همه عظمت بقیع وشرح دردها را که مانند دریایی است در سفر نامه ی خود که مانند کوزه ای است . بریزم و بیان کنم ، ولی نمی توانم .
گر بریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد قسمت یک روزه ای
۷- زبان درس(( پرستو در قاف)) ساده ، روان و البته مقداری ادبی است .
در((سفر به بصره)) نشانه هایی از کهنگی زبان ، کلمات قدیمی ، فعل های پیشوندی وساخت های کهن دستوری دیده می شود و البته نثر ساده ی حدود هزار سال پیش است .
خودآزمایی درس بیست و یکم زندگی من صفحه ی ۱۵۸
۱- لامسه
۲- به علت مشکلات گاهی شکست می خوردم ولی هیچ گاه نا امید نمی شدم و دوباره پیش می رفتم .
۳- کتاب را نور خورشید و ادبیات را بهشت خود دانسته است .
۴- رابرت بریل مبدع خط بریل ، رودکی ، دکتر طه حسین ، ابولعلای معری ، ادیب نیشابوری
۵- تکلیف دانش آموزی .

خودآزمایی درس بیست و دوم پیرمرد چشم ما بود صفحه ی ۱۶۴


۱- تکلیف دانش آموزی
۲- محله ی شمیران در تهران .
۳- چون نیما در بند خانه نبود و وظیفه اش را به عنوان پدر وشوهر خوب ادا نمی کرد.
۴- خیر ، آل احمد می گوید : (پیرمرد تا آخر عمر یک دهاتی غرب زده در جنجال شهر باقی ماند . یک دهاتی به اعجاب آمده و ترسیده و انگشت به دهان ) یا ( با ادب شهر نشینی اخت نشده بود. پس از این همه سال که درشهر به سربرده بود ، هنوز دماغش هوای کوه را داشت )
۵- از رفت و آمدهای بسیار جوانان به خصوص در چنان وضع بد اقتصادی .
۶- درشعرهایش .
۷- نیمامانند مروارید، شخص نادروارزشمندی بودکه در زمانه ی حقیر و درمیان مردمی که او را درک نمی کردند زندگی می کرد وتا سال ها کسی حرف و شیوه اش را نمی شناخت .
۸- بند دوم صفحه ۱۵۹ – تا اواخر سال ۲۶ یکی دوبار به خانه اش رفتم –
خانه اش کوچه ی پاریس بود . شاعر از یوش گریخته و درکوچه پاریس ! عالیه خانم رونشان نمی داد و پسرشان که کودکی بود ، دنبال گربه می دوید و سروصدا می کرد.
صفحه ۱۶۲ بند دوم : شبی که آن اتفاق افتاد ما با صدای در از خواب پریدیم اول گمان کردم میراب است خواب که از چشمم پرید و از گوشم ، تازه فهمیدم که در زدن میراب نیست و شستم خبردار شد …

درتمام درس جملات کوتاه به کار رفته است .

خودآزمایی درس بیست و سوم نمونه هایی از اشعار اقبال لاهوری صفحه ی ۱۶۹
۱- انسان (خود شاعر) در بی همزبانی و تنهایی و بی همدردی
۲- کسی که خار(مشکلات ) می بیندولی ازچمن می گوید(زیبایی ها را می بیند ) و بادیدی مثبت به امور نگاه می کند .
۳- در بیت اول قطعه ی سروری :
خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت
۴- زندگی بایدحرکت و تکاپو داشته باشد زیرا زندگی راکد چیزی جز نیستی نیست .
خودآزمایی شعر لاله ی آزاد صفحه ی ۱۷۲
۱- آبم نم باران است ، فارغ ز لب جویم تنگ است محیط آن جا در باغ نمی رویم (نفی آسایش جویی زیرا اگر به دنبال آسایش بود در باغ می رویید . )
من لاله ی آزادم خود رویم و خود بویم در دشت مکان دارم ، هم فطرت آهویم (نفی دست پرورد بودن
زیرا آزاد هستم ونیاز به باغبان وپرورش دهنده ندارم . )
۲- بند سوم : هر صبح نسیم آید ، بر قصد طواف من
۳- می گویند : صحرای ختن به دلیل روییدن زعفران و گیاهان خوشبو، معطر و خوشبو است و آهویی که در این صحرا می چرد چون از این گیاهان می خورد خون در نافه اش به مشک بدل می شود .
۴- بند دوم : بر ساقه ی خود ثابت ، فارغ ز مدد کارم من لاله ی آزادم ، خود رویم و خود بویم
بر فطرت خود نازم ، وارسته ضمیرم من آزاده برون آیم ، آزاده بمیرم من
۵- داستان لیلی و مجنون –
درس دوازدهم : از کعبه گشاده گردد این در
۶- بر فطرت خود نازم وارسته ضمیرم من آزاده برون آیم آزاده بمیرم من به فطرت آزاده ی خود افتخار می کنم زیرا از همه وابستگی ها رهیده ام ، من آزاده متولد می شوم و بی هیچ وابستگی می میرم .

خودآزمایی درس بیست و چهارم تا هست عالمی ، تا هست آدمی صفحه ی ۱۷۷
۱- لاله ی دامان کوهسار، سبزه ی بهار ، صوت بلبل ، آبشار ، خاک کشور ، ذوق کودکی ، پند مادر ، بار شکر ، بنفشه ، نازبوی ، آب جو
۲- لفظی که پیش هر سخنش مرا به سجود می آورد . مقصود این است که لفظی بسیار ارزشمند است و به دلیل عظمت و ارزشش مرا به تعظیم در مقابل خود وا می دارد.
۳- تأکید و جای گزینی بیشتر در ذهن خواننده .
۴- شاعر : صفیه ی گل رخسار – لایق شیر علی

نمونه سوالات ادبیات ۱ سال اول دبیرستان

  نوبت دوم  خرداد ماه

         الف) معنی واژه های مشخص شده زیر را بنویسید.

     ۱-    زتن ها سر ، ز سرها  خود   افکند.                 ۲-  لوای ستم  بر تو شد استوار .             

     ۳  -  در نوای طوطیان  حاذق   بدی.                      ۴- از یال و غارب به زیر آمد.          

     ۵-  با شریک الملک بابام برود مرافعه.                     ۶- اشتر طلبید و محمل آراست.

     ۷  – من  به زبان تازی گفتمکه: راست می گویی.       ۸   -  زیب  از بنفشه دارد .         

ب) شعر ها و عبارت های زیر را به فارسی روان معنی کنید.

۱-  اینان مواجب ندارند.   

۲-   تاریخ  مشیّت  باری تعالی است. 

۳-  خدایی او راست  درخورنده .    

۴-  از  خوان   تو بسی  خوردم.

۵-  نگیرم فریب تو، زین در  مکوش.    

     ۶-پی بردیم که راه دست خودش هم نیست.

۷-  از جلوه ی سبز و سرخ طرح چمنی ریزم           گشته است  ختن صحرا از بوی  دلاویزم

۸-ز مستی بر سر هر قطعه زین خاک                  خدا داند چه افسرها که رفته.

۹- مرا مشاطه ی صبح و زینت بخش  ریاحین وازهار می نامند .

۱۰-  ما را به انعام و اکرام از راه دریا گسیل کرد ، چنان که  درکرامت و فراغ  به پارس رسیدیم .

۱۱- هر آن سرگرانی که من کردم اوّل             جهان کرد از آن بیشتر سرگرانی.

         ج) درک مطلب

۱- در مصراع « زباد جوانی دلش بردمید» ، « دلش بردمید » چه مفهومی دارد؟

۲- در بیت « بیچارگی ورا چو دیدند /  در چاره گری   زبان کشیدند » ، زبان کشیدند  یعنی چه ؟

۳  – در بیت « دولتم چون خدا پناهی داد  /   اینکم تاج و تخت شاهی داد» (از داستان خیر وشر)علّت خوشبختی « خیر»  چیست؟

۴- با توجه به بیتِ ‹‹ از آن برد گنج مرا دزد گیتی  / که در خواب بودم گه پاسبانی ››

          الف) منظور از  ‹‹ گنج  ›› چیست؟             

          ب) شاعر علّت از دست دادن گنج را چه می داند؟    

۵-  منظور از  عبارت « نان همیشه سواره باشد و  او پیاده  »  چیست ؟

۶-    در جمله ی  ‹‹  در نگار نقشه ی قالی دستی نازک داشت ›› قسمت مشخص شده چه معنایی دارد ؟

۷- در بیتِ ( چون بسی ابلیس آدم روی هست/ پس به هر دستی نشاید داد دست) شاعر مخاطب را از چه چیز بر حذر می دارد.

        د ) خود آزمایی

۱- منظور شاعر  از «  چراغ  » در مصراع « تا چراغ از تو نگیرد  دشمن » چیست ؟

۲-  معادل امروزی قسمت های مشخّص شده ی   زیر را بنویسید  .         

        الف) بگذار تا فردا داری در میدان فروبریم .         ب) چنان که هستی برنشین و نزدیک من آی.     

۳- منظور از  « لفظی که پیش  هر سخنم  آورد سجود  »    چیست ؟

۴- در بیت زیر  « دیده ور » از نظر شاعر چه کسی است ؟       

      ولی با من بگو آن دیده ور کیست           که خاری دید و احوال چمن گفت

۵- منظور از عبارت  « لباس انسان پرچم کشور وجود  او ست »  چیست ؟           

۶- جمله ی  « می خواهم  بحر  را  در کوزه ای  بریزم »  یعنی چه ؟       

۷- با توجه به درس ‹‹ مشروطه ی خالی ›› چرا نویسنده اصرار می ورزد که مردم وکیل (نماینده ی مجلس) تعیین نکنند ؟

۸-  هِلِن کِلر (نویسنده ی نابینا ) چه چیز هایی را برای خود   نور خورشید   و   بهشت  دانسته است؟

 

      و ) دانش های ادبی

۱- نام   نویسندگان  این آثار را بنویسید.            بامداد اسلام :              اتاق آبی :         

۲- در بیت  ( شر ،که آن دید، دشنه باز گشاد  /  پیش آن خاک تشنه رفت چو باد ) کدام آرایه ها ی ادبی به کار رفته است؟           

۳-  چه چیز باعث شد ارتباط زبان فارسی شبه قاره هند با زبان فارسی  ایران  قطع شود ؟                                                                                                                                                      

۴- در عبارت « پادشاهی او  راست  زیبنده،  خدایی او  راست  درخورنده.» بین کدام کلمات سجع دیده می شود؟                                           

۵-  دهخدا در انتشار چه روزنامه ای با دوستش جهانگیر خان  همکاری کرد ؟

 

  ۶-   در ادبیات غرب، نمایش تجسّم عیوب و رذیلت های اخلاقی به گونه ای خنده دار را …… می گویند.

۷-  کدام نوع ادبیّات است که بیانگر عواطف و آرزو های انسان و غم ها و شادی های اوست؟

۸-  معروف ترین سراینده ی داستان های بزمی در ادب پارسی کدام شاعر است؟ 

  ی ) شعر حفظی -  جاهای خالی  را کامل  کنید.

۱-  در آن  …….. که بندد  دست نیلوفر ، به پای سرو    …….   دام .      

۲-فرّاش  خزان   ورق  بیفشاند                    ……………………..

سئوالات امتحان درس  :ادبیّات فارسی (۱)     نوبت : اول    دی ماه     

                           

الف) معنی واژه های مشخص شده زیر را بنویسید.

    ۱ – گوش پند نیو شان  آواز او شنوده .               ۲-  لوای ستم  بر تو شد استوار  .         

۴ -  در نوای طوطیان  حاذق   بدی.                   ۳ – تاریخ  مشیّت  باری تعالی است.        

 ۵- همی خواست پیروزی و دستگاه                    ۶ -  برخیز  تیغ   و    دشنه  بیار .               

     ۷ -  نباید  به گیتی کسی تاجور                          ۸-    « سیاه گیل »  امیر  طلایه   بود.    

ب) شعر ها و عبارت های زیر را به فارسی روان معنی کنید.

۱- تازه پشت لبش سبز شده است .    

۲- ا ز خوان   تو بسی  خوردم.

۳- اسبی که لگام زرین داشت.

۴-همان بچه های بی تکلّف هستند.

۵-  نکته گفتی  با همه سوداگران.

۶-  دو استر به دست آور که تو این جایگاه گستاخی.

۷-  مرا مشاطه ی صبح و زینت بخش  ریاحین وازهار می نامند .

    ۸-   وای بر جان  تو که  بد گهری             جان بری کرده ای و جان نبری

۹-  پدر  را  نباید  که   داند   پسر              که بندد  دل و  جان  به  مهر پدر    

۱۰- خرامان  بشد  سوی آب  روان         چنان  چون شده باز جوید روان.

  ۱۱- قطره ی علم است اندرجان من          وارهانش از هوا  وز خاک تن.

 ج) خودآزمایی

۱- منظور از « گل هایی که در نسیم  آزادی می شکفند » چیست ؟

۲- مصراع « زمانه بیامد نبودش توان » یعنی چه ؟

۳- در بیت « آمد آورد پیش خیر فراز     گفت گوهر به گوهر  آمد باز » مقصود از گوهر  اوّل  و دوم  چیست ؟    

۴- با توجّه به قطعه ی  ‹‹ مسافر ›› از شیللر  ، الف) شاعر به کجا سفر می کند؟       ب) راهگذر چه کسی است ؟

۵- ‹‹ بند پوتین را محکم بستن ›› کنایه از چیست؟

۶- در شعر ‹‹ هر ستاره /  حرف خط خورده ای تار / در دل صفحه ی آسمان بود.››  ستاره نماد چیست؟    

د ) شعر حفظی -  جاهای خالی  را کامل  کنید.         

       ۱ -    چاک شده ست آسمان غلغله ای ست در جهان          …………………….   

       ۲-  تیر  … می رود  سوی  نشانه  می رود  / ما چه نشسته ایم پس …ز شکار می رسد.

  ۳-  ……کز  باد   صبح    خیزد /       گفتا   خنک    نسیمی  کز   کوی    دلبر    آید      

  ۴- گفتم  دل رحیمت کی عزم ……….   دارد    /  گفتا مگو ی  با  کس    تا  ……… آن درآید.

و ) دانش های ادبی

۱-   در ادبیات غرب،  نمایش تصویر ناکامی اشخاص برجسته را …… …… می گویند

۲- هنری ترین نوع ادبیات ِ مردمی چه نام دارد؟   ( ………………)

۳- در هر یک از مثال های  زیر چه آرایه ای  به کار رفته است؟ ( هرکدام یک آرایه ) 

     الف) تنش چون بید لرزان است .( …………)        

 ب)ابر  می گرید و از آن گریه می خندد چمن.( ………….)

۴- در عبارت زیر  بین کدام کلمات سجع دیده می شود؟

 « ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری، در پای افکننده ی گردن کشان از سروری .»

 ۵-    موضوع اصلی ادبیّات نمایشی  چیست ؟   

۶-  مولانا مطالب نغز و لطیف عرفانی و اخلاقی را با چه شیوه ای بیان کرده است ؟

۷- نام پدیدآورندگان  این آثار را بنویسید. 

        الف)   ریشه در ابر : ( ……………..)              ب) تاریخ جهان گشا  :  ( …………

درک مطلب 

۱- در شعر ِ« باز در آن هوای مه آلود / پاک کن هایی از ابر تیره / خطّ خورشید را پاک می کرد »، منظور از هوای مه آلود  چیست ؟

۲ – در بیت« دولتم چون خدا پناهی داد/ اینکم تاج و تخت شاهی داد» (از داستان خیر وشر)علّت خوشبختی « خیر» چیست؟

۳- در مصراع « زباد جوانی دلش بردمید» ، « دلش بردمید » چه مفهومی دارد؟

۴- در مصراع ‹‹ جهان را بلندی و پستی تویی ››  منظور از بلندی  و  پستی  چیست؟:  ( …..  و  …….) 

۵- عبارت ‹‹ سمک وآتشک نگاه می داشتند تا قطران بخُفت.›› یعنی چه ؟:  ( ………..) 

۶ – باتوجه به بیت های زیر به پرسش ها پاسخ دهید:         

                  به گردان لشکر سپهدار گفت:         که  این  راز  باید  که   ماند  نهفت

                  مگر کان دلاور گو سا ل خورد        شود کشته بر دست  این شیر مرد  

                 از آن  پس  بسازید  سهراب را         ببندید یک شب بر او خواب را

  الف) منظور  از« سپهدار »   و  ‹‹   گوِ ِ سا ل خورد  ››   کیست؟ 

    ب)چه  راز ی  باید نهفته   بماند                                                                                                                              

  ج ) در بیت سوم  « بسازید » چه مفهومی دارد ؟   :  ( …………………..)

باسمه تعالی

سؤالات امتحان درس: ادبیات فارسی (۱)

عمومی

ساعت شروع :

مدت امتحان: ۷۰ دقیقه

سال اول آموزش متوسطه

تاریخ امتحان:

دبیرستان   (خردادماه) سال

اداره کل سنجش و ارزشیابی تحصیلی

ردیف

سؤالات

نمره

الف)

بیان معنی و مفهوم شعر و نثر .(۶نمره)

۱- ز کشتی گرفتن سخن بود دوش.

۲- پی بردیم راه دست خودش هم نیست .

۳- مدتی بود که پیرمرد افتاده بود .

۴- هم برای اعتکاف در مسجد خلوت می گزیدند .

۵- هر آن که از روی نادانی نه او را گزید ، گزند او ناچار بدو رسید .

۶- سی غلام را بفرمود تا سلیح پوشند و تیغ ها بر کشند.

۷- مرد پارسی هم تنگ دست بود و وسعتی نداشت که حال مرا مرمتی کند .

۸- خلف صدق نیاکان هنرور خود بود.

۹- چو سهراب شیراوژن او را بدید               ز باد جوانی دلش بر دمید

۱۰- خانه ای کاو شود از دست اجانب آباد                      ز اشک ویران کنش آن خانه که بیت الحزن است

۱۱- از خون رگ خویش است گر رنگ به رخ دارم                  مشاطه نمی خواهد زیبایی رخسارم

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۷۵/۰

۷۵/۰

۱

۱

ب)

معنی لغت (۲نمره)

هر یک از لغات مشخص شدة زیر را معنی کنید.

۱- چنان که هستی بر نشین و نزدیک من آی .

۲- تحصیل باید با فراغ بال و تأنی انجام گیرد .

۳- از یال و غارب به زیر آمد . از پستی پشت گذشت .

۴- در چنان بیغوله ای آشنایی غنیمتی بود.

۵- خاک مظهر فقر و مخلوق در برابر غنای خداوند است .

۶- گریزی رندانه زد که به سود اسب انجامید .

۷- چو موسم حج رسید بر خاست                          اشتر طلبید و محمل آراست

۸- ناله ی مرغ اسیر این همه بهر وطن است              مسلک مرغ گرفتار قفس هم چو من است

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

۲۵/۰

« ادامه ی سؤالات در صفحه ی دوم »

باسمه تعالی

سؤالات امتحان درس: ادبیات فارسی (۱)

عمومی

ساعت شروع :

مدت امتحان: ۷۰ دقیقه

سال اول آموزش متوسطه

تاریخ امتحان:

(خردادماه) سال

اداره کل سنجش و ارزشیابی تحصیلی

ردیف

سؤالات

نمره

ج)

درک مطلب .(۴نمره)

با توجه به ابیات زیر ، به سؤالات پاسخ دهید .

به مغرب سینه مالان قرص خورشید                         نهان می گشت پشت کوهساران

فرو می ریخت گردی زعفران رنگ                        به روی نیزه ها و نیزه داران

ز رخسارش فرو می ریخت اشکی                          بنای زندگی بر آب می دید

در آن سیماب گون امواج لرزان                            خیال تازه ای در خواب می دید

الف ) در بیت اول کدام واژه دارای آرایه ی « جان بخشی (تشخیص) » است ؟

ب) منظور از « گردی زعفران رنگ » در بیت دوم چیست ؟

ج) « بنای زندگی بر آب می دید » یعنی چه ؟

د) چرا در بیت چهارم امواج لرزان به سیماب تشبیه شده است ؟

ه) این شعر در چه قالبی سروده شده است؟

۲- مفهوم عبارت مشخص شده را بنویسید.

محل هنوز بیابان بود و خانه ها درست از سینه ی خاک بیرون آمده بودند .

۳- مفهوم کنایی « نُه کرسی فلک را از زیر پای قزل ارسلان بکشند » چیست ؟

۴- منظور از « خاک تن » در بیت زیر چیست ؟

قطره ی علم است اندر جان من                             وار هانش از هوا و خاک تن

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

د)

 تاریخ ادبیات و سبک شناسی : (۳ نمره )

۱- کاربرد واژگان و ترکیبات عربی در دوره ی مشروطه چگونه است ؟

۲- موضوع اصلی ادبیات نمایشی چیست ؟

۳- ملک الشعرای بهار قصیده را به چه سبکی می سرود ؟

۴- سفرنامه ی ناصر خسرو شامل چه مطالبی است ؟

۵- « مشبه » و « مشبه به » را در مصراع زیر بیابید ؟

من لاله ی آزادم خود رویم و خود بویم

۶- در بیت زیر ، کدام کلمه در مفهوم استعاری به کار رفته است ؟

متاعی که من رایگان دادم از کف                            تو گر می توانی مده رایگانی

۵/۰

۵/۰

۲۵/۰

۷۵/۰

۵/۰

۵/۰

« ادامه ی سؤالات در صفحه ی سوم »

باسمه تعالی

سؤالات امتحان درس: ادبیات فارسی (۱)

عمومی

ساعت شروع :

مدت امتحان: ۷۰ دقیقه

سال اول آموزش متوسطه

تاریخ امتحان:

دبیرستان

اداره کل سنجش و ارزشیابی تحصیلی

ردیف

سؤالات

نمره

ه)

خود آزمایی (۴ نمره )

۱- « بند پوتین را محکم بستن » کنایه از چیست ؟

۲- مصراع « زمانه بیامد نبودش توان » یعنی چه ؟

۳- اصطلاح « به روی بزرگوار خود نیاورده » کنایه از چیست ؟

۴- منظور از جمله ی « هم چو مروارید ، در دل صدف کج و کوله سال ها بسته مانده » چیست ؟

۵- برای واژه ی « همت » دو هم خانواده بنویسید .

۶- منظور از « گوهر تن » در « جهد کن که اگر چه اصیل و گوهری باشی ، گوهر تن نیز داری » چیست ؟

۷- منظور از « تازیک » در بیت زیر چیست ؟

به آتش های ترک و خون تازیک                             به رود سند تا جیحون نشیند

۸- مجنون در جوار کعبه از خدا چه می خواست ؟

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

۵/۰

و)

شعر حفظی (۱ نمره )

در اشعار زیر ، نقطه چین ها را پر کنید .

۱- تو را من چشم در راهم ………………….. که می گیرند در شاخ ***…………. رنگ سیاهی

۲- بوی گل و بانگ مرغ برخاست ………………………….

۵/۰

۵/۰

                                                             « گل های اندیشه تان بارور باد »                                               جمع نمره

 زبان فارسی اول

الف: دستور: (۸ نمره)

۱-   نهاد، گزاره را در جمله ی زیر تعیین کنید.

مریم از گربه می ترسد.

۲-شناسه را در فعل جمله های زیر مشخص کنید.

ما به دیدن دوستمان می رویم.     نویسنده ی خوب واقعیات را دقیق می بیند.

۳-جملات را زیر نمودار برده و نام هر یک از اجرای جمله را بنویسید.

احمد از دوستش رنجیده بود

بابک به پدرش می بالد.

۴-فعلهای داده شده را با حفظ شخص به زمانهای ماضی ساده و مضارع اخباری تبدیل کنید.

            می نوشت                                گفتی

 

۵-در جمله های زیر از مصدرهای داخل پرانتز فعل مناسب بسازید.

مادر کودکش را (خوابیدن)

علی به سرعت خود را به مدرسه (رسیدن)

۶-هسته  و وابسته ها را در این گروههای اسمی مشخص کنید.

دو کتاب                                کوه های آتشفشان

۷-نوع اسم های زیر را از لحاظ ساخت (ساده، مرکب، مشتق و مشتق مرکب)  مشخص کنید.

پفک                          باغبان                               مداد تراش                            کلاغ

۸- اسم خاص را از عام مشخص کنید.

سعدی                 مدرسه

 

۵/۰

 

 

۵/۰

 

 

۱

 

 

 

 

۱

 

 

 

 

 

۵/۰

 

 

 

۱

 

۱

 

۵/۰

 

ب) نگارش: ۵ نمره

۱ در نوشتن بایدبه اصل………………….و…………………..جملات توجه کنبم.

۲-هدف از مقایسه کردن چست؟

 

۳-این نوشته چرا زبان ادبی دارد؟

تک تک بوته ی کوتاه میغلان وسط یک بیابان دراز کشیده یک قصیده ی بلند است.

۴-جمله های زیر را نشانه گذاری کنید.

عوامل مهم تربیت عبارت اند از خانواده مدرسه معلم و

 

۵-یکی از راه های پروردن نوشته ……….است.

۶-یکی زموارد زیر را به دلخواه توصیف ادبی کنید (دوسطر کافی).

آسمان غروب                                             شب برفی

 

۱

۱

۱

 

۱

 

۲۵/۰

 

۷۵/۰

زبان شناسی: (۴ نمره)

۱-چرا استفاده از زبان آسان است؟

 

۲-کدام یک از گزینه های زیر را می تواند نمونه ای کوچک از نظام بزرگ زبان باشد.

الف) کلمه                ب) جمله              ج) حرف              د) نشانه

۳-گونه را تعریف کنید.

 

۴-دو مورد از مهم ترین ویژگی های زبان را نام ببرید .

۵-گویش یزدی و شیرازی مربوط به کدام دسته  از گویش ها ست.

الف) اجتماعی          ب) تاریخی              ج) گویش معیار           د) گویش جغرافیایی

به نظر شما ((آزادی)) را با چه چیزهایی می توان مقایسه کرد؟(۲مورد)

 

۶-در عبارت زیر چه چیزی توصیف شده است؟

هوا آتشین بود و زمین از شدت عطش ترک خورده بود.تا چشم کار می کرد شن و ماسه های داغ و تفته بود که هر از چند گاهی بادی ملایم شن های داغ را بر هوا بلند می کرد

الف-دریا               ب-شب                 ج-کلاس                د-بیابان

 

 

۷–متن زیر را با رعایت اصول نگارشی از زبان گفتار به زبان نوشتار برگردانید:

یک روز یه خارکن پیر از بیابون خار جمع می کرد.

                                            

 

 

۱

 

 

۲۵/۰

 

۵/۰

۵/۰

۲۵/۰

 

۵/۰

 

۵/۰

 

 

۵/۰

 

املا و بیاموزیم: (۳ نمره)

۱-غلط یا درست بودن گروه کلمات زیر را از نظر املایی مشخص کنید.

لاغر و نحیف-تیغ وصلیح – سیلی وقفازدن- بزل وبخشش – دناعت وپستی-رسای شهیدان

 

۲-با استفاده از نقش نمای اضافه(      ) دو جمله رابه یک جمله کاهش دهید:

الف)کیف قهوهای است                                 ب)آن را خریدم

 

 

 

 

۳-جمله های زیر را ویرایش کنید.

الف) من تلفناً با دوستم صحبت کردم                  ب) گاهاً به دیدار دوستم می روم

۴-کدام جمله درست است؟ چرا؟

الف) پس از آزمایشات مکرر نتیجه مشخص شد

ب) پس از آزمایش های مکرر نتیجه مشخص شد.

 

۱

 

 

 

۱

۵/۰

 

۵/۰

 

نمونه سوال زبان فارسی تخصصی ترم اول

الف     دستور ( ۸ نمره )

            ۱- در جملات زیر چه نوع حذفی صورت گرفته است آن را مشخص کنید.                                                   ۵/۰

            الف) آنها با قطار مسافرت رفتند ما نیز رفتیم.           ب) عیدتان مبارک.

۲- فعل مرکب و پیشوندی را مشخص کنید.                                                                                                           ۵/۰

آمده ام (                        )                    برگشتم (                              )          ایمان آوردم(                         )

۳- این جمله چند جزئی است . اجزای آن را مشخص کنید( با رسم نمودار )                                                  ۵/۰

  «کار یعنی خلاقیت »

۴- قید صفت را مشخص کنید .      « پیراهن کاملاً تمیز»                                                                              ۲۵/۰

۵- نمودار پیکانی « دیوار خانه ی همسایه » را رسم کنید.                                                                             ۵/۰

۶- بدل را مشخص کنید.              فردوسی شاعر نامی ایران ، کتاب شاهنامه را سروده است .                           ۲۵/۰

۷- نقطه چین را کامل کنید.         ضمیر + بن مضارع                   صفت . . . . . . . . . . . . ..                            ۲۵/۰

۸- علت عدم مطابقت نهاد با شناسه را در جملات زیر شرح دهید.                                                                ۱

الف) حضرت پیامبر ( ص ) فرمودند.         ب) لیوان ها شکست .

۹- نمودار درختی این گروه اسمی را رسم کنید و نام اجزا آن را ذکر کنید.   « نثر فنی طرفدار ندارد.»                           ۱

۱۰- ممیز و هسته را در این گروهاسمی مشخص کنید . « ده جفت کفش»                                                      ۵/۰

۱۱- از فعل ( فرستاد) یک جمله ی چهار جزئی با مفعول و متمم بسازید.                                                        ۵/۰

۱۲- نوع واژه های زیر را از نظر ساختمان ( ساده، مشتق، مرکب، مشتق مرکب) مشخص کنید.                         ۱

دانشسرا (           )              شبان (                      )               آمیزه(             )         بالابر(                 )

۱۳- زمان و شخص افعال نوشته های زیر را مشخص کنید.                                                                           ۱

الف) سیل از کوه سرازیر شده و خانه ها را خراب کرده است.

ب) ما قرن ها با همسایگان خود در صلح و صفا می زیستیم .

۱۴- شاخص را در یک جمله نشان دهید.                                                                                                   ۲۵/۰

ب        نگارش ( ۵ نمره)

            ۱- برای نوشتن یک نمایش نامه خوب باید چه مراحلی را طی کرد.( ۴ مورد)                                                            ۱

            ۲- در نوشته های زیر، انواع صور خیال را نشان دهید.                                                                                              ۱

            الف) امان از هم نشین بد. آخر به آتش او خواهی سوخت.

            ب) همه چیز معلم انسان است. عبور ثانیه ها، بیداری شبانگاه ستارگان، خواب زمستانی درختان، بیداری

 بهارانه ی بذر ها.

۳- قسمتی از فیلم که زمان در آن تداوم دارد، . . . . . . . . . . . . . . . . . .  نام دارد.                                                       ۲۵/۰

۴- چه عوامل و عناصری سبب ارتقای یک نثر معمولی تا حد نثر هنری می شود.                                                        ۲۵/۰

۵- جمله ی اول را با آرایه ی اغراق و جمله ی دوم را با آرایه ی کنایه  بازنویسی کنید.                                               ۱

الف) خیلی سریع رفت و برگشت.                    ب) تلاش تو بی فایده است.

۶- برای موصوف های زیر صفت های طنز آمیز و جدی بنویسید.                                                                  ۱

( خیابان ) = جدی : . . . . . . . . . . . . . . . ..                                    طنز: . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ..

( امتحان) = جدی: . . . . . . . . . . . . . . . . . .                                   طنز: . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ..

۷- کلمه زیر را یک بار در معنی واقعی و یک بار  در معنی مجازی بکار ببرید.                                                           ۵/۰

  ( کلّه)  = حقیقی: . . . . . . . . . . . . . . . . . .                                  مجازی: . . . . . . . . . . . . . . . . . . ..

ج         زبان شناسی ( ۴ نمره )

            ۱- هر یک از کلمات کدامیک از وضعیت های سه گانه لغت را دار ا می باشند.                                                         ۱

            الف) شادی :                  ب) دبیر                          ج) آزفنداک                د) سپر

            ۲- فعل « گرفت» ا در دو جمله به کار ببرید که معنای مختلف داشته باشد.                                                     ۵/۰

            ۳- . . . . . . . . . . . . . . . . . . .. کوچکترین واحد زبان است.                                                                                    ۲۵/۰

            ۴- چرا تولید واحد های زبان زیر غیر ممکن است.؟                                                                                                ۷۵/۰

            الف) زبان کتاب ادبیات               ب) داکْکْ         ج) ابر آسمان را رسانید

            ۵- واژه ی « کاشت » بر اساس کدام الگوی واجی ساخته شده است آن را بنویسید.                                         ۵/۰

            ۶- یک گروه اسمی مناسب بر اساس الگوی مقابل بسازید.    اسم + نقش نمای اضافه –ِ   + اسم                                  ۵/۰

            ۷- چرا گروه اسمی « همه ی بلند ایران های کوه » صحیح نیست ؟ ترکیب صحیح آن را بنویسید.                                 ۵/۰

د          املا و بیاموزیم ( ۳ نمره )

            ۱- در کدام کلمات « ان » نشانه جمع نیست؟                                                                                             ۵/۰

            الف)پائیزان                                ب) کوهان                                             ج) مردان

            ۲- صامت میانجی  در کلمات « بانوان » و « یکان»  را مشخص کنید.                                                             ۵/۰

            ۳- کدام یک از این کلمات دو تلفظی نیست. الف) توانا                  ب) آسمان                                             ۲۵/۰

            ۴- دو کلمه بنویسید که دو تلفظ دارند و تلفظ رایج را مشخص کنید.                                                                        ۵/۰

            ۵- جمله زیر را ویرایش کنید ( علت تغییر را ذکر کنید)                                                                              ۱

            هر یک از قضّات ، پرونده ی علی حدّه ای را در جلسه ی عادی خود بررّسی کردند.

            ۶- املای کدام گزینه صحیح است.                                                                                                                      ۲۵/۰

            الف) برحه و زمان           ب) براعت استحلال     ج) موزه ی میکائیلی           د)  توع و رقبت

                                                                        موفق و پیروز باشید

      سوالات درس به درس زبان فارسی ۱

سوالات درس به درس زبان فارسی ۱
درس اول ۱- عبارت زیر را با کلمه‌ی مناسب تکمیل کنید . « زبان یکی از جنبه‌های …… وجود انسان است » ۲- یکی از جنبه های راز آمیز وجود انسان را نام ببرید . ۳- چرا استفاده از زبان بسیار آسان است ؟  ۴- عبارت زیر را با کلمه های مناسب تکمیل کنید «یکی از دشواریهای شناخت زبان …. و ….. بیش از حد آن است .» ۵- چرا شناخت زبان دشوار است ۶- چرا زبان پیچیدگی دارد ؟ ۷- اگر انسان از زبان بی‌بهره بود چه اتفاق می افتاد ؟ ۸- آیا دشواری شناخت زبان تنها ناشی از پیچیدگی و گستردگی بیش از حد آن است ؟ ۹- سه کلمه بنویسید که وجود خارجی ندارند اما چون در زبان ما بکار رفته‌اند ، برای آنها بیرون از ذهن خود قایل به وجود خارجی شده‌ایم . ۱۰- چرا زبان را باید آموخت و شناخت با مثالی توضیح دهید . ۱۱- شناخت زبان به چه چیزهایی نیاز دارد ؟ ۱۲-زبان چیست ؟ ۱۳- زبان را در عبارتی کوتاه تعریف کنید . ۱۴- چرا پیش از آن که کلمه‌ی (کیوی ) در زبان فارسی پیدا شود ، بود و نبود این میوه برای فارسی زبانان یکسان بود ؟ ۱۵- مقصود از ارتباط زبانی چیست ؟ ۱۶- منظور از نظام در تعریف زبان چیست ؟ ۱۷- اجزای سازنده‌ی زبان در درجه‌ی اول چیست ۱۸- عبارت زیر را با کلمات مناسب تکمیل کنید. الف – نشانه‌ی هر ….. است که ….. داشته باشد . ب – انتقال پیام در ارتباط زبانی معمولا در قالب ….. صورت می گیرد . ۱۹- چرا می توان هر جمله را نمونه‌ای کوچک از نظام بزرگ زبان دانست ؟ ۲۰- ارکان اصلی تعریف زبان را بنویسید . ۲۱- جمله چیست ؟ ۲۲- با ذکر دو مثال قابلیت‌های زبان را در زندگی روزمره بنویسید . ۲۳- آیا شناخت زبان با توانایی استفاده از ان یکی است ؟ ۲۴- در جمله‌ی ( عید شما مبارک  ) چرا هر یک از اجزای آن را یک نشانه می نامیم  درس دوم ۱– هر جمله چند قسمت دارد ؟ با ذکر مثال بیان کنید . ۲- در جمله‌ی زیر نهاد و گزاره را مشخص کنید . « زنبور عسل شیره‌ی بهترین گلها را می‌مکد . » ۳- نهاد کلمه یا گروهی از کلمات است که …. می دهیم . ۴- صاحب خبر همان ….. است . ۵- چرا ( شناسه ) نهاد پیوسته ‌ی جمله است ؟ با ذکر مثال توضیح دهید . ۶- شناسه‌ی فعل معمولا در …. با نهاد مطابقت دارد. ۷-هر گاه نهاد ، کلمه‌ی ( من ) باشد شناسه‌ی فعل ( …. ) است . ۸- هر گاه ، کلمه‌ی (ما ) باشد شناسه‌ی فعل (…. ) است . ۹- هر گاه نهاد ، کلمه‌ی ( شما ) باشد شناسه‌ی فعل ( …. ) است . ۱۰- نشانه‌ی فعل چیست ؟ ۱۱- با ذکر دو دلیل نهادجمله‌ی زیر را تشخیص دهید .  «دانش آموز وارد کلاس شد . » ۱۲-راه تشخیص نهاد چیست ؟ ۱۳-هسته‌ی گزاره … است . ۱۴-نهاد اگر محذوف باشد با علامت (….. ) نشان می دهیم . ۱۵-در جمله‌ی زیر نهاد و گزاره را تعیین کنید . « علمای بزرگ دایم در لشگرگاه رفت و آمد داشتند . » ۱۶-برای گزاره‌ی زیر نهاد مناسب بنویسید . «….. بر ضد ضحاک ستمگر قیام کرد . » ۱۷-برای نهاد زیر گزاره‌ی مناسب بنویسید . « گلستان سعدی ….. » ۱۸-زبان چگونه پدیده‌ای است ؟ ( یک سطر توضیح دهید . ) ۱۹-واژه‌های زیر  را به طور مناسب در جمله‌ی نمونه جانشین سازی کنید و تغییرات لازم را انجام دهید .                                                                                جمله                                                            نهاد                                  گزاره                                                                                                                               عقابها                                  بر ستیغ کوه آشیانه می سازند                                               پرنده                                                                              جمله                                                       نهاد                                  گزاره                                                                                                                             پیرمرد                        کودکان را به خانه رساند                                                                                     کودک را                                                                                شما ۲۰-نمودار جمله‌ی « انسان آگاه وظیفه‌اش را به خوبی انجام می دهد » را رسم کنید . ۲۱-چرا جمله‌ی زیر نادرست است ؟ توضیح دهید و صحیح آن را بنویسید .                                                                       « پروین اعتصامی شاعره‌ی متعهد و برجسته‌ی ایران است »  درس سوم ۱-برای تبدیل جمله‌های گفتاری به جمله‌های نوشتاری چه مواردی را باید توجه کرد ؟ ۲-در نوشتن باید به اصل …. و ….. توجه کنیم . ۳-برای تقویت مهارت نویسندگی چه راه هایی وجود دارد ؟ ( ۴ مورد ) ۴-برای خیال انگیز کردن نوشته ، مؤثرترین شیوه کدام است ؟ ۵-هر گاه بخواهیم چیزی را توصیف کنیم باید به چه خصوصیات آن توجه کنیم ؟ ۶-یک صحنه یا منظره را چگونه توصیف کنیم ؟ ۷-برای توصیف حالات روحی افراد به کدام ویژگی باید توجه شود ؟ ۸-برای توصیف وضع ظاهری افراد کدام ویژگیهای فرد را باید در نظر بگیریم ؟ ۹-انواع نامه‌ها را بر حسب نوع نگارش و گیرنده‌ی آن نام ببرید . ۱۰-کدام یک از گروههای زیر از نظر املاء درست است ؟ چرا ؟ الف : رای ، سائل ، جزء                   ب : رای ، سائل ، جزء ۱۱-عبارت زیر را از زبان گفتاری به زبان نوشتاری بنویسید «فردا صب زود ، خارکش به جای این که به صحرا بره ، رف به قصر حاکم ، به قصر که رسید متوجه شد اشرفیا نیس .» ۱۲-چرا در ترکیب «منشاء حیات » گذاشتن نشانه‌ی (-) کسره درست است ؟ ۱۳-متن زیر را اصلاح کنید .« خانم سعیدی لیسانسیه‌ی زبان و ادبیات فارسی است . وی درباره‌ی دیوان پروین اعتصامی شاعره‌ی مشهور ایران مطالبی را بیان کرد .» ۱۴-شرح حال پنجره‌ی کلاس را از زبان خودش بنویسید . (۴ سطر )  درس چهارم ۱- اجزای جمله‌های زیر را مشخص کنید . الف : هوا روشن شد .           ب: دوستان ما خواهند آمد.      ج : مشرکان بتها را می پرستیدند.  د : فردوسی بیشتر داستان های شاهنامه را از روایت‌های پهلوی گرفته است . ۲- گروه اسمی که پس از حرف اضافه بیاید چه نامیده می شود ؟ ۳- در جمله ی «حسن به پدرش می نازد » گزاره از چه اجزایی تشکیل شده است بنویسید . ۴- به  جمله ی « مشرکان بتها را می‌پرستیدند»یک گروه قیدی بیفزایید . ۵-  مسند را در جمله‌ی « ایران سرزمین دلیران است.»مشخص کنید . ۶- کلمه یا گروهی از کلمات که به فعل اسنادی نیاز دارند چه نامیده می شوند ؟ ۷- نشانه‌ی مفعول چیست ؟ ۸- کلمات زیررا با املای مناسب‌تر آن ها با خط تحریری بنویسید . سؤال                مسائل                      نئون                         لؤلؤ ۹- مفعول را در جمله‌ی زیر مشخص کنید . «رستم پس از شکار، رخش را رها کرد» ۱۰- در نموداری اجزای جمله‌ی زیر را مشخص کنید . « زندگی چیست ؟ » ۱۱- (( را )) نشانه‌ی کدام جزء جمله است ؟  درس پنجم ۱- ویرایش یا ویراستاری را تعریف کنید . ۲- چرا هر نوشته‌ای باید ویراستاری شود ؟ ۳- ویراستار به چه کسی می گویند ؟ ۴- انواع ویرایش را نام ببرید . ۵- «بررسی ظاهری و نظم و ترتیب بخشیدن به اثر »مربوط به کدام یک از انواع ویرایش است . نام ببرید . ۶- « بررسی جنبه‌ی علمی یا تخصصی یک اثر » مربوط به کدام یک از انواع ویرایش است ؟ نام ببرید . ۷-« بررسی جنبه‌های دستوری و نگارش و املایی »مربوط به کدام یک از انواع و.یرایش است نام ببرید . ۸- بند ( پاراگراف ) چیست ؟ ۹- برای هر یک از موارد زیر چه نشانه‌ی نگارشی استفاده می شود ؟ ۱- بعد از منادا   ۲- برای جدا کردن عبارت و جمله‌ی معترضه      ۳- قبل از نقل قول ۴-  برای جدا کردن روز ، ماه و سال ۱۰- برای هر یک از موارد زیر چه نشانه‌ی نگارشی استفاده می شود ؟ ۱- در پایان جمله‌های خبری       ۲- برای نشان دادن افتادگی کلمه یا کلماتی از یک نسخه‌ی خطی ۳- برای بر شمردن اجزای یک چیز  ۴- بین لغت و معنای آن            ۵- برای توضیح یک کلمه در پاورقی  ۶- برای دستورهای اجرایی در نمایش‌نامه ۱۱- جمله‌ی زیر را می توان با کمک علایم نگارشی دو گونه خواند هر دو گونه‌ی آن را بنویسید . « بخشایش لازم نیست اعدامش کنید» ۱۲-در هر یک از عبات‌های زیر نشانه‌های نگارشی مناسب به کار برید . الف : عوامل مهم تربیت عبارتند از خانواده ، مدرسه ، معلم و                      ب : گاندی در حالی به وطن بازگشت ۱۹۱۷ که شهرت خاص و عام یافته بود .  درس ششم ۱- یکی از شگفتی‌های زبان انسان این است که هر چند نظام یگانه‌ای است ، شکل های بسیار متنوعی به خود می گیرد . با ذکر مثال توضیح دهید . ۲- تفاوت زبان‌های انسانی با زبان پدیده‌های دیگر چیست ؟ ۳- ویژگیهای ذاتی زبان انسان را نام ببرید . (۳ مورد ) ۴- منظور از دوساختی بودن  زبان انسان چیست ؟ با ذکر مثال . ۵- ساخت‌های معنی دار که از ترکیب صداهای بی معنی هستند چه نامیده می‌شوند ؟ ۶- نشانه و جمله را با ذکر مثال توضیح دهید . ۷- مهمترین ویژگی زبان انسانی چیست ؟۰ ۸- جمله‌های نا  محدود را به کمک کدام ویژگی زبان می سازیم ؟ ۹- منظور از ویژگی ( زایایی )زبان انسان چیست ؟ ۱۰- منظور از ویژگی ( نابجایی ) زبان انسان چیست ؟ ۱۱- شکل‌های مختلف یک زبان را نام ببرید . (۳ مورد ) ۱۲- تفاوت معنایی کلمه‌ی زبان را در نمونه‌های زیر بیان کنید . خوراک زبان   ، زبان رنگها ، زبان فارسی ، زبان پرندگان ۱۳- لهجه چیست ؟ با ذکر مثال توضیح دهید . ۱۴- گویش چیست  ؟ با ذکر مثال توضیح دهید . ۱۵- گویش‌های هر زبان معمولا به چهار دسته تقسیم می‌شوند نام ببرید . ۱۶- چه عواملی موجب تغییر و تحول زبان انسانی می‌شود . ۱۷- فرق لهجه و گویش چیست ؟ ۱۸- هر یک از گویش‌های زیر مربوط به کدام گروه گویشی است ؟ ۱- گویشی که به ناحیه‌ای تعلق دارد .          ۲- گویشی که متعلق به طبقه یا قشر اجتماعی خاصی است ۱۹- سخن گفتن درباره‌ی « آدم برفی »مربوط به کدام ویژگی زبان انسانی است ؟ ۲۰- با کدام ویژگی زبان می توانیم درباره‌ی چیزهایی که اکنون وجود ندارند سخن بگوییم . ۲۱- دو ساختی بودن زبان چه فایده‌ای دارد ؟ ۲۲- برای هر یک از ویژگی‌های زایایی و نا به جایی زبان دو مثال بنویسید .  درس هفتم ۱- «تقریر » به چه معناست ؟ املای تقریری چیست ؟ ۲- چهار مورد از فواید درس املا را بنویسید . ۳- مهارت های املای تقریری را بنویسید . ۴- مهارت‌های ( گوش کردن ، بیان کردن ، نوشتن ، خواندن ) را به چه وسیله‌ای می‌توانیم به دست آوریم . ۵- کدام یک از واژه های زیر نادرست است ؟ الف : گزارشات      ب : معلومات           ج: پیشنهادات           د: احساسات ۶- کدام یک از دو جمله‌ی زیر درست است چرا ؟ الف : نوع بیماری پس از تحقیقات و آزمایش های متعدد شناخته شد . ب : نوع بیماری پس از تحقیقات و آزمایشات متعدد شناخته شد .  درس هشتم ا-شخص ، زمان و نوع افعال زیر را مشخص کنید: خورده باشیم – گفته اید- می شناختم – خواهند پذیرفت – بخوانی – دارد می شنود- پخته باشی                                                          ۲- بن ماضی ومضارع این افعال را مشخص کنید: نقل می کنند- گردآورد- نوشته شده است- می شود بخواهیم – نمی دهد – نباشد- بازمی گویند.        انتخابی                                                      ۳- ساخت اول شخص مفرد را درهشت زمان ازمصدر ” نهادن” بنویسید. ( ماضی ساده ، استمراری بعید،التزامی ،نقلی مضارع اخباری ، التزامی،آینده)                                                  ۴-ساخت دوم شخص مفرد را در هشت زمان از مصدر ” ساختن ” بنویسید.                        ۵- ساخت سوم شخص مفرد را در هشت زمان از مصدر” دیدن ” بنویسید.                       ۶ – ساخت اول شخص جمع را در هشت زمان از مصدر” خواندن ” بنویسید.                     ۷- ساخت دوم شخص جمع را در هشت زمان از مصدر” شناختن ” بنویسید .                   ۸- ساخت سوم شخص جمع را در هشت زمان از مصدر” دویدن ” بنویسید.                      ۹- از فعل های “گزارده است”  ، “می انباشتی “، ” نمی آفرینند”  ، “می آییم ”   و ” نگریسته باشد  ”   بن ماضی  مضارع و مصدر و صفت مفعولی بسازید. ۱۰- فعل ها‌ی زیر را با حفظ شخص به زمان‌های گذشته‌ی ساده ، نقلی و بعید برگردانید و مشخص کنید که در کدام فعل‌ها پس از تغییر ، شناسه به تهی     بدل شده است .  می‌شنود ، خواهید نوشت ، برویم ، خواهد دید ، می‌آوری ۱۱- یک روز بهاری را در یک بند توصیف کنید .  ۱۲- برای نشان دادن دو ساختی بودن زبان دو مثال بنویسید . ۱۳- املای صحیح کلمات زیر را با خط تحریری بنویسید .  تهییه‌ی لباس ، تعین قیمت ، تحقیق و برسی ، عماق دریا ، تلاتم دریا ، نامه‌ی مذبور ، راجب درس ، تشکر و سپاس گذاری ، وحله‌ی اول ، مللوک گذشته  درس نهم ۱٫مقصود از زبان علمی و ادبی چیست ؟ توضیح دهید . ۲٫ ویژگیهای زبان علمی چیست ؟ ( دو مورد ) ۳٫ تفاوت زبان ادبی را با زبان علمی بنویسید . ۴٫ نوع نوشته‌ی زیر را از نظر کاربرد زبان تشخیص دهید .  ” اصولا فعالیت‌های انسان از جمله گسترش هر چه بیشتر منابع باعث مصرف آب می‌شود ، به خصوص کشورهای در حال توسعه به منظور پیشبرد صنایع خود نیاز مبرمی به آب دارند و این ماده‌ی به ظاهر ارزان هم نقش حیاتی در زندگی بشر و هم در صنعت دارد و به ندرت می‌توان صنعتی را پیدا کرد که در آن آب نقش حیاتی نداشته باشد . ” ۵٫ “آسمان ” و ابرهایش را به زبان ادبی توصیف کنید .  ۶٫ عواملی را که در نوشته‌ی ادبی کاربرد دارند ، نام ببرید . ۷٫ زبان نوشته‌ی زیر علمی است یا ادبی ؟ دلیل آن را بنویسید .  ” ناگهان فریاد‌های هماهنگ اذان از هر گوشه بال می‌گشایند و سر به هم می دهند و چنان دامن گستر و آزاد راه می‌گشایند که گویی از همه سو به ساحل هستی می‌خورند و به مشعر باز می‌گردد . نسیم اذان بر این کشتزار سپید توحید که هیچ سقفی و سایبانی وحدت شکوهمندش را نمی شکند ، می‌وزد و بر آن نرم و خوش آهنگ موج می‌افکند ” ۸٫ زمان فعل‌های زیر را بنویسید : بیندیشند ، شود ، مطرح کنند  . ۹٫ در حکایت زیر آرایه های ادبی را مشخص کنید :  ” حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر ، هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است ، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد . اما هنر چشمه‌ی زاینده است و دولت پاینده و اگر هنرمند از دولت بیفتد ، غم نباشد که هنر در نفس خود ، دولت است ، هر جا که رود ، قدر بیند و بر صدر نشیند و بی‌هنر ، لقمه چیند و سختی ببند . ۱۰٫ غلط های املایی نوشته‌ی زیر را بیابید و اصلاح کنید . الف- او به سمت کتابدار دبیرستان منسوب شده است . ب-. سهراب سپهری از شاعران ماثر ایران است . پ-حقیقت علم ، کمک به هم نوع خیش و کسب رضایت باری تعالا است . ت- سنگ‌های خورد را از زمین زراعی جم کرد . درس دهم ۱- فعل قسمت ( الف و ب ) را از نظر گذرا و ناگذر  بودن مشخص کنید . الف ) روزگار می‌گذرد                          ب ) اتوبوس از روستاهای نزدیک این جلگه می‌گذرد . ۲- فعلی در دو جمله بنویسید که در یک جمله ” گذرا ” و در جمله‌ی دیگر ناگذر باشد . ۳-جمله‌ی زیر چند جزئی است ؟ این جمله گذر است یا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص کنید : ” امواج دریا در زیر انوار طلایی خورشید تلالؤ خیره کننده‌ای دارند . ” ۴-فعل‌های متن زیر گذرا است یا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص کنید . ” سوارکاران با شتاب می‌تاختند تا از رود دجله بگذرند و با دشمنانشان سرسختانه بجنگند ، اما مبارزان سپاه مقابل راه را بر آنان بستند . ” ۵-مصدر ” گسستن ” را یک با به صورت ناگذرو یک بار به صورت گذرا در جمله ای به کار برید . ۶-از مصدر ” گسستن ” بن مضارع و ماضی بنویسید . ۷- مصدر ” بریدن ” را یک بار به صورت ناگذر و یک بار به صورت گذرا در جمله‌ای به کار ببرید . ۸-بن ماضی و مضارع مصدر ” بریدن ” را بنویسید. ۹-  مصدر  ” سوختن ” و ” گداختن ” را یک بار به صورت گذرا و یک بار به صورت ناگذر در جمله‌ای به کار برید . ۱۰-  بن ماضی و مضارع مصادر بالا را بنویسید . ۱۱-  فعل های زیر را به صورت گذرا در آورید . می‌خوابی ، رسیده‌اند ، می‌چکید ، چرخید ، دویدید ۱۲-  هر یک از فعل‌های زیر را به سه صورت ماضی ساده ، ماضی التزامی و مضارع التزامی بنویسید . می‌آورند ، دویده‌اند ، افکنده بودند ، می‌برد ، ساخته است ، بپذیرند . ۱۳-  با کلمات زیر نوشته‌ای وصفی در یک بند بنویسید . ژاله ، گل‌ها ، ابر ، آفتاب ، چکید ۱۴-  فعل ” آمد ” در دو جمله‌ی زیر گذر است یا ناگذر ؟ الف – من آمدم که شما را ببینم .    ب – من این همه راه را آمدم که شما را ببینم . ۱۵-  نمودار درختی جمله‌ی زیر را به گونه‌ای رسم کنید که اجزای اصلی آن مشخص شوند . ” فصل تابستان کم کم جای خود را به پاییز می دهد . ” ۱۶-  در متن زیر فعل‌های گذرا و نوع آن را مشخص کنید . ” آفتاب بامدادی نور طلایی خود را به دشت هدیه کرده بود . پس از نم نم بارانی که شب گذشته دشت را شسته بود ، لاله ها پر از طراوت و زیبایی شده بودند . ” ۱۷-  نمودار درختی جمله‌ی  زیر را رسم کنید و اجزای اصلی آن را نام گذاری کنید . ” پرنده‌ای پرهای خود را شست ”  درس یازدهم ۱-منظور از مقایسه چیست ؟ ۲-هدف از مقایسه چیست ؟ ۳-جای خالی را پر کنید : معمولا مقایسه‌ میان دو امری صورت می گیرد که بتوان آنها را در ……………………. قرار داد از این رو اعتبار مقایسه باید همواره ………………….. باشد. مقایسه از این جهت که مفهومی را در مقابل مفهومی دیگر قرار می‌دهد روشنگر است . بدین لحاظ سزاوار است که طرفین مقایسه …………….. باشند . مقایسه در حکم ……………… است . ۴-در آیه‌ی زیر از چه شیوه‌ای برای بیان مطلب استفاده شده است ؟ ” مثل کسانی که اموالشان را در راه خدا می‌بخشند هم چون دانه‌ای است که هفت خوشه می‌رویاند و در هر خوشه ای یکصد دانه و خداوند برای هر کس که بخواهد پاداش را چند برابر می‌کند ” ۵-”آزادی ” را با چه چیزهایی می‌توان مقایسه کرد ؟ ۶-چرا کاربرد واژه‌های ” ناچاراً ” و ” تلفناً ” نادرست است ؟ ۷-شکل صحیح و فارسی واژه‌های زیر را بنویسید . جاناً – گاهاً – پیشنهادات – دوماً – زباناً – باغات – گزارشات – تلگرافاً. ۸-آیا کاربرد واژه‌های ” گزارشات ” صحیح است ؟ چرا ؟ ۹-در جمله‌ی : پیامبر اسلام – صلی الله – فرمود : من معلم بر انگیخته شدم ” کاربرد جمله‌ی دعایی با ذکر ” صلی الله ” درست است یا خیر ؟ چرا ؟   درس دوازدهم ۱-هسته‌ی گروههای اسمی زیر را مشخص کنید و نمودار هر یک را رسم کنید .  شرکت ملی پخش و پالایش ایران – هر انسان شریف – همه کس – یک ردیف نرده – همان سه گلدان گل – آشیانه‌ی پرنده – امواج خروشان دریا – داستان این پنج نفر – ۲-در جمله‌های زیر کلمات مشخص شده ، کدام شناس و کدام ناشناس هستند ؟ علی ! به خانه برگرد – به باغی رفتم – آن شب نیز ماه با درخشش وصف ناپذیری از راه رسید . آیا امروز شما فلانی را دیده‌اید . امانتی را که از دوستم قرض گرفته بودم به او برگرداندم . ۳-با یکی از راه‌های چهارگانه‌ای که خوانده‌اید ، مشخص کنید کدام یک از واژه های زیر اسم است ؟ پارچه ، تعجب آور ۴-در کدام مورد اسم جنس دیده می‌شود ؟  الف-مادر فریدون او را به البرز کوه برد .            ب- انسان موجود پر رمز و رازی است . ۵-اسم‌های زیر را با علامت یا علامت های مناسب جمع ببندید .  پارسا – دانشجو – فرمایش-زانو  -  ریاضی -  بند- سبزی-  میوه ۶-تعریف گروه را با ذکر یک مثال بنویسید . ۷-واژه‌ی درخت را یک بار به صورت شناس و یک بار به صورت ناشناس و یک بار به صورت اسم جمع در سه جمله به کار برید . ۸-جمع مکسر واژه‌های زیر را بنویسید . رای – دعا – کاسب – قله – شاهد – کتاب – حال ۹-در سه جمله‌ی زیر نوع واژه‌ی ” لباس ” را از نظر شناس و ناشناس و جنس مشخص کنید . الف- لباس ، بدن را از سرما و گرما حفظ می‌کند .          ب-او لباس را از فروشگاه مخصوص می خرد . پ- لباسی را که دوست داشتم خریدم . ۱۰-هر یک از اسم‌های زیر را در جمله‌ای قرار دهید . کشور ، گل نرگس ، دانشگاه ، کیف ۱۱-ساخت  اسم‌های زیر را مشخص کنید . ( ساده ، مشتق ، مشتق مرکب ) پلکان – نرده – باغستان – بینش – باغچه – زرین – سربازخانه – سراپا – سروسامان – بی‌ادب – دانشنامه – رختخواب – نامرد – گریه ۱۲-از اسم‌های زیر کدام خاص و کدام عام است . علت را بنویسید . حسین – بیابان – غذا – دوستی – مرجان – کرج – اخلاق ۱۳-در متن زیر گروه‌ها را مشخص کنید ، هسته‌ی گروه اسمی را بیابید و نقش دستوری هر گروه را بنویسید . «این شعر زیبای سعدی ، همه روزه برای رهگذران نکاتی را تداعی می کند . » ۱۴-در جمله‌ی بالا ساخت اسم های : زیبا ، همه‌روز  و رهگذران را بنویسید .  ۱۵-در همان جمله نوع اسم‌های : شعر ، سعدی و رهگذران را در متن بالا از نظر شناس یا ناشناس بودن بنویسید . ۱۶-اسم های  خاص جمله بالا را مشخص کنید .  درس سیزدهم ۱٫خط شبه نسخ چه خطی است ؟ ۲٫ مزایای خط شبه نسخ را بنویسید . ۳٫خط تحریری را معرفی کنید . ۴٫ فواید به کارگیری خط تحریری را بنویسید . ۵٫خط معیار برای دست نوشته های ما چه خطی است ؟ چرا ؟ ۶٫ شکل صحیح املایی این گروه کلمات را بنویسید . هله‌ای ابریشمین – حسول نتیجه – خطام پایان – اهرار و آزادگان – ادبیات تاثیر گزار – سرمنزل قایی – زینت بخش اظهار و گل‌ها – مشاته‌ی صبح – فریاد خان گذیده‌ها – برگ ثمن ۷٫ تفاوت خط شبه نسخ و تحریری چیست ؟                          ۸٫ کدام خط به خط نستعلیق نزدیک است  درس چهاردهم ۱-مواد توصیف را نام ببرید . ۲-چه چیزهایی مواد توصیف را می‌سازند ؟ ۳-مقصود از توصیف چیست ؟ ویژگی های آن را بیان کنید . ۴-آیا توصیف تنها در نوشته‌های داستانی و شعر و گزارش و سفرنامه کاربرد دارد ؟ توضیح دهید .  ۵-آیا لازم است در توصیف از همه‌ی جزئیات سخن گفت ؟ توضیح دهید . ۶-عناصر خیال در توصیف چه نقشی دارند و چرا از آنها در توصیف بهره می‌گیریم ؟  ۷-به کار گیری واژگان مناسب چه تاثیری در توصیف دارد ؟ ۸-جای خالی را پر کنید . برای استفاده از صفت ، فعل و قید مناسب در توصیف ، نویسنده باید ضمن بهره‌مندی از ……………………….. الفاظ کافی و در خوری در ذهن داشته باشد تا بتواند در هر موقع تعبیری مناسب بیاورد . ۹-بنویسید هر یک از انواع توصیفات زیر ( ص ۷۲و۷۳ کتاب ) برای بیان چه مقصودی است ؟  ۱۰-مفرد جمع‌های مکسر زیر را بنویسید .  احرار  – قلاع – قرا – ادله – نسخ – فلاسفه – تجار – مکاتیب – مکاتب – رعایا – نواحی – معانی – اجانب – اشیا ۱۱-شکل صحیح کلمات زیر را بنویسید .                       استیفا از کار ، خورده فروشی ، تمر یادبود ، روغن مایه ، ۱۲-نوشته‌ی زیر توصیف علمی است یا ادبی ؟ دلیل خود را بنویسید . هر برنامه‌ی درسی در پی دستیابی به مقاصدی است که آنها را اهداف آموزشی می نامند . شناخت دقیق این اهداف در بکارگیری شیوه‌ها و وسایل  و امکانات مناسب برای تحقق آنها ضرورت دارد . از هدف های اموزشی طبقه‌بندی‌های متعددی به عمل آمده است . یکی از مشهورترین طبقه‌بندی ها را بنجامین بلوم و همکاران او ارائه دادند . در این طبقه‌بندی اهداف آموزشی به سه حوزه یا حیطه ی شناختی ( دانش ) عاطفی ( نگرش ) و روانی – حرکتی ( مهارت ) تقسیم شده است . ۱۳-یک موضوع را به دلخواه انتخاب کرده آن را به صورت ادبی توصیف کنید .   درس پانزدهم ۱-زبان چیست؟ ۲-زبان یک ……………………. است که کار اصلی آن ایجاد ارتباط میان انسان هاست. ۳-شکل‌های گوناگون زبان را نام ببرید. ۴-علمی که به شناخت زبان می‌پردازد چه نام دارد؟ ۵-علمی که به شناخت زبان می پردازد …………………. نام دارد؟ ۶-زبان شناسی را …………………………… زبان نیز تعریف کرده اند. ۷-تعریف زبان شناسی چیست؟ ۸-منظور از کلمه‌ی «علمی» در تعریف زبان شناسی چیست؟ ۹-در گذشته هدف از مطالعه‌ی زبان چه بوده است؟ ۱۰-مطالعه‌ی زبان را با هدف حفظ کتب آسمانی و آثار ادبی از دگرگونی‌های ناشی از گذشت زمان یا ایجاد ارتباط میان اقوام و مللی که به زبان های مختلف سخن می‌گویند، چه می نامند؟ ۱۱-انواع زبان شناسی را نام ببرید؟ ۱۲-زبان شناسی سنتی را تعریف کنید. ۱۳-در مقابل زبان شناسی سنتی – زبان شناسی……………….. قرار دارد. ۱۴-زبان شناسی جدید، زبان را به چه منظور مطالعه می‌کند؟ ۱۵-هدف زبان شناسی جدید از مطالعه‌ی زبان چیست؟ ۱۶-علم زبان شناسی جدید از چه زمان آغاز شده است؟ ۱۷-سابقه ی مطالعه زبان به چه زمانی می رسد؟ ۱۸-نام های دیگر زبان شناسی جدید را بنویسید. ۱۹-دستور زبان فارسی امروز با کدام زبان شناسی ارتباط نزدیک تری دارد؟ چرا؟ ۲۰-مشکلات مطالعه‌ی زبان را بنویسید؟ ۲۱-چه عاملی موجب تحول و تغییر در زبان می شود؟ ۲۲-زبان شناسان برای مشکل تغییر و تحول دائمی زبان چه می‌کنند؟ با ذکر مثال.  درس شانزدهم ۱-گروه اسمی از چه عناصری تشکیل می‌شود . ۲-تعداد هسته و وابسته را در یک گروه اسمی بنویسید . ۳-یک گروه اسمی چند هسته و چند وابسته دارد ؟ ۴-هسته‌ی هر گروه اسمی ….. است . ۵-وجود هسته در یک گروه اسمی …. ولی وجود وابسته ……. است . ۶-انواع وابسته‌های پیشین را نام ببرید .  ۷-وظیفه‌ی وابسته‌های هسته در یک گروه اسمی چیست؟ ۸-وابسته‌ها در گروه اسمی چند دسته‌اند ؟ آنها را بنویسید . ۹-وابسته‌ها در گروه اسمی دودسته‌اند آنها را بنویسید . ۱۰-کدام یک از موارد زیر وابسته‌ی پیشین هستند . زیرشان خط بکشید .    کدام – بهتر – عجب – پنجم ۱۱-وابسته‌ها را با نمودار پیکانی به هسته وصل کنید .   فلان امیر – چند کتاب علمی ۱۲-به کلمه‌ی کار سه وابسته‌ی پیشین مناسب بیفزایید .  ۱٫ …….. کار              ۲٫ …….. کار             ۳ . ……… کار ۱۳-در عبارت زیر وابسته‌های پیشین را شناسایی کنید و نام آنها را بنویسید در آن روزها هیچ فرد یا گروهی نمی دانست که چه روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد . ۱۴-در عبارت ” همه جا را گشتم هیج جا را فرو نگذاشتم اما آن را نیافتم ”  الف – چند گروه اسمی در عبارت وجود دارد ؟       ب - هسته‌ی گروه اسمی اول را بنویسید .                پ – نام وابسته‌ی پیشین گروه اسمی دوم را بنویسید .           ۱۵-هسته‌ی گروه اسمی زیر را مشخص کنید . این دو دانش‌آموز کوشا – پروانه‌ی زیبای خیالی – زیباترین تصاویر طبیعت ۱۶-از بین کلمات زیر وابسته‌های پیشین را مشخص کنید .   هوشمند – پنجمین – سنجیده – فلان ۱۷-چرا واژه‌ی ارباب مفرد به شمار می‌آید ؟ ۱۸-از میان کلمات زیر کدام یک امروزه معنی مفرد می‌دهد و دوباره قابل جمع بستن است . وقایع – اسرار- جواهر – مراسم  درس هفدهم ۱-نثر نوشته‌ی زیر چگونه است با ذکر دو دلیل پاسخ دهید . «پیغمبر ما را – علیه السلام – بر هر که عرضه کردندی نستدی و گفتندی : ” او یتیم است ” ……… پیغمبر را بر حلیمه عرضه کردند هم نگرفت و گفت :” مرا خود درویشی خویش بس است ” » ۲-چهار ویژگی نوشته‌های ساده را بنویسید . ۳-نوشته‌ی زیر ساده است یا پر تکلف . یک دلیل بنویسید . «من برای اظهار این سر ، فصول مشبع اندیشیده بودم و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه  و میسره و قلب و جناح آن را به حقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخالصت بیاراسته . » ۴-سه مورد از نکاتی را که برای ساده نویسی به من کمک می کند بنویسید . ۵-چه موقع صداقت و صمیمیت از نوشته‌ی ما احساس می‌شود . ۶-چرا هر گاه مقاصد خود را به زبان خودمانی بیان کنیم در سخن ما صداقت و صمیمیت احساس می‌شود؟ ۷-استفاده از عبارت‌های متکلفانه و فضل‌فروشانه در نوشته چه ایرادی دارد ؟ ۸-برابر امروزی واژگان کهن زیر را بنویسید .  از جای بشد – چکاد – علی هذا – کاندیدا – ۹-به جای واژگان زیر برابر‌های مناسب بنویسید . علی کل حال – مستعمل – ۱۰-جمله‌ی بلند زیر را به دو یا چند جمله تبدیل کنید. «در هنگام مطالعه باید مطالب مورد نظر را به دقت مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده و نکات مهم را یادداشت و گردآوری نماییم . » ۱۱-جمله‌ی بلند زیر را به دو یا چند جمله تبدیل کنید . «رابیند رانات تاگور (۱۸۶۱-۱۹۴۲) از شاعران بزرگ جهان و از افتخارات هندوستان و مشرق زمین و در شمار معدود افرادی است که از قاره‌ی آسیا جایزه‌ی نوبل ادبیات را دریافت کرده است . » ۱۲-داستان زیر را به نثر ساده‌ی امروز بازنویسی کنید . «در روزگار عیسی (ع ) سه مرد در راهی می رفتند . فرا گنجی رسیدند . گفتند :یکی را بفرستیم تا مارا خوردنی آورد . یکی را بفرستادند آن مرد بشد و طعام بخرید با خویش گفت مرا باید زهر در این طعام کردن تا ایشان بخورند و بمیرند و گنج به من ماند . آن دو مرد دیگر گفتند چون این مرد باز آید و طعام بیاورد وی را بکشیم تا گنج به ما بماند . چون او بیامد و طعام زهر آلود بیاورد وی را بکشتند . پس طعام بخوردند و هر دو بمردند . عیسی (ع) آن جا بگذشت با حواریان گفت : بنگرید که چگونه هر سه مرد از بهر وی کشته‌ان و وی از هر سه بازمانده . این پندی است بر جویندگان دنیا از دنیا . » ۱۳-دو نوشته‌ی زیر چه وجه اشتراکی از نظر زبانی دارند . الف – پیغمبر ما را – علیه السلام – بر هر که عرضه کردندی نستدی و گفتندی : ” او یتیم است ” ……… پیغمبر را بر حلیمه عرضه کردند هم نگرفت. ب – محبت پاکستانی‌ها نسبت به ما ایرانی ها برای من هم تکان دهنده بود و هم ناراحت کننده . ۱۴-صفت مبهم ” فلان ” را در جمله‌ای به عنوان وابسته‌ی پیشین به کار برید . ۱۵٫دو جمله بنویسید که در یکی ” چند ” صفت مبهم و درز دیگری صفت پرسشی باشد . ۱۶٫ دو کلمه‌ی هما و سعادت را به صورت مضاف و مضاف الیه بنویسید در صورت لزوم از واج میانجی مناسب استفاده کنید. ۱۷٫ چرا واژه‌ی ” کدام ” در جمله‌ی زیر صفت پرسشی است نه ضمیر پرسشی . ۱۸-کدام شاخه ی زبان شناسیبه مطالعه ی صورت هایی نظیر «همی رفتم» و «شنیدستم» می‌پردازد؟ ۱۹-موضوع مطالعه ی زبان شناسی تاریخی را بنویسید؟ ۲۰-زبان شناسان برای رفع مشکل شکل ها (گونه – گویش و …) و گستردگی زبان چه می‌کنند؟ ۲۱-گویش شناسی را تعریف کنید؟ ۲۲-وظیفه ی گویش شناسی چیست؟ ۲۳-زبان شناسان برای حل مشکل دگرگونی مداوم زبان چه راه حلی اندیشیده اند؟ ۲۴-مثال های زیر را که در حوزه ی زبان شناسی تاریخی است به زبان امروز بازنویسی کنید: ۲۵- بارانکی خرد خرد می بارید. چنان که زمین  تر گونه می‌کرد. (تاریخ بیهقی ۲۶- از این ناحیت خرما خیزد از هر گونه  واندر وی حیوانات‌اند عجب گوناگون (حدودالعالم) ۲۷- پس یوسف را بدان سر چاه بردند و جامه ازاو بیرون کردند و رسن به میان او اندر بستند. (ترجمه‌ی تفسیر طبری) ۲۸- چون به بصره رسیدیم، از برهنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم و سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم. (سفرنامه‌ی ناصر خسرو) ۲۹- کدام جمله درست است؟ چرا؟ الف) این گیاه دارویی خواص زیادی دارد.                                              ب) این گیاه دارویی خواص های زیادی دارد.  الف) دانش آموز باید با همه‌ی حواس های خود به درس گوش بدهد.                  ب) دانش آموز باید با همه‌ی حواس خود به درس گوش بدهد. الف) کتب زیادی در کتابخانه ی مدرسه موجود است.  ب) کتب های زیادی در کتابخانه مدرسه موجود است.  درس هجدهم ۱-در گروه اسمی هر گاه پس از هسته، کسره، بیاید و سپس اسمی دیگر قرارگیرد اولی را ….. و دومی را ……می خوانیم. هسته ی این گروه اسمی … است. ۲-در گروه اسمی مضاف و مضاف الیه ، هسته …………….. است. (یا نام دارد) ۳-وابسته های پسین را نام ببرید. ۴-هسته و وابسته را در گروه‌های اسمی زیر با نمودار پیکانی نمایش دهید. کتاب جغرافیا                           آسمان‌ها                  پروانه های زیبای خیال ۵-هر گاه در گروه اسمی پس از هسته، کسره بیاید، واژه‌ای بعد از اگر اسم، ضمیریا صفت پرسشی نباشد، …………… است. ۶-از بین کلمات زیر وابسته های پسین را مشخص کنید: چند – کوشا – این – دوم ۷-نوع صفت های بیانی را بنویسید. روشن – خندان – خوردنی – دوخته – آسمانی ۸-با استفاده از الگوهای زیر، صفات فاعلی (از گفتن) بنویسید: الف) بن مضارع + ا                                 ب) بن مضارع + -َ نده ۹-نمودار درختی گروه اسمی «چند کتاب تاریخی» و «این زیباترین سیاره ی جهان» را رسم کنید. ۱۰-کدام یک از دو جمله‌ی زیر درست است؟ دلیل آن را بنویسید. الف) کجا برای اقامت مناسب تر است؟ ب) آیا کجا برای اقامت مناسب تر است؟ ۱۱-جاهای خالی جدول زیر را کامل کنید: صفات اشاره صفت مبهم هسته صفت بیانی مضاف الیه ……………… ………………   …………………. ………………….. ۱۲-برای هر یک از نمودارهای گروه اسمی زیر مثال بنویسید.              گروه اسمی                                                        گروه اسمی هسته         وابسته        وابسته                         وابسته            وابسته             هسته اسم         ی نکره             صفت                       صفت اشاره   صفت شمارشی     اسم …..          ………..        ………                       ………                …………         ……. ۱۳-جدول زیر را تکمیل کنید (توجه داشته باشید که صفت های فاعلی سه گانه از همه‌ی فعل ها ساخته نمی‌شود) فعل بن مضارع صفت فاعلی با (–َ نده) صفت فاعلی با الف صفت فاعلی ان می‌دانند ………………. …………………… …………………… ……………………. ۱۴-در یک نوشته ی ساده و صمیمی «مادر بزرگ» یا «پدر بزرگ» خود را وصف کنید. ۱۵-در یک نوشته ساده و صمیمی «خودتان» را توصیف کنید. ۱۶-برای کلمه ی زیر یک صفت و یک مضاف الیه مناسب بنویسید. شهرِ ………………….                   شهرِ ……………………. ۱۷-نمودار درختی گروه های اسمی زیر را رسم کنید: پروانه‌ی زیبای خیال / زیباترین تصاویر طبیعت ۱۸-هسته‌ی گروه اسمی مقابل را مشخص کنید.   « این  همه دانشمندان ایرانی» ۱۹-نوع صفت های بیانی زیر را مشخص کنید: الف) سنجیده                   ب)دانا            پ)آسمانی              ت)نیک                   د)دیدنی ۲۰-از کلمه‌ی «فیروزه» صفت نسبی بسازید: ۲۱-برای کلمه‌ی «بو» یک مضاف الیه مناسب بنویسید:        بو………………… ۲۲-هسته ی گروه های اسمی را مشخص کنید، نوع وابسته‌های پیشین و پسین آن‌ها را بنویسید، سپس نمودار درختی آن ها را رسم کنید: این همه لباس زمستانی این چند درخت پیر خشکیده‌ی سرو   درس نوزدهم ۱-عام ترین و صمیمانه ترین نوع نوشته چیست؟ ۲-………………. عام ترین و صمیمانه ترین نوع نوشته است. ۲۵ ۳-چه چیزهایی می تواند موضوع خاطره باشد؟ (۴مورد) ۴-منظور از جمله ی (در ثبت وقایع و خاطرات جدول ضربی عمل نکنید) چیست؟ ۵-نام یکی از نمونه های خاطره نویسی و یادداشت های روزانه را بنویسید ۶-یکی از زیباترین خاطرات خود را شرح دهید.  درس بیستم ۱-ضمیر را با ذکر یک مثال تعریف کنید. ۲-مرجع ضمیر چیست؟ ۳-گروه اسمی ای که ضمیر به جای آن می نشیند ………………….. نام دارد. ۴-ضمیر به جای ………………………… می نشیند. ۵-ضمیر از تکرار کدام یک از اجزای جمله جلوگیری می کند؟ ۶-ضمیر مانع تکرار کدام یک از ارکان جمله می شود؟ ۷-ضمیر و مرجع آن را در عبارت زیر پیدا کنید. مادر واقعاً یک موجود بهشتی است. او همیشه مظهر عشق و وفا بوده است. ۸-مرجع ضمیر مشخص شده چیست؟ با علامت پیکان نشان دهید. احمد از برادرش خواهش کرد که در انجام تکالیف، او را راهنمایی کند. ۹-دو نوع از انواع ضمیر را نام ببرید. ۱۰-انواع ضمیر را نام ببرید. ۱۱-انواع ضمیر شخصی را بنویسید. ۱۲-ضمیر شخصی چند نوع است؟نام ببرید. ۱۳-ضمیر شخصی، چند شخص دارد؟ ۱۴-ضمیر مشترک را تعریف کنید با ذکر یک مثال. ۱۵-انواع ضمیر مشترک را بنویسید. ۱۶-نوع ضمیرهای عبارت زیر را بنویسید. «این ها خود می دانند که باید چه کنند. » ۱۷-تفاوت ضمیر پرسشی و صفت پرسشی را با ذکر یک مثال برای هر یک بنویسید. ۱۸-آیا جمله ی «آن قدر مطلب را برایش تکرار کردم که به قول معروف خسته شدم» درست است؟ چرا؟ ۱۹-در جمله های زیر به جای ضمیر شخصی جدا، ضمیر پیوسته و به جای ضمیر پیوسته ضمیر جدا بنویسید. الف) کتاب های شما را به امانت برده ام.                      ب) خیاط هنوز لباسش را حاضر نکرده است. ۲۰-در جمله ی زیر ضمیر مشترک را به ضمیر شخصی و ضمیر شخصی را به ضمیر مشترک تبدیل کنید: الف) پدر هر شب که به خانه بر می گردد از کارش صحبت می‌کند.       ب) خودش این مطلب را به شما گفته است؟ ۲۱-یکی از خاطرات دوران کودکی خود را در سه بند بنویسید. ۲۲-کدام یک از دو صورت ترکیب زیر درست است؟ الف) کشتی نوح                                      ب) کشتی ی نوح ۲۲- ضمیر ها و صفت های همگون را –در صورت امکان- با حذف و افزایش موصوف، جانشین یکدیگر سازید: الف) نثر کدام کتاب ساده تر است؟                         ب) چه می‌خوانید؟ ۲۳-در عبارت های زیر ضمیر پرسشی و صفت پرسشی را مشخص کنید. الف) کدام را میخواهی؟                                                         ب) چند کتاب خریدی؟ ۲۴-نوع ضمیرهای مشخص شده را در عبارت زیر مشخص کنید: من دوست خوبی دارم. همه او را دوست دارند. چون خودش را برای کسی نمی گیرد و لبخندش ما را شاد می‌کند.  درس بیست ویکم ۱-در گروه کلمه‌های زیر غلط های املایی را به صورت درست بنویسید امیر و معمور ،  نساب الصبیان، حلقه‌های ازکار، وغب و گودی چشم ۲-شکل درستِ غلط‌های املایی را بنویسید (غلط نوشتن گروه کلمه های درست نمره‌ی منفی دارد) رایت و الم – خوار مغیلان – تأکید و اصرار – عِزَم و بزرگی – یاری و معونت – قره ی جمادی الثانی  درس بیست و دوم ۱-نامه‌های رسمی و اداری چه ویژگی‌هایی دارند؟ ۲-نامه‌ی رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می‌شود؟ (۴مورد آن را نام ببرید) ۳-هنگام نوشتن نامه های اداری به چه نکاتی باید توجه داشت؟ (۳مورد) ۴-آیا پیام‌های تبریک، تسلیت، دعوت و تشکر هم از نوع نامه های رسمی هستند؟    بله      خیر    ۵-چرا ترکیب «بر علیه» در این عبارات نادرست است؟  «ملت ایران بر علیه رژیم سلطنتی قیام کرد.» یا  «شهادت بر علیه متهمان باید بر مبنای حقیقت باشد» ۶-آیا جمله ی «شهادت دروغ وی بر علیه متهم قبل موجب مجازات خودش شد» درست است؟توضیح دهید. ۷-درباره‌ی درخواست انتقال پرونده‌ی تحصیلی‌تان به مدرسه‌ای دیگر» نامه‌ای اداری بنویسید. ۸-درباره‌ی یکی از دو موضوع زیر یک پیام بنویسید. الف) تقدیر و تشکر از خدمت گزار مدرسه ب) تسلیت به یکی از آشنایان به مناسبت درگذشت پدر او ۹-اشکالات نامه‌ی زیر را بیابید و آن‌ها را اصلاح کنید: ۱  باسمه تعالی با عرض سلام رئیس کتابخانه‌ی عمومی شهر بهشهر از این که عنایت کردید و کتاب های بخش فیزیک را در اختیار من قرار دادید ممنونم.  درس بیست و سوم ۱-ساده‌ترین راه برای تشخیص گروه قیدی از سایر اجزای جمله چیست؟ ۲-در کدامیک از دو جمله‌ی زیر کلمه‌ی دیروز قید است؟ الف) دیروز، روز خوبی بود                     ب)دیروز به دیدن آثار تاریخی رفتم. ۳-قیدها از نظر ظاهر به دو دسته تقسیم می‌شوند، آنها را نام ببرید. ۴-واژه‌ی فردا را در جمله‌ای به عنوان قید به کار ببرید. ۵ ۵-آیا می‌توان واژه ی دیروز را از جمله‌ی زیر حذف کرد؟ چرا؟ «به دیروز می اندیشم که خیلی زود گذشت». ۶-برای هر یک از انواع قیدهای نشانه دار مثالی بزنید. ۷-برای هر یک از انواع قیدهای بی نشانه مثالی بزنید. ۸-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید. الف) با عجله آمده بود            ب)پدر در کار خودش واقعاً استاد بود     ج) تا شهر راه زیادی را پیمودیم ۹-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید. الف) به زور جعبه را از من گرفتند                           ب) آهسته به راه خود ادامه دادیم ج)او هرگز از ناملایمات شکایت نکرد.                       د) علی با اتوبوس به تهران می رود. ۱۰-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید. الف) امروز، صبح هواپیما تأخیر داشت.                    ب)آهسته به راه خود ادامه دادیم. ج) از اینجا تا تهران راه زیادی باقی مانده است.        د) قرار است امشب به تهران بروم . ۱۱-قیدها را در عبارت زیر بیابید و نوع هر یک رابنویسید. «همه جا را به سرعت گشتم اما متأسفانه نتوانستم پیدایش کنم با ناراحتی به خانه برگشتم. » ۱۲-در جمله‌ی زیر یک متمم قیدی و یک قید پیشوندی مشخص کنید. «دوستانم امروز به سرعت به دیدن ما خواهند آمد.» ۱۳-کلمه‌ی آهسته را در دو جمله یک بار به عنوان قید و یک بار به عنوان صفت به کار ببرید. ۱۴-در جمله‌ی زیر قید مختص را مشخص کنید.     « مردمی که عقیده ی راسخ دارند هرگز ناامید نمی شوند .» ۱۵-در جمله‌ی «ما دیروز، باز، آنجا، علی را دیدم» چند قید به کار رفته است؟ ۱۶-در چهار جمله‌ی زیر نقش کلمه‌ی دیروز را بنویسید. الف) روز ملاقات بیماران دیروز بود.                            ب)هوای دیروز از امروز بهتر است.    ج) دیروز برای دیدن مسابقه به ورزشگاه رفتم.          د) متأسفانه دیروز را به راحتی از دست دادیم . ۱۷-واژه و ترکیب های زیر را در جمله به عنوان قید به کار ببرید.        الف) دلاورانه   ب) دیروز ظهر ۱۸-شکل ملفوظ و مکتوب کدامیک از واژه‌های زیر متفاوت است؟ چرا؟   نیایش، سینی ۱۹-واژه‌ای مثال بزنید که شکل ملفوظ و مکتوب آن متفاوت باشد.  درس بیست و چهارم ۱-زبان شناسان برای حل مشکل پیچیدگی و گستردگی زبان چه تدبیری اندیشیده اند؟ ۲-زبان شناسان زبان را در چند سطح بررسی می‌کنند؟ نام ببرید. ۳-زبان شناسان برای حل کدام مشکل شناخت زبان ، آن را در سه سطح بررسی می کنند؟ ۴-واج شناسی چیست؟ ۵-سطحی که به مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها اختصاص دارد…………… نام دارد. ۶-زبان فارسی دارای ………….. واج است. ۷-صداهای زبان طبق کدام قواعد با هم ترکیب می‌شود تا نشانه ها ساخته شود؟ ۸-کدام یک از ساخت های زیر در زبان فارسی رایج نیست؟  مازد  ، بیست  ، ندنژ،  سرو ۹-وظیفه ی سطح دستور زبان چیست؟ ۱۰-سطحی که بررسی نشانه های زبان به منظور ساخت کلمات، عبارات و جمله ها می پردازد ……………….. نام دارد. ۱۱-دستور زبان به دو بخش ……………….. و ……………………. تقسیم می شود. ۱۲-در سطح دستور زبان از نشانه های زبان با عنوان ………………. یاد می‌کنند. ۱۳-وظیفه ی بخش صرف در دستور زبان چیست؟ ۱۴-نوع ساخت واژه های زیر را بنویسید.  بی خبر   – کتاب خانه   -  گل فروش  ، باغبان ۱۵-وظیفه‌ی بخش نحو در دستور زبان چیست؟ ۱۶-بررسی گروه فعلی «گفته است» وظیفه‌ی کدام بخش دستور زبان است؟ ۱۷-بررسی گروه اسمی «این چهار کتاب» وظیفه‌ی کدام بخش از دستور زبان است؟ ۱۸-کدام بخش دستور زبان ناظر بر ساخت کلمات مشتق یا مرکب است؟ ۱۹-در سطح معنا شناسی به ……………………. و ……………………. پرداخته می شود ۲۰-وظیفه ی سطح معنا شناسی چیست؟ ۲۱-روابط معنایی بین گروه ههای زیر را بنویسید.      درخت و چنار  -  سقیم و صحیح  ، پدر و بابا ۲۲-رابطه ی معنایی بین گروه های زیرا را بنویسید.    بدن و دست  – آسمان و زمین  ، خانه و منزل ۲۳-بین واژه های گروه اسمی «مدرسه و کلاس» کدام رابطه‌ی معنایی برقرار است؟ ۲۴-در کتاب زبان فارسی کدامیک از سطوح سه گانه ی زبان شناسی ، بیشتر مطرح شده است؟ چرا؟ ۲۵-مطالعه‌ی زبان، امروز فقط در محدوده‌ی گویش ……………. انجام می‌شود. ۲۶-در زبان فارسی، کدام گویش مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد؟ ۲۷-جمله‌ی مقابل را ویرایش کنید.   کتاب داستانی که خریده بودم را خواندم. ۲۸-چرا نگارش جمله‌ی زیر نادرست است؟  دوستم ماشینی که خریده بود را فروخت . ۲۹-معناشناسی چه کاربردی در زبان دارد؟ ۳۰-با کلمات علیه و له دو جمله‌ی مناسب بسازید؟. ۳۲-نامه ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند. آنها را نام ببرید. ۳۳- اساسی ترین ویژگی نامه های دوستانه ………………… است. ۳۴-در نوشتن نامه های دوستانه رعایت چه نکاتی الزامی است؟ (چهار مورد) ۳۵-آیا می‌توان نامه‌ی دوستانه را به زبان محاوره ای نوشت؟ چرا؟ ۳۶-چرا در نوشتن نامه ی دوستانه نباید از عبارتهای تند و تلخ استفاده کرد؟ ۳۷-کاربرد همزه در کدامیک از واژه های زیر نادرست است؟     الف) سائل                 ب) ارائه                  ج) نامة بلند ۳۸-برای هر یک از واژه های زیر یک گروه کلمه مثال بزنید.    الف) غرض                ب) نغز                       ج) عصیان ۳۹-غلط های املایی را در گروههای زیر بیابید و اصلاح کنید.  تملق و چرب زبانی – استبداد صغیر – دور و بر حضر – حاشیه گذاری کتاب – ابراز مصرت – انتساب شهردار جدید – برهه‌ای از زمان – نغز غرض – سخن نقض – غمگین و مغموم ۴۰-غلط‌های املایی را در گروه های زیر بیابید و اصلاح کنید.  حج گذاران اهل قلم، تغزلات سنتی، مأمن و پناهگاه – گوشه و بیقوله ۴۱-نقش نمای مفعول ……………. است. ۴۲-در عبارت زیر نقش نماها را مشخص کنید و نوع هر یک را بنویسید. کلامی که از آراستگی لفظی عاری باشد، اصلاً شعر نیست، زیرا شعر آفرینش زیبایی است. ۴۳-نوع نقش نماهای مشخص شده در عبارت زیر را بنویسید.   سعدی شاعرِ قرن گلستان را در سال ۶۵۶ هجری نوشت و یک سال بعد از آن، بوستان را سرود. ۴۴-جمله ای مثال بزنید که در آن منادا با نقش نما به کار رفته باشد. ۴۵-در جمله ی «دیروز موضوع مسابقه را از دوستم پرسیدم» نوع نقش نماها را بنویسید. ۴۶-در عبارت زیر پیوندهای وابسته ساز و هم پایه ساز را مشخص کنید. «قسمتی از گل که پرچم و مادگی بر آن قرار گرفته اند نهنج نام دارد و معمولاً بیرونی ترین قسمت گل است. ۴۷-در عبارت زیر یک نقش نمای منادا، یک نقش نمای مفعول، یک نقش نمای اضافه و یک حرف پیوند وابسته ساز پیدا کنید! «کودکی در تاریکی شب، سراسیمه به هر سو می دوید گاه دست های کوچکش را به سوی آسمان بلند می کرد و میگفت: خدایا، کمکم کن تا زودتر به خانه برسم. ۴۸-نوع نقش نماهای مشخص شده در عبارت زیر را بنویسید. در گذشته معمولاً شاعران، اشعار دیگران را نقد می کردند ولی دوست نداشتند کسی درباره شعر خود نظر بدهد، اگرچه نقد دبی در گذشته کاربردی نداشته است. ۴۹جمله ای بنویسید و در آن حرف اضافه، حرف پیوند وابسته ساز و نقش نمای اضافه به کار ببرید. ۵۰-جاهای خالی را با نقش نماهای مناسب کامل کنید. نصر الله از آن مردانی بود …………….. اصلاً ………………. هیچ چیز دل بستگی نداشت …… از خردسالی یتیم ماند بود و هرگز هم ازدواج نکرده بود. او احساسات خانوادگی ……. لغو می‌دانست. ۵۱-در جاهای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید.  اکنون از بازگشت ……… خانه بسیار خوشحالم ………….. در ته دل خود چیزی غیرعادی احساس می‌کنم. ۵۲-در جای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید. خاطره نویسی سبب می شود …………. انسان آثاری ماندگار ……… لحظه‌های عمر خویش ……… جای بگذارد. ۵۳-کلمه‌ی «برادر» را در سه جمله یک بار با نقش نمای منادا، یک بار با حرف اضافه و یک بار با نقش نمای اضافه به کار ببرید. ۵۴-در عبارت زیر پیوندهای هم پایه ساز و وابسته ساز را مشخص کنید. سعدی نویسنده است و شاعر، اما در نویسندگی، شهرتش بیشتر به سبب گلستان است در صورتی که غیر از آن، کتاب های دیگری نیز دارد. ۵۵-در جای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید. نهاد ، کلمه ………. گروهی از کلمات است ……….. درباره‌ی آن خبر می‌دهیم. ۵۶-جمله‌ی زیر را ویرایش و اصلاح کنید.   در دانشگاه هم ما درس می خواندیم ، هم دانشجویان رشته پزشکی. ۵۷-چرا نگارش جمله‌ی زیر نادرست است؟    هم من به ورزش علاقه دارم، هم علی ۵۸-خلاصه نویسی یک کتاب چند نوع است؟ توضیح دهید. ۵۹-فواید خلاصه نویسی را بنویسید. ۶۰-چه نوع مطالبی را نمی‌ی آن جیک بار با نقش نمای منادارتوان خلاصه کرد؟ ۶۱-خلاصه کردن کتاب به سبک خود نویسنده چگونه انجام می‌گیرد؟ ۶۲-خلاصه کردن یک کتاب به قلم خودمان چگونه انجام می‌گیرد؟ ۶۳-اگر بخواهیم داستانی را خلاصه کنیم، چه مواردی را باید ذکر کنیم؟ ۶۴-در خلاصه نویسی چه مواردی را می توان حذف کرد؟ (۴مورد) ۶۵-اگر بخواهیم یک نوشته ی علمی را خلاصه کنیم، چه چیزهایی را باید بیان کنیم؟ ۶۶-یک فعل را چگونه میتوان خلاصه کرد؟ ۶۷-عبارت زیر را خلاصه کنید.  علما و دانشمندان معتقدند، واکنش و عکس العمل والدین در شکل گیری شخصیت کودک مؤثر است. ۶۸-جمله‌ی زیر را با حذف مترادف ها ، خلاصه کنید. برای نوشتن قصه و داستان می توان از روش ها و راههای مختلف و گوناگونی استفاده کرد. ۶۹-جمله‌ی زیر را با حذف مترادف ها خلاصه کنید. مطالعه ی زبان به شیوه و روش جدید و تازه و به قصد شناختن خود آن کار ساده و آسانی نیست. ۷۰-به کارگیری نشانه های خطی مثل حرکات در چه صورتی الزامی است؟ مثال بزنید.
نمونه سوال ادبیات۱ دی ماه
نمونه سوال ادبیات ۱ دی ماه

سؤالات امتحان درس :

ادبیات فارسی ۱

رشته : عمومی

ساعت شروع : ۸ صبح  

مدّت امتحان : ۸۰ دقیقه 

سال اوّل آموزش متوسطه

دبیرستان

تاریخ امتحان :

دی  ماه سال

نام دبیر :


ردیف

سؤالات

نمره

الف

بیان معنی شعر و نثر ( ۶ نمره )

معنی بیت ها و عبارت های زیر را به نثر ساده و روان بنویسید .

۱- تو مرا برخویشتن گیر و بگوی که من او را توانستم آوردن ، نگاه نیز توانم داشت.

۲-    کار پاکان را قیاس از خود مگیر            گرچه ماند در نبشتن شــــیر وشـــیر

۳- تا با خاک انس نگیری ، راهی به مراتب قرب نداری .

۴-چو سهراب شیر اوژن او را بدید               ز باد جوانی دلش بر دمید

۵- آتشک دست سمک باز پس بست و پا لهنگ در گردن وی افکند.

۶- قطره ی علم است اندر جان من               وارهانش از هوا و ز خاک تن

۷- ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری ، در پای افکننده ی گردن کشان از سروری .

۸- جوانی که جلوتر از من ایستاده ، تازه پشت لبش سبز شده ، صورتش گل انداخته .

۷۵/۰


۱ 

۵/۰

۱

۵/۰


۷۵/۰

 ۷۵/۰

۷۵/۰

 

ب

درک مطلب : ( ۴نمره )

۱- با توجه به بیت های زیر به پرسش ها پاسخ دهید :

    منم آن تشنه ی گهر برده       بخت من زنده بخت تو مرده

    تومراکشتی وخدای نکشت     مقبل ان کز خدای گیرد پشت

   وای برجان تو که بد گهری     جان بری کرده ای جان نبری

     الف ) – منظور از تشنه ی گهر برده کیست ؟

ب‌)    – گوینده چه کسی را خوشبخت می داند ؟

پ)    – تفاوت معنایی گهر در بیت اول وآخر چیست ؟

ت)     – چرا بد گهر جان سالم بدر نمی برد ؟

۲- با توجّه به  بیت زیر گوینده در چه صورتی غم واندوه نخواهد داشت ؟

گرهزاران دام باشد هر قدم       چون تو با مایی نباشد هیچ غم   

۳-در عبارت « خاک مظهرفقر مخلوق در برابر غنای خالق است معنای آن که در نماز پیشانی بر خاک می گذاری همین است …»    نویسنده به کدام یک از ارکان نماز اشاره کرده است ؟

۴-در بیت « مردی از شرق برخاست / آسمان را ورق زد. » مقصود از مرد کیست؟

۵/۰

 

۵/۰

 

۵/۰

۵/۰

 

۵/۰

 

۵/۰

 


۵/۰ 

 

 

۵-در شعر زیر مقصود از قسمت مشخص شده چیست ؟   

  مادرم   /    آب و آیینه و قرآن در دست   /   روشنی در دل من می بارد .

۵/۰

پ

معنی لغت ( ۲ نمره )

در موارد زیر لغات و ترکیبات مشخص شده را معنی کنید .

۱-   من با تبختر گفتم      ۲-  این جا آیینه ی تجلّی همه تاریخ است    ۳- لوای ستم بر تو شد استوار ۴- نباید به گیتی کسی تاجور      ۵- چنین رفت و این بودنی کار بود    ۶- چنین گفت فرزند خیر الانام ۷-   نکته گفتی با همه سوداگران                 ۸- تاریخ مشیّت باری تعالی است

ت

خود آزمایی ( ۳ نمره )

۱- در شعر زیر دو نماد بیابید و توضیح دهید:

شب شبی بی کران بود/ دفتر آسمان پاره پاره/ ابرها زرد و تیره/ فصل، فصلِ خزان بود

        ۲- با توجّه به مصراع های : ” مادرم / آب و آیینه و قرآن در دست / روشنی در دل من می بارد .”

 شاعر به چه سنّتی اشاره دارد؟

۳-تعزیه وتئاتر چه فرقی باهم دارند ؟

۴-مهم ترین پیام داستان « طوطی و بقّال » چیست ؟

۵- عبارت : « ای پهلوان به اقبال تو شیر آمدم » به کدام ضرب المثل رایج در فارسی اشاره دارد ؟

۱

 

 

 

۵/۰

 

۵/۰

۵/۰

۵/۰

ث

دانش های ادبی ( ۳ نمره )

۱- موضوع اصلی ادبیات پایداری چیست ؟

۲-درا دبیات غرب  به نمایشی که تصویر ناکامی اشخاص برجسته است  .       .        .      می گویند

            ۳ – بارزترین آرایه این بیت کدام است ؟

         ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد //  چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

          ۴-دربیت زیر چند مشبه به وجود دارد ؟ مشخص کنید.

     ای برادر قصه چون پیمانه است          معنی اندر وی به سان دانه است

۵-   نام نویسندگان این آثار رابنویسید : الف ) مثل چشمه مثل رود (                 )  ب) هفت پیکر

۶- دو مورد از ویژگی های حماسه را نام ببرید .

۵/۰

۵/۰

 

۵/۰

 

۵/۰

 

۵/۰

 

۵/۰

ج

شعر حفظی ( ۲ نمره )                            موارد زیر را کامل کنید

چاک شده شده آسمان ، ……………………….  عنبر و مشک می دمد ،…………………………..

رونق باغ می رسد ، چشم و چراغ می رسد ……………………………………….

گفتم ز مهر ورزان …………………………                  

آب و آفتاب و آیینه ، در قاب لحظه هایتان جاودانه باد                                                              

۲۰

|
The following two tabs change content below.

shahrefarsi

شهرفارسی مجله ای اینترنتی برای ایرانیان است که در زمینه های مختلف خبری ، علمی ، آشپزی ، فناوری و... فعالیت می کند . صفحات ما را در گوگل ، فیس بوک و توییتر لایک کنید ! این باعث افتخار ماست .

مطالب پیشنهادی :

۴ نظر

  1. N.S می‌گه:

    ممنون از نمونه سوالات ادبیات و زبان فارسی
    امیدوارم سوال هائ امتحان هم از این سوالات باشه

  2. نازنین می‌گه:

    سوالاتون عالی اما من از درک مطلب چیزی متوجه نشدم اگر می شود توضیحی دراین بخش بنویسید

  3. houshyar می‌گه:

    خییییییلی درهم بود خیلی سخته که مطالب مورد نظر رو پیداکنم

  4. houshyar می‌گه:

    فونت مطالب خیلی بده و اصلا واضح نیستند

ارسال نظر