خانه / جوک / حرف های بامزه

حرف های بامزه


المپیک تموم شد ، دانلود افتتاحیه اش هنوز برا من تموم نشده!
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.


کسانی هستند که ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم.مثل ساعت هایی که صبح دلسوزانه زنگ می زنند و در میان خواب وبیداری بر سرشان می کوبیم.بعد می فهمیم که خیلی دیر شده.

 

لامصب تو مهمونی موقع غذا وقتی یه آدم با کلاس میشینه روبروت انگار فکت سوراخ میشه هرچی میخوری میریزه رو لباست

 

دیوار موسسه بیمه رو تازه رنگ کردن روش نوشتن “لطفا روی دیوار چیزی ننویسید” یکی اومده با اسپری روش نوشته “چشم داداش شما جون بخواه”

 

هواپیمایی با 140 مسافر در حال پرواز بود. ناگهان صدایی از بلندگو گفت: من کاپیتان هستم، متاسفانه بال سمت راست هواپیما آتش گرفته و شما می تونید از پنجره ببینید، ولی نگران نباشید… و متاسفانه همین الان بال سمت چپ هم آتش گرفت. همه نگاه کردند دیدند بال سمت چپ هم داره می سوزه.
مدتی بعد خلبان دوباره گفت: سکان هواپیما هم آتش گرفته، شما نمی تونید ببینید ولی ما داریم تلاشمون رو می کنیم. اگر شما به زیر پاتون نگاه کنید حفره هایی رو می بینید…
همه نگاه کردند دیدند کف هواپیما سوراخ سوراخ شده.
خلبان ادامه داد: و از داخل این حفره ها قایق نجاتی رو داخل اقیانوس می تونید ببینید. من از داخل این قایق دارم با شما صحبت می کنم!


آدم ها
شما را به خـــــــــــــــــدا اگــــــــــــــــر میخــواهیــــــــــد عاشق شوید عاشــــق همان شوید کــــــــــه هســــــــــت

نه عاشق بتــــی که قرار است ازاو بســـازید

ینی کجاست؟؟
الان نزدیک به نیم ساعته که ایرانسل بهم اس نمیده، دلم شور میزنه.


اون روزی که مادر پدرا بفهمن دیگه لازم نیست وقتی با خارج حرف میزنن پای تلفن داد بزنن، اون روز روز عید جوانه های بهاریه.

 

فقط حرف های استاد ریاضی حرف حساب بود.

مامان بابام دعواشون شده بود 3 روز بود قهر بودن‌… بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم گفت بیا پارک سر خیابون کارت دارم!!!! منم رفتم گفتم جانم؟ برگشته میگه: ببین عزیزم 3 شب هست که شام درست حسابی نخوردیم داریم هر شب نون و ماست میخوریم ، 3 شبه رو کاناپه دارم میخوابم کمرم تا نمیشه پدرم دراومده!!! گفتم خوب چیکار کنم؟ دعوا نکنین خوب ‌! برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیوفته!!! گفتم: بابا حرفات بـــــــــــــــو داره یعنی چی؟!!! برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد، تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی بعد من بلند شم بزنم تو گوشت و پرتت گنم گوشه ی اتاق. بگم ببند دهننتو نباید به مامانت از گل نازکتر بگی.

 


زن واسه هضم دلتنگی هاش گریه نمیکنه خریـــــــــد میکنه !!!

 

جواب یه حرفایی، یه نفس عمیقه …

بزار تو دلت بمونه
این جوری قشنگ تره !

 

یه دونه پشه الان رو دیوار خابیده ، برم دم گوشش وز وز کنم؟.

 

واقعا چرا تا مدت ها دفتر 80 برگ نداشتیم؟


60 کم بود،

100 زیاد ؟ !

مشکلاتی برای تحصیل داشتیمـــــــــا !

 

بدجوری به دلم نشستی

.
.
.
.
.
.
.
.
پاشو درست بشین!!!

 


توی پارک قدم می زدم یه بچه 3 یا 4 ساله دستاشو پشتش گره زده بود تند را میرفت مامانشم پشت سرش هی می گفت امیر محمد صبر کن وایسا کارت دارم…. یه دفه وایساد داد زد : اه… مامان ولم کن دیگه منم مشکلات خاص خودمو دارم!!

 

تو مرا به دلتنگـــــــــــی سپردی و رفتی ..
اصلا اشکالی ندارد … من تورا به خــــــــــــــدا می سپارم …

 

آدم‌های قد بلند را برای خودشان دوست داشته باشید
نه برای اینکه دستشان به کابینت‌های بالایی آشپزخانه میرسد

فک و فامیله داریم؟؟؟؟؟؟؟؟


پسر عمم با یه دختره دوس شده بود فک کنم اولین بارش بود؛ میخواستن برن کافی شاپ؛ بهم اس داد گفت چی بخوریم که هم باکلاس باشه هم ارزون؛ من فینگلیش اس دادم moz bastani (موز بستنی بخور؛ رفته بود هرکافی شاپی پرسیده بود بهش خندیدن گفتن نداریم؛آخرش فهمیدم میگفته موز باستانی دارین؟

یعنی اینا لکه ننگ فامیلنا

 

میخاستم اتاقمو جاروبرقی بکشم و در حینش آهنگم گوش کنم!

ام پی 3 مو روشن کردم شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن
بعد 5 دقیقه مامانم زد رو شونم.
هدفونو در آوردم گفتم ، جانم مامان؟!
گفت جارو خاموشه!!!

 

آدم دلش می سوزد برای چراغ راهنمایی که عمری است در جا می زند وهنوز به مقطع دبیرستان نرسیده است .

 


پسر عموم قدِ زرافه رشد کرده!!!!

هیکلش مثل فیل از نوع ماموت میمونه!!!
قیافش هم مثل گوریلِ پیره !!!
اکیپى باهم رفتیم بیرون!!!
بعد دوست دخترش تو جمع بهش میگه:
جوجو ىِ من…!!

 

به دوستم گفتم سه بار پشت سر هم بگو


سه سیر سرشیر سه شیشه شیر !

نامبرده حدود یک ساعته لکنت زبون گرفته !

 

فرقــی نمی کنــد…

با چتــر باشیــم … یا بدون چتــر..!!

((بی دوست)) خیس بارانیـــــم…!!

 

شناگر ایران بین هشت نفر شیشم شده !!

بعد مربی شنای ایران میگه فراتر از حد انتظار ما ظاهر شده !!
لامصب انتظار داشته یارو غرق شه ؟!!

 

اسکل راگفتند:

یااسکل،
اینهمه اسکلی ازکجااورده ای
ازجای برخاست وفرمود
بیهوده گو،من ازروزازل
…اسکل بودم
خاموش باش،
مریدان اسکل همه دچارتشنج شدندو
اینچنین شدکه
همگان دانستند
ازهیچکس نبایددلیل اسکلی اش راپرسید!!!

 

مدادم تنها کسی است که سر امتحان از مغزش استفاده میکند

 

خیلی مواظب باش!!
اگه با شنیدن صداش دلت لرزید…

اگه با بدی هاش فرار نکردی و موندی…

دیگه تمومه…!!

اون شده همه ی دنیات

 

آهویی دارم اسکوله فرار کرده ز دستم! دوریش برایم مشکله کاشکی اونو می کشتم!

 

ضرب المثل بسیار پند آموز:دی


کوه به کوه نمیرسه وانگهی دریا شود‎( کریستین رونالدو )‎

هیچ جای این شهر
از یادت در امان نیستم

حتی به کوچه ی علی چپ

که می روم !.

 

برای هر آدمی قد شخصیت و فهمش انرژی بذار
بیشتر که بشه ؛
خودت زیر سوال میری

 

خداجون عاشقتمــــــــ


ســــه حرف دارد
اما برای پر کردن تنهایی من حرف ندارد

“خـــــــــــدا “

 


– دقت کردین این روزها اگر ده تا سنگک بخری، ملت یه جوری نگاه می کنن انگار پرادو سوار شدی!

 


داشتم با خواهرم تلفنی حرف میزدم بچه هاش هی‌ میومدن از هم شکایت میکردن

خواهرم ام برگشت بهشون گفت دارم با تلفن حرف میزنم برین همدیگه رو بزنین
فک و فامیله داریم؟

 


مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند. وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!

 

یه سوال..


میخوام بدونم که کیفای مدرسه شما هم بو نون پنیر مونده می‌داد و نارنگی له شده یا فقط برای من اینجوری بود ؟؟؟

 

هوایی را می خواهم که بوی نفس های تو چاشنی وجودش باشد!
همیشه رفتن راه رسیدن نیست …! ولی برای رسیدن باید رفت … در بن بست نیز راه آسمان باز است! پرواز بیاموزید…
بعضی آدمها باید مثل جعبه ی سیگار برچسب هشدار داشته باشن
تا فراموش نکنی که دوست داشتنشون
فقط برای تو ضرر داره…

 

بیا و خوبی کن….والا!!!


مورچه رو انداختم تو بشقاب بیسکوییت ویفر ، تکون نمی خوره ؛ فک کنم از خوشحالی سکته کرده !!!

 


پدر:غلط میکنی دختر،وایسابرو خونه ی شوهرت هرغلطی خواستی بکن

شوهر:فکرکردی اینجا خونه ی باباته هر غلطی دلت خواست بکنی

 


بابام اومده بهم میگه : پاشو برو ماشین رو بزن تو پارکینگ میگم : بابا به خدا خسته م ، نمی تونم !! میگه : ده تومان می دم برو ، منم خسته م….. میگم : بیخیال …. ده تومان میدم خودت برو …. پاشده شلوارش و می پوشه و میگه مرد نیستی اگه ندی پای مردونگیم موندم ده تومان پیاده شدم بهش دادم !!! داد میزنه میگه : خانوم پاشو بیا بریم بستنی بخوریم !!!!!


امروز اومدم سر صحبت رو با بابام باز کنم بهش گفتم:چه خبرا؟ گفت خبر زیاده ولی به تو نمیگم که شب بری بذاری تو اون وبلاگت و منو سوژه کنی،برو پی کارت!!

 


چند روز گذشت از ماه رمضون هنوز کسی افطار دعوتمون نکرده که هیچ ،کسی هم در این خونه رو نزد یه آش کشکی شعله زردی اصن هیچی. ملت دین و ایمونشون سست شده………..

 

مست عشقم مست شوقم مست دوست / مست معشوقی که دنیا دست اوست . . .

 


اون گوشه از قلبم که مال هیچکس نیست: بیست تومن پیش ، ماهیانه چهارصد و پنجاه هزار تومن اجاره

آرام ام ، مثل مزرعه ای که تمام محصولش را آفت زده ، دیگر نگران داس ها نیستم !
زندگی خیلی بی رحمه… دیروز نزدیک بود برم زیر یه ماشین مدل پایین !

تاجری به کودکی گفت اگر بگویی خدا کجاست 1 سکه به تو می دهم. کودک گفت اگر بگویی خدا کجا نیست 2 سکه به تو می دهم. 

 

من عاشقانه دوستش دارم. و او عاقلانه طردم می کند منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است.
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.:))))))))))))))))
گمم نکن … در گوشه ای از حافظه ات می نشینم آرام … فقط بگذار بمانم ..
فک و فامیله داریم؟؟؟؟؟؟؟؟


بعد از مدتها داییم یه میس رو گوشیم انداخت….ذوق مرگ شدم….با کلی احساس بهش زنگ زدم میگم جــــــونم دایی جوووووووون کاری داشتین چه عجب یاد من کردین؟؟ با خونسردی تمام برگشته میگه نه دایی جان دستم خورد اشتباه گرفتم!! فک و فامیل با محبته من دارم؟؟
نامه زیبای کودکی که از ریاضی متنفر است: ریاضی عزیز… لطفا زود زود بزرگ شو و مسأله هاتو خودت حل کن و به دیگران تکیه نکن !
همه میمیرند ولی همه زندگی نمیکنند.
هر وقت این مامان بزرگ ما میگه:خدا اهلت کنه!یاده این اهلی کردن روباه تو شازده کوچولو میفتم!
گاهی فقط بوی یک عطر ؛ یک تشابه اسم ، برای چند لحظه ! باعث میشه دقیقاً احساس کنی …. که قلبت داره از تو سینه ات کنده میشه … !
یه عاشق میگه : اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم! اما….. یه رفیق میگه: اگه بمیرم هم نمیذارم برات اتفاقی بیفته


هر چه از دست می رود, بگذار برود

چیزی که به التماس آلوده باشد نمی خواهم, هر چه باشد
حتی زندگی !
می گویند این انعکاس کوه است ولی در حقیقت انعکاس زندگی است. هرچیزی که بگویی یا انجام دهی زندگی عینا به تو جواب می دهد.

 

توجه…..

عشق مثله پنیر میمونه، زیادش آدمو خنگ میکنه، نرمالش فقط تا یک ساعت آدمو سیر نگه میداره، هیچ کس هم بدونه پنیر نمرده . . .

 

“سر فرصت” به زمانی گویند که هرگز فرا نمیرسد !

 

بدون شرح……


خلاقیت

 

 


دوستم گفت فقط پیاز می تونه اشک آدم رو دربیاره… منم واسه اینکه ثابت کنم اشتباه گفته با نارگیل زدم تو سرش

 

هـــمـــــیــــشـــــــه عــکـــــــــس هـایـــم خــنــــــدان تــــرنــــــد ؛ تـــــــا ؛ مـــــــــــــــــن

 

چرا عاقل کند کاری که بعدا خود به خود گوید خودم کردم که لعنت بر خودم بادا بادا مبارک بادا

 

مــُــحبـــــت تنـهـــــــا جــوشـکــــاری است کــه، دلهـــای شـکـسـتـه را رایـــگان جــوش مـی دهـــــد . .

 

سمعک


یارو میره سمعک بخره فروشنده میگه: همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی.

 طرف میپرسه: هزارتومنی اش چطوری کارمی کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف میزنند.

 


خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم

کوروش بزرگـــ

 

کم کم دارم به این باور میرسم که مثلث برمودا زیرِ تخت منه !!

هر چی میفته زیرش, غیب میشه ….


از خروپف های بابام فیلم گرفتم که باورش بشه شبها خروپف میکنه برگشته بهم میگه فتوشاپه!!!:


یه دایی دارم که مگس رو تو هوا میگیره تو مشتش تکون تکونش میده میندازدش بیچاره مگس سر گیجه میگیره زن داییم هم فرصت پیدا میکنه با مگس کش بزنه لهش کنه

چه همکاری صمیمانه ای نه؟؟

 

آدم حساب کردن بـعضیــــا خـیانت بـه عالم بـشریته!!!

 


یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشتت الحق که آشغال خوری بچه .

 

اسمهای مجازی… تصویر های مجازی… مشخصات مجازی… و در بین این همه چیزهای مجازی… تنها یک چیز حقیقت دارد. “تنهایی من و تو”

 

 

تعدادى پیرزن با اتوبوس عازم تورى تفریحى بودند. پس از مدتى یکى از پیرزنان به پشت راننده زد و یک مشت بادام به او تعارف کرد راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ۴۵ دقیقه بعد دوباره پیرزن با یک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. این کار دوبار دیگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پیرزن باز با یک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسید چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خورید؟ پیرزن گفت چون ما دندان نداریم. راننده که خیلى کنجکاو شده بود پرسید پس چرا آن‌ها را خریده‌اید؟ پیرزن گفت ما شکلات دور بادام‌ها را خیلى دوست داریم!

 

خیلی باهوش بودم نه؟؟؟؟؟


یکی از مشکلات من در درس علوم اول دبستان این بود که فکر می کردم حس چشایی مربوط به چشمه، حس بینایی مربوط به بینی!

 

به مامانم میگم شام چی داریم ؟؟!! میگه : ” آنچه گذشت ” !!!!میگم یعنی چی ؟؟!! میگه : یعنی خلاصه ی هفته ی پیش !!

 

 


ﯾﻪ ﺳﻮﺳﻚ ﺑﮕﯿﺮﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺖ…ﯾﻪ ﻫﺰﺍﺭﭘﺎ ﺑﮕﯿﺮ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺖ…ﺟﻠﻮﯼ ﺁﯾﻨﻪ ﻭﺍﯾﺴﺎ…ﻣﻦ ﺍﻭﻥ ﻣﺎﺭﻣﻮﻟﻚ ﻭﺳﻄﯽ ﺭﻭﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯿﻜﻨﻢ …

 

مراقب باشین

بعضی ها همون طور که هندونه زیر بغلت میذارن

پوست موز زیر پات میندازن

 

پیر شدم آخرش نفهمیدم کاربرد  مداد سفید تو جعبه ی مداد رنگی چی بود؟؟؟؟؟

 

ساعت 5 صبح ، پدر صبحانه مى خورد و من شام …

به فاصله ى نسل ها مى اندیشم…

 


زندگـــی کن حتی اگـــر بهترین هایت را از دســـت دادی چون ایــن زندگـــی کردن خواهد بــود کـه : برایت بهترین های دیـــگر میسازد !! .

 


مامانم یه ظرف انگور گذاشت روی میزم من هم هی می‌خوردم، بعد از ده دقیقه اومد بردش! گفتم چرا می‌بری؟ گفت یادم رفته بشورمش! امنیت جانی ندارم من تو این خونه !!!!

 

دلتنگی..


همیــــشه جایی در حوالی دلتــنگی من جــاری می شــوی…

جــاری می شــوی در ابـــریِ چشــمانـــم…
و می بـــاری آنقــدر تا زلال شـــوم…
تا آســمانی شــود هــوایِ دلــم…
آنقــدر که با همـــه روحـــم حــس کنـــم…
داشتــــن تو …
می ارزد…
به تمـــام نداشــته هـــای دنیــــا…

 

بچه ها بخدا نمی‌خوام از خودم تعریف کنمااا


اما باور کنین تو هر بانکی که پا میذارم , درش خود به خود باز میشه واسم !!!

یه همچین آدم مهمی هستم من !!

 

غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماکسیمای نو . با هزار زور وزحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4 راه بعدی دوباره میزنه به همون ماکسیما ، سرشو از ماشین بیرون میاره میگه : برو برو منم!!

 

 

رفتم الکتریکی محلمون گفتم زنگ درمون خرابه ، گفت برو میام درست میکنم ، هرچی منتظر شدم نیومد ، رفتم مغازش میگم چرا نیومدی؟ میگه اومدم هر چی زنگ زدم هیچکس درو باز نکرد…!!!

 


ﺗﺎ ﺳﻦ ۷ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﺍﺫﯾﺖ ﮐﻨﻢ ﻟﻮﻟﻮ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﻨﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻩ

 ۸ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﮐﻼﻏﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺧﺒﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﺒﺮﻩ

۹ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺪﺵ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﺳﻨﮕﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ

۱۰ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺑﺎ ﻫﺎ.

۱۱ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻬﺸﻮﻥ.

۱۲ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺠﺮﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻣﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ.

۱۴ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺎﺭﺝ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺁﻟﻤﺎﻧﻪ.

۱۶ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺮﻡ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ

۱۷ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﮐﺜﺮﺍﻻﻧﺘﺸﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ.


۱۹ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﭘﻮﻟﻬﺎﻣﻮ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺸﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﻣﯿﺸﻪ

۲۰ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﯾﻮﮔﻮﺳﻼﻭﺍﮐﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ

ﺗﻮ ﺳﻦ ۲۱ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻧﻮ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺷﺪﻡ

 

درباره shahrefarsi

شهرفارسی مجله ای اینترنتی برای ایرانیان است که در زمینه های مختلف خبری ، علمی ، آشپزی ، فناوری و... فعالیت می کند . صفحات ما را در گوگل ، فیس بوک و توییتر لایک کنید ! این باعث افتخار ماست .

1 دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

theme